|
*روستای قلعه بابو* روستای حافظان قران کریم
| ||
|
لغات عامیانه قلعه بابو شاره:وسیله ای است برای اوردن گندم ،جو،یونجه،پیش وغیره. پَله:گذاشتن انواع پیش دور خرمن برای جلوگیری از بردن کاه توسط باد. یُو:وسیله ای است برای شخم کردن زمین. تیجه: وسلیه ای برای ابکش کردن برنج. چُن:وسیله ای برای خرد کردن گندم ها به وسیله گاو. شِشله:روزی از سال است که خیلی سرد است وبه تعبیر قدیمی ها 60روزسال به یک طرف و6روز دیگر به طرف دیگر از لحاظ سرما.(اول اسفند) جاجیم ننه پیر:مردم اعتقاد دارند که اگر ننه پیر جاجیم خود را به آب بزند بارندگی زیاد می شود،واگر به باد بزند باد زیاد می اید. خرران:ابزاری برای راندن الاغ واحشام. جُل:وسیله ای که بر پشت الاغ می گذارند برای سوار شدن. پرچ:دیواری برای جلوگیری از ورود دزدان وحیوانات وحشی به داخل حیاط. دثار:ابزاری برای ارد کردن کندم وجو. لانجین:وسیله ای برای خمیر کردن برای پخت نان. نا قالی:شخصی است که پوستی به تن خود میکند وزنگ های متعددی به خود میبندد ودورروستا می چرخد و مردم هم به دنباله او میروند واو را با گوله برفی میزنند.(دهم بهمن) چراغ تور:وسیله ای برای روشنای خانه. چراغ دستی:وسیله ای برای ابیاری در شب که از ان برای روشنایی استفاده می کنند. سیلان:خانه ای است چوبی که در فصل تابستان از ان برای خنک شدن استفاده می کنند. کنگر:غذایئ برای الاغ ها. تیره: دیوار کوچکی برای مشخص کردن مرز زمین های کشاورزی. بیل داری:فعالیتی جهت تمیز کردن جوب های آب کشاورزی. آغوز:شیر اول بعد از زایمان حیوانات. ززوی:ماده ای برای درست کردن غره قروت. مامه چوچوی:یک نوع سبزی خوراکی که در فصل بهار در کنار جوب های اب رشد میکند وبسیار خوش خوراک است. شنگه:یکی از ادویه جات برای غذا ها در فصل بهار رشد میکند. خوشا روزه:گیاهی است تیغ دار که داخل دوغ می ریزند برای خوش طعمی دوغ. بابونه:گیاهی است زرد رنگ دارای خواص های بسیار(برای خواندن خواص ان به کتاب خواص گیاهان داردیی مراجعه کنید). پینه:گیاه کوچکی است که در کنار نهر های اب رشد میکند ومردم روستا ازان به عنوان سبزی درسفره استفاده میکنند(فصل محصول بهار). پنگ اله:ته مانده انگورباغها(چیدن همگانی انگور). پرتو:ابزاری برای ساختمان سازی. مهتابی:مکانی جلوی خانه برای استراحت درفصل تابستان. غربیل:ابزاری برای بیختن گندم وجدا کردن ضایعات از ان و......... یوآشن:ابزار ساخته شده ازچوب واهن مخصوص خرمن کوبیدن وبافه دادن. بافه:جمع کردن گندم ها وعلوفات به صورت کوچک برای راحتی بار کردن وجلوگیری از باد زدن. خرمن:محلی برای جمع اوری گندم ،جو،گاودانه وغیره. گره کردن:جمع کردن گندم ها در دست هنگام دروکردن. دست غاله:ابزاری برای چیدن گندم،یونجه،شبدر،جو و غیره. پاجه:سوراخی است درپشت بام ها ودیوارها برای روشنایی. دکبیله:ابزاری برای درست کردن نخ از پشم گوسفندان.(دوک) کاه گل:مخلوط کردن خاک با کاه برای کشیدن بر روی پشت بام ودیوارها. پایه:یک نوع وسیله گرمایشی برای زمستان(درست شده ازفضولات حیوانات). بازنه:سوراخی برای انتقال دود از تنور نان پزی. شن کش:ابزاری برای مخلود کردن دانه ها با خاک. حیمه:یک نوع سوخت برای روشن کردن تنور برای پخت نان. آخور:محل ریختن کاه برای حیوانات. گَله دان:محلی برای نگهداری حیوانات در فصل تابستان. دالان:محلی برای عبورو مرور. سیله:وسیله ای برای رد کردن اب از پشت بام. گورون:وسیله ای برای راندن گاو برای شخم کردن زمین. اسبارکردن:عمل کندن زمین با بیل برای کشاورزی. گوی اری:عمل شخم کردن زمین با گاو برای کاشت. گُله جمع کردن:عمل جمع اوری خوشه های گندمی که درعمل دروکردن روی زمین ریخته. کولش:ساقه گندم بعد از جدا کردن خوشه گندم از ان قابل استفاده برای جول دوزی. گوآل:وسیله ای است برای حمل ونقل کردن کود،خاک،شن،علف وغیره که به وسیله الاغ انجام میشود. ارمنی بند:وسیله ای برای اوردن کاه ازخرمن به داخل کاه دان . قراره:گونیی است بسته برای اوردن علف وکاه. کُلکه:جمع کردن گندم های چیده شده دور هم برای مصون ماندن از با شدید وراحتی بار زدن. کِله کان:یک نوع وسیله چرمی برای محافظت از ناخن ها برای چیدن گندم یا جو. سنگ دست غاله:ابزاری برای تیزکردن داس. کیزیله:وسیله ای برای اوردن اب. چِر:شاخ وبرگ زائد حرس شده از درختان. پِشک کردن:همان قرعه کشی امروزی. گی کردن:تقسیم کردن گوسفندان برای بردن به چراگاه (نوبتی بردن). کیش کردن:عمل راندن گوسفندان برای بردن به صحرا. چاش:کلمه ای برای نگه داشتن الاغ..هی کردن عمل راندن الاغ. شیرجوش:جوشاندن شیر گوسفند با استفاده از سنگ برای خوردن درفصل تابستان(گی گله). شاته:یک نوع نون است گرد برای گرفتن سرشیر برای صبحانه(بسیارخوشمزه است شهری ها). اگردک:سوغات معروف قلعه بابو(درست شده ازشیر،آرد،شکر،تخم مرغ،روغن). موسیر:گیاهی است شبیه برگ پیازکه دارای خاصیت دارویی زیادی است وبرای سلامتی مفید است. مترسگ:ادمی چوبی برای ترساندن کلاغ ها برای جلوگیری از حمله به مزارع. شونشینی:عمل دید وبازدید در شب(به صرف شام یا غیره ). سرسوره بازی:عمل سریدن بچه ها در فصل زمستان با مشما از روی تپه ها در زمستان. دره قشلاق:تفریگاه معروف ودیدنی قلعه بابو در فصل های بهار وتابستان. پته لاغ:یک نوع تیغ چسبنده در گندم ها. جوموشک:یک نوع گیاه است که خشک شده ان ازبنزین خطرناک تر است برای اتش زدن مزراع. نُک کلاغ:یک نوع ماده خوردنی درفصل تابستان برای بچه ها(محل رشد درگندم ها). علف پخته:نوعی خوراک محلی قلعه بابو(تشکیل شده ازشنگه،پاقض قان وچمول). علفه:نوعی خوراک دام ها واحشام. ناشتا:همان صبحانه معروف. چوله:قطعات خرد شده چوب. چره کردن:عمل چیدن پشم گوسفندان در فصل بهار و پائیز. قلعه قلچه:چیدن سنگها برروی یکدیگر برای نشانه گذاری در صحر. اِسل:محل یا مخزن جمع آوری آب برای کشاورزی. جول شستن:عمل شستن فرش ها در روز عید نوروز. درقلعه:میدان روستا. گله دوشی:ظرفی برای دوشیدن شیر در ان. شیر پاله:پارچه ای برای صاف کردن شیر ازمواد زائد. دامون:پایین در برابر بالا به کار می رود. افتو:خورشید. میلیچ:همان گنجیشک منقل:وسیله ای برای گذاشتن اتش در ان برای زیر کرسی. دیلم:وسیله ایی برای کندن دیوار و زمین. دروش:وسیله ایی برای سوراخ کردن کفش. سیز:مکانی برای نگه داری کاه و احشام. وراز:گراز. شونه به سر:هدهد شوکور:خفاش ویلان:بی مادر قشقه:نحس اوروسی:نوعی کفش اوراغچه:داس،وسیله ایی برای چیدن کشت زنبول:سبد. بقچه:پارچه ای برای قرار دادن لباس در ان. گالش:کفش پلاستیکی. اوسار:افسار حیوانات. میخ طیله:میخی برای مهار حیوانات. طیله:همان طوله. اوی دو:همان اب دوغ. سوزه:همان علف . خین:خون. بید:بود. اوو:همان اب. گو:گاو. چپش:بز نر کم سن. تگه:بز نر. شسشک:گوسفند ماده کم سن. غورماغه:همان غورباغه. دوکن:همان مغازه. ننه:مادر شولال:دراز
موضوعات مرتبط: اصطلاحات محلی قلعه بابو [ ] [ ] [ علی حمزه ئی ]
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||