*روستای قلعه بابو*
روستای حافظان قران کریم 
قالب وبلاگ
لینک های مفید
پائیز روستا

 

 


موضوعات مرتبط: عکس های پائیزی روستا
[ ] [ ] [ علی حمزه ئی ]
[ ] [ ] [ علی حمزه ئی ]

ملو(شیرین بیان)- گل گاو زبان- گل ختنی-اوشوم(اویشن)-کُلکِ گربه- پینه-ما ما چوچو- ریواس

کنگر-میخک- گل اروانه- خاکجی-کتیره- پونه- گل انگشتر-موسیر – بارهنگ -شیر اوله-جوقاسم

بالنگو-شم لیله-خوشاروزه-شنگه-پا قزقان-چمول-گلم بارماغی-بل کواز-سلم-قارا توپوزه-  بادیان  

گل کوی چک- شادانه-  خُلفه-کتیرا- مورت-میرم نخودی- سیر کوهی- لیز- تورشک -  پینه چربه

            برای دیدن خواص دارویئ هر کدام مراجعه شود به سایت گیاهان داروئی.

www.mprn.ir

www.parsiteb.com

 

 

 


موضوعات مرتبط: گیاهان خوراکی ، دارویی روستا
[ ] [ ] [ علی حمزه ئی ]
سنگ نوشته های تاریخی موجود در در قشلاق که مربوط به یک شکار گاه قدیمی است.و در حال حاضر یکی از مکان های تفریحی تاریخی قلعه بابو می باشد دعوت میکنم از این مکان دیدن کنید.

سنگ نگاره های قلعه بابو 

سنگ نگاره های قلعه بابو

منطقه دره قشلاق
 منطقه سنگ نگاره های دره قشلاق


موضوعات مرتبط: سنگ نوشته های تاریخی روستا
[ ] [ ] [ علی حمزه ئی ]
[ ] [ ] [ علی حمزه ئی ]
[ ] [ ] [ علی حمزه ئی ]

 

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: گالری تصاویر روستا
[ ] [ ] [ علی حمزه ئی ]

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: عکس های بهاری روستا
[ ] [ ] [ علی حمزه ئی ]

لغات عامیانه قلعه بابو

شاره:وسیله ای است برای اوردن گندم ،جو،یونجه،پیش وغیره.

پَله:گذاشتن انواع پیش دور خرمن برای جلوگیری از بردن کاه توسط باد.

یُو:وسیله ای است برای شخم کردن زمین.

تیجه: وسلیه ای برای ابکش کردن برنج.

چُن:وسیله ای برای خرد کردن گندم ها به وسیله گاو.

شِشله:روزی از سال است که خیلی سرد است وبه تعبیر قدیمی ها 60روزسال به یک طرف و6روز دیگر به طرف دیگر از لحاظ سرما.(اول اسفند)

جاجیم ننه پیر:مردم اعتقاد دارند که اگر ننه پیر جاجیم خود را به آب بزند بارندگی زیاد می شود،واگر به باد بزند باد زیاد می اید.

خرران:ابزاری برای راندن الاغ واحشام.

جُل:وسیله ای که بر  پشت الاغ می گذارند برای سوار شدن.

پرچ:دیواری برای جلوگیری از ورود دزدان وحیوانات وحشی به داخل حیاط.

دثار:ابزاری برای ارد کردن کندم وجو.

لانجین:وسیله ای برای خمیر کردن برای پخت نان.

نا قالی:شخصی است که پوستی به تن خود میکند وزنگ های متعددی به خود میبندد ودورروستا می چرخد و مردم هم به دنباله او میروند واو را با گوله برفی میزنند.(دهم بهمن)

چراغ تور:وسیله ای برای روشنای خانه.

چراغ دستی:وسیله ای برای ابیاری در شب که از ان برای روشنایی استفاده می کنند.

سیلان:خانه ای است چوبی که در فصل تابستان از ان برای خنک شدن استفاده می کنند.

کنگر:غذایئ برای الاغ ها.

تیره: دیوار کوچکی برای مشخص کردن مرز زمین های کشاورزی.

بیل داری:فعالیتی جهت تمیز کردن جوب های آب کشاورزی.

آغوز:شیر اول بعد از زایمان حیوانات.

ززوی:ماده ای برای درست کردن غره قروت.

مامه چوچوی:یک نوع سبزی خوراکی که در فصل بهار در کنار جوب های اب رشد میکند وبسیار خوش خوراک است.

شنگه:یکی از ادویه جات برای غذا ها در فصل بهار رشد میکند.

خوشا روزه:گیاهی است تیغ دار که داخل دوغ می ریزند برای خوش طعمی دوغ.

بابونه:گیاهی است زرد رنگ دارای خواص های بسیار(برای خواندن خواص ان به کتاب خواص گیاهان داردیی مراجعه کنید).

پینه:گیاه کوچکی است که در کنار نهر های اب رشد میکند ومردم روستا ازان به عنوان سبزی درسفره استفاده میکنند(فصل محصول بهار).

پنگ اله:ته مانده انگورباغها(چیدن همگانی انگور).

پرتو:ابزاری برای ساختمان سازی.

مهتابی:مکانی جلوی خانه برای استراحت درفصل تابستان.

غربیل:ابزاری برای بیختن گندم وجدا کردن ضایعات از ان و.........

یوآشن:ابزار ساخته شده ازچوب واهن مخصوص خرمن کوبیدن وبافه دادن.

بافه:جمع کردن گندم ها وعلوفات به صورت کوچک برای راحتی بار کردن وجلوگیری از باد زدن.

خرمن:محلی برای جمع اوری گندم ،جو،گاودانه وغیره.

گره کردن:جمع کردن گندم ها در دست هنگام دروکردن.

دست غاله:ابزاری برای چیدن گندم،یونجه،شبدر،جو و غیره.

پاجه:سوراخی است درپشت بام ها ودیوارها برای روشنایی.

دکبیله:ابزاری برای درست کردن نخ از پشم گوسفندان.(دوک)

کاه گل:مخلوط کردن خاک با کاه برای کشیدن بر روی پشت بام ودیوارها.

پایه:یک نوع وسیله گرمایشی برای زمستان(درست شده ازفضولات حیوانات).

بازنه:سوراخی برای انتقال دود از تنور نان پزی.

شن کش:ابزاری برای مخلود کردن دانه ها با خاک.

حیمه:یک نوع سوخت برای روشن کردن تنور برای پخت نان.

آخور:محل ریختن کاه برای حیوانات.

گَله دان:محلی برای نگهداری حیوانات در فصل تابستان.

دالان:محلی برای عبورو مرور.

سیله:وسیله ای برای رد کردن اب از پشت بام.

گورون:وسیله ای برای راندن گاو برای شخم کردن زمین.

اسبارکردن:عمل کندن زمین با بیل برای کشاورزی.

گوی اری:عمل شخم کردن زمین با گاو برای کاشت.

گُله جمع کردن:عمل جمع اوری خوشه های گندمی که درعمل دروکردن روی زمین ریخته.

کولش:ساقه گندم بعد از جدا کردن خوشه گندم از ان قابل استفاده برای جول دوزی.

گوآل:وسیله ای است برای حمل ونقل کردن کود،خاک،شن،علف وغیره که به وسیله الاغ انجام میشود.

ارمنی بند:وسیله ای برای اوردن کاه ازخرمن به داخل کاه دان .

قراره:گونیی است بسته برای اوردن علف وکاه.

کُلکه:جمع کردن گندم های چیده شده دور هم برای مصون ماندن از با شدید وراحتی بار زدن.

کِله کان:یک نوع وسیله چرمی برای محافظت از ناخن ها برای چیدن گندم یا جو.

سنگ دست غاله:ابزاری برای تیزکردن داس.

کیزیله:وسیله ای برای اوردن اب.

چِر:شاخ وبرگ زائد حرس شده از درختان.

پِشک کردن:همان قرعه کشی امروزی.

گی کردن:تقسیم کردن گوسفندان برای بردن به چراگاه (نوبتی بردن).

کیش کردن:عمل راندن گوسفندان برای بردن به صحرا.

چاش:کلمه ای برای نگه داشتن الاغ..هی کردن عمل راندن الاغ.

شیرجوش:جوشاندن شیر گوسفند با استفاده از سنگ برای خوردن درفصل تابستان(گی گله).

شاته:یک نوع نون است گرد برای گرفتن سرشیر برای صبحانه(بسیارخوشمزه است شهری ها).

اگردک:سوغات معروف قلعه بابو(درست شده ازشیر،آرد،شکر،تخم مرغ،روغن).

موسیر:گیاهی است شبیه برگ پیازکه دارای خاصیت دارویی زیادی است وبرای سلامتی مفید است.

مترسگ:ادمی چوبی برای ترساندن کلاغ ها برای جلوگیری از حمله به مزارع.

شونشینی:عمل دید وبازدید در شب(به صرف شام یا غیره ).

سرسوره بازی:عمل سریدن بچه ها در فصل زمستان با مشما از روی تپه ها در زمستان.

دره قشلاق:تفریگاه معروف ودیدنی قلعه بابو در فصل های بهار وتابستان.

پته لاغ:یک نوع تیغ چسبنده در گندم ها.

جوموشک:یک نوع گیاه است که خشک شده ان ازبنزین خطرناک تر است برای اتش زدن مزراع.

نُک کلاغ:یک نوع ماده خوردنی درفصل تابستان برای بچه ها(محل رشد درگندم ها).

علف پخته:نوعی خوراک محلی قلعه بابو(تشکیل شده ازشنگه،پاقض قان وچمول).

علفه:نوعی خوراک دام ها واحشام.

ناشتا:همان صبحانه معروف.

چوله:قطعات خرد شده چوب.

چره کردن:عمل چیدن پشم گوسفندان در فصل بهار و پائیز.

قلعه قلچه:چیدن سنگها برروی یکدیگر برای نشانه گذاری در صحر.

اِسل:محل یا مخزن جمع آوری آب برای کشاورزی.

جول شستن:عمل شستن فرش ها در روز عید نوروز.

درقلعه:میدان روستا.

گله دوشی:ظرفی برای دوشیدن شیر در ان.

شیر پاله:پارچه ای برای صاف کردن شیر ازمواد زائد.

دامون:پایین در برابر بالا به کار می رود.

افتو:خورشید.

میلیچ:همان گنجیشک

منقل:وسیله ای برای گذاشتن اتش در ان برای زیر کرسی.

دیلم:وسیله ایی برای کندن دیوار و زمین.

دروش:وسیله ایی برای سوراخ کردن کفش.

سیز:مکانی برای نگه داری کاه و احشام.

وراز:گراز.

شونه به سر:هدهد

شوکور:خفاش

ویلان:بی مادر

قشقه:نحس

اوروسی:نوعی کفش

اوراغچه:داس،وسیله ایی برای چیدن کشت

زنبول:سبد.

بقچه:پارچه ای برای قرار دادن لباس در ان.

گالش:کفش پلاستیکی.

اوسار:افسار حیوانات.

میخ طیله:میخی برای مهار حیوانات.

طیله:همان طوله.

اوی دو:همان اب دوغ.

سوزه:همان علف .

خین:خون.

بید:بود.

اوو:همان اب.

گو:گاو.

چپش:بز نر کم سن.

تگه:بز نر.

شسشک:گوسفند ماده کم سن.

غورماغه:همان غورباغه.

دوکن:همان مغازه.

 ننه:مادر

شولال:دراز

 

 

 

 

 

         

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: اصطلاحات محلی قلعه بابو
[ ] [ ] [ علی حمزه ئی ]

 زمستان95

ورودی روستا
زمستان89

 

 


موضوعات مرتبط: عکس های زمستانی روستا
[ ] [ ] [ علی حمزه ئی ]

امام علي (عليه السلام)


مراقب افكارت باش كه گفتارت مي شود.
مراقب گفتارت باش كه رفتارت مي شود.
مراقب رفتارت باش كه عادت مي شود.
مراقب عادتت باش كه شخصيت مي شود.
مراقب شخصيتت باش كه سرنوشت مي شود.

امام صادق(ع)

مردم به واسطه کارهای نیک خود بیشتر زندگی میکنند تا عمرهای خود وبه واسطه  گناهانشان بیشترمی میرند تا به مرگ های مقررشان.

ازبرای شیطان لشکری قوی تراززنان وغضب نیست.

از شیعیان ما نیست کسی که منکر چها رچیز باشد:معراج-سوال در قبر- خلق بهشت  ودوزخ-شفاعت

امام علی (ع)

نفس های انسان گام های اوبه سوی مرگ است.

کسی که بسیار ذکر  آخرت کند گناهانش کم می گردد.

چگونه برای آخرت کار می کند کسی که مشغول دنیا است.

آرزو مرگ را به فراموشی می اندازد.

آفت وبلای بخشش وسخاوت منت گذاردن است.

به چهار خصلت مرد آقایئ یابد:عفت-ادب-جودوبخشش-عقل.

سه چیزازدرهای نیکی است:سخاوت نفس-پاکیزگی سخن-صبربرآزار.

دوری ازگناه کمال اخلاص است.

بد رفتار ربه وسیله پاداش به نیکو تنبیه کن.

طلب مغفرت نمودن داروی گناهان است.

کاملترین شما از لحاظ ایمان بهترین شما ازلحاظ اخلاق است.

زیان کار کسی است که بهشت عالی را به گناه پست بفروشد.

جوانمردی درسه چیز است:فروگرفتن نگاه- فروگرفتن صدا-به اعتدال راه رفتن.

هم صحبتی با زنان گرفتاری به بارآورده ودلها را بیمار می سازد.

ازما نیست کسی که به مسلمانی مکر وحیله کند.

حضرت محمد(ص)

خداوند می فرماید آرزوی هرمومنی را که به غیر من امیدوار باشد حتما نا امید میکنم.

کسی که مومنی را غمگین کند سپس همه ی دنیا رابه او ببخشد این عمل جبران وکفاره آن نخواهد شد وپاداشی هم نمی برد.

هرکار مهمی که با حمد وسپاس خداوند شروع نشود ان کار ناقص وبریده خواهد بود.

برادرت را با روی گشاده وخندان ملاقات کن.

برای من شش صفت را به عهده بگیر تا من برای شما بهشت را به عهده بگیرم:نماز-زکات-امانت داری-حفظ عورت-شکم-زبان.

هیچ بیماری ودردی به مسلمان نمی رسد مگراینکه کفاره گناهان او باشد.

کسی که حاجت مومنی را بر اورده سازد خداوند حاجت های بسیاری را از او براورده سازد که پائین ترین انها بهشت است.

امام باقر(ع)

قبر را در هر روز سخنی است که می گوید:من خانه غربت،خانه وحشت،وخانه کرم ها هستم من قبر هستم من باغی از باغ های بهشت یا گودالی ازآتش هستم.

وحشت قبر برکسی که رکوعش راکامل به جا آورد وارد نمی شود.

بسم الله الرحمن الرحيم

سفارش امام صادق(ع):

زراره نقل می کندکه درخدمت امام صادق بودیم، حضرت در مورد زمان غیبت حضرت مهدی (ع)

مطالبی گفتند، من به حضرت عرض کردم : اگر زمان غیبت را درک کردم چه عملی انجالم دهم ؟

امام فرمود : اگر آن زمان را درک کردی و در زمانغیبت حضرتمهدی زنده بودی پس این دعا را بخوان:

 

اَللّهُمَّ عَرِّفْني نَفْسَکَ

فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني نَفْسَکَ

لَمْ اَعْرِفْ رَسُولَکَ

اَللّهُمَّ عَرِّفْني رَسُولَکَ

فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني رَسُولَکَ

لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ

اَللّهُمَّ عَرِّفْني حُجَّتَکَ

فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني حُجَّتَکَ

ضَلَلْتُ عَنْ ديني

****************************

خدایا،خودت را به من بشناسان. پس اگر خودت را به من نشناسی من پیامبرت را نمی شناسم . خدایا پیامبرت را به من بشناسان. پس اگر پیامبرت را به من نشناسی من حجت تو را ( امام معصوم) نمی توانم بشناسم . خدایا حجت خود را به من معرفی کن  اگر حجتت را به من معرفی نکنی و من او را نشناسم در دینم گمراه خواهم شد."

**********************

پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
آدمی تعجّب می کند از وفور ایمان مردم آخرالزّمان که پیامبری را ندیدند و امام آسمانی را زیارت نکردند و تنها ایمان به سطوری می آورند که بر روی کتابهای باقیمانده از وحی و کلمات معصومین نقش بسته است.
منبع : کتاب حکیم


پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
خداوند از بندة مؤمنش قول گرفته که سختیها را در دنیا به جان بخرد آن گونه که نان آوران خانه از زیر دستان خود پیمان می گیرند که در غیبت او چهار چوبهای مورد نظر را محترم دارند. هر چه به زمان ظهور نزدیکتر میشوید به افکار و اعمالتان پوشش تقیة بیشتری دهید.
منبع :‌کتاب بحارالانوار جلد ۶۷


پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
دنیا به پایان نمیرسد تا اینکه مردی از اهل بیت من که هم نام من است سلطنت نماید.
منبع : کتاب الملاحم و الفتن ص ۱۵۴


امام علی (ع) فرمودند:
از علائم ظهور آن است که به همدیگر بد گویید و یکدیگر را تکذیب کنید و از شیعیان من باقی نمی ماند؛ مگر به اندازة سرمه در چشم و نمک در غذا و چنین خواهد بود، امتحانات زمان غیبت.
منبع : کتاب بحارالانوار


امام علی (ع): فرمودند:
برای صاحب الزّمان غیبتی است عظیم که باید در محور ایمان راسخ بود زیرا که خیلیها از ما جدا می شوند حتّی آنها که به مقامات بلند رسیده اند. منبع :‌اصول کافی جلد ۱


امام حسین (ع) فرمودند:
قیام کنندة این امت، فرزند نهم من است که غیبتی طولانی دارد و هنگامی که تاریکی های غیبت، همه جا را فرا می گیرد؛ خفّاشان کور چشم و گرگان درنده به تقسیم اعتبارات و امتیازات او می نشینند.
منبع : الزام النواصب ص ۶۷


امام حسین (ع) فرمودند:
فرزندم خلاصة‌انبیاء و عصاره اولیاء و ثمره اوصیای کریم است.
منبع : کشف الغمه ج ۳ ص ۳۱۲

امام محمد باقر (ع) فرمودند:
اصلاحات قائم، به مساجد نیز می رسد و هر مسجدی که ذی خود خارج باشد و ظواهرش اشرافی و اعیانی باشد در روز رهایی ویران می شود.
منبع : بشارت الاسلام ص 235

امام جعفرصادق (ع) فرمودند :
خدای تعالی اصحاب قائم (عج) ما را در یک لحظه مانند ابر های پراکنده جمع می کند و اصحاب امام زمان (عج) برابرند با سپاه اسلام در جنگ بدر که 313 نفر بودند.
منبع : کتاب حکیم

امام جعفر صادق (ع) فرمودند :
در دولت امام قائم (عج) راه میان مکه و مدینه با درخت خرما اتصال می یابد.
منبع : کتاب حکیم

امام جعفر صادق (ع) فرمودند :
در قیام آن سرور اولیاء جمله مفسدین و بد خواهان و غاصبین حقوق اهل بیت نابود خواهند شد.
منبع : کتاب حکیم

امام جعفرصادق (ع) در تفسیر آیه62 سوره نمل می فرماید:
« امّن یجیب المضطرّ اذا دعاه و یکشف السّوء و ..... » آیا کسی هست که به فریاد بیچاره در وقت ناله اش جواب دهد و رفع نگرانیها را نماید ؛ فرمود: این کلام در مورد قائم وارد شده و اوست که هر لحظه خدا را می خواند برای دفع دشواری و به زودی پروردگار، وی را بر کرسی اقتدار جهانی می نشاند.
منبع : الزام النواصب ص 172

امام جعفر صادق (ع) فرمودند:
مردم در انتهای غیبت از دین خارج خواهند شد گروه گروه، آنچنانکه در صدر اسلام دسته دسته وارد می شدند.
منبع : الملاحم و الفتن ص 144

امام جعفر صادق (ع) فرمودند:
این امر مقدس ( ظهور ) به وقوع نمی پیوندد؛ مگر زمانی که تمامی گروه ها به حکومت برسند و خود را نشان دهند، تا آن که نگویند کار امام را ما نیز می توانستیم انجام دهیم.
منبع : کتاب میزان الحکمه الحدیث

امام جعفر صادق (ع) فرمودند:
زمانی قیام صورت می گیرد که جهان بشریت به یک سوم جمعیت، تقلیل یافته باشد و امواج بلایای طبیعی دو سوم را نابود کند.
منبع : منتخب الاثر ص 453

امام جعفر صادق (ع) فرمودند:
در روزگاری که جهان مهیای نزول عذابهای سنگین است در خانه ات خلوت نما و کمتر در محافل رسمی و شلوغ شرکت کن.
منبع : الزام النواصب ص 180

امام جعفر صادق (ع) فرمودند:
به وقت ظهور، نشاط و شادی به برزخ نیز سرایت می کند و مؤمنین از فشارهای آن دیار راحت می شوند.
منبع : غیبت نعمانی ص 167

امام جعفر صادق (ع) فرمودند:
مغرب زمین در برابر قوای او سر تعظیم فرود می آورد و مصلح کل برایشان مسجدی بنا می کند.
منبع : کتاب حکیم

امام موسی کاظم (ع):
خداوند به هنگام ظهور قائم (عج) دین حق را بر جمع ادیان باطله پیروز می گرداند.
منبع : کتاب حکیم

امام مهدی(عج) فرمودند:
نفرین خداوند و ملائکه و مردم گرویده بر کسی که تعدّی نماید به حقوق و اعتباراتم.
منبع : کتاب کمال ‌الدی

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله

1ـ روز قیامت فرا نمی رسد مگر این که قائم ما قیام به حق نماید و این موقعی است که خداوند عزوجل به وی فرمان قیام دهد. هر کس از وی پیروی کند رستگار و آن کس که سرپیچی نماید، به هلاکت رسد. ای بندگان خدا! به سوی وی شتابید هرچند با راه رفتن از روی برف باشد چرا که وی سفیر الهی و جانشین من است.

2ـ خوش به حال کسی که قائم اهل بیت مرا ببیند در حالی که قبل از قیامش از وی و امامان پیش از او پیروی نموده و از دشمنان آن ها پرهیز کرده باشد. اینان رفقای من و گرامی ترین افراد امت من می باشند.

حضرت علی علیه السلام

1ـ چون اوضاع دنیا به آنجا رسد که از هرسو آشوب و ظلم به وقوع بپیوندد، آقای بزرگوار، ظاهر شود و بر تخت سلطنت قرار گیرد. یاران وی از هر طرف چون پاره های ابر که در فصل پاییز جمع شده به هم می پیوندند به دور او گرد آیند و او و پیروانش بر دین حق پایدار باشند.

2ـ قائم ما غیبتی طولانی خواهد داشت. شیعیان را چنان می بینم که برای پیدا کردن او دشت و دَمَن را زیر پا گذارند و او را پیدا نکنند. بدانید آن ها که در غیبت وی در دین خود ثابت بمانند و از طول مدت غیبتش منکرش نشوند، روز قیامت با من خواهند بود.

امام حسن علیه السلام

هر یک از ما ائمه، سازش با سلطان زمانش را به گردن می گیرد، جز قائم ما که عیسی روح اللّه پشت سر او نماز می گذارد و خداوند ولایت او را از مردم پوشیده می دارد. او از نظرها پنهان خواهد شد تا چون ظهور کند، بیعت هیچ کس در گردن وی نباشد.

امام حسین علیه السلام

پسر نهمین من سنّتی از یوسف و سنّتی از موسی بن عمران دارد و او قائم ما اهل بیت است که خداوند در یک شب کار او را اصلاح می کند (وسایل ظهور او را فراهم می آورد و یاران او را گرد آورد)

امام سجاد علیه السلام

قائم ما ولادتش بر مردم پوشیده می ماند تا جایی که می گویند او هنوز متولد نشده است.

امام محمدباقر علیه السلام

یکی از اموری که حتما تحقق می یابد و به قلم قضا نوشته شده است، قیام قائم ماست. هر کس در آنچه که گفتم، شک کند، کافر از دنیا می رود. پدر و مادرم فدای او که نامش نام من و کنیه اش کنیه ی من و هفتمین فرزند من است. زمین را پر از عدل می کند چنان که پر از ظلم و ستم شده باشد. هر کس او را درک نماید و مانند پیغمبر و علی از وی پیروی کند، بهشت بر او واجب می شود و هر کس تسلیم فرمان وی نشود، بهشت بر او حرام گردد و جایگاهش آتش خواهد بود و چه بد است آتش برای ستمگران.

امام صادق علیه السلام

1ـ هر گروهی از مردم دولتی دارند که انتظار آن را می کشند و دولت مانیز در آخرالزمان ظاهر می گردد.

2ـ هرکس تمام ائمه طاهرین را تصدیق کند ولی منکر وجود مهدی موعود باشد،مثل این است که اعتقاد به تمام پیغمبران داشته باشد ولی منکر نبوت پیغمبر صلی الله علیه و آله شود.

3ـ صاحب الزمان را غیتبی است که باید در غیبت وی بندگان خدا از انحراف پناه به خدا ببرند و دین خود را از کف ندهند.

امام موسی کاظم علیه السلام

صاحب الامر ناگزیر از غیبتی است که بعضی از معتقدین به وی از اعتقاد خود برگردند.غیبت او امتحانی است که خداوند بندگان خود را بدان وسیله امتحان می کند.

امام رضا علیه السلام

دنیا فتنه ای در جلو دارد که آتش آن دامن خاص و عام را خواهد گرفت و آن در موقعی است که شیعیان ما فرزند سوم مرا از دست بدهند و اهل آسمان و زمین و مرد و زن دلسوخته و غمزده و مصیبت رسیده اند و به خاطر وی گریه می کنند. فدای او باد پدر و مادرم که همنام جدم و شبیه من و شبیه موسی بن عمران است. لباس های نورانی پوشیده که از شعاع انوار قدس می درخشد. چه بسیارند زنان ومردان با ایمانی که چون آب زلال را از دست بدهند، حیران و غمگین و متأسف گردند. گویا آن ها را مأیوس و متحیر می بینم. آن ها را چنان صدا زنند که از دور شنیده شود، چنان که از نزدیک شنیده می شود. او (امام زمان) برای مؤمنین رحمت و برای کفار عذاب است.

امام محمدتقی علیه السلام

قائم ما همان مهدی است که باید در غیبتش منتظر او باشند و در موقع ظهورش فرمان برداری او کنند... و بهترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج امام زمان است.

امام حسن عسگری علیه السلام

خدا را شکر می کنم که مرا از دنیا نبرد تا آن که جانشین مرا به من نشان داد. او در صورت و سیرت از همه کس به پیغمبر صلی الله علیه و آله شبیه تر است. خداوند او را در طول غیبتش از هر سانحه ای حفظ کند تاوقتی که او را ظاهر نموده و او زمین را پر از عدل و داد کند چنان که پر از ظلم و ستم شده باشد.

چهل حدیث از امام زمان(عج)

1ـ من مهدی و قائم الزمان هستم. من آن کسی هستم که زمین را پر از عدل می کنم. همان گونه که پر از ظلم و ستم شده است. زمین هرگز از حجت خالی نمی ماندو مردم در وقفه نمی مانند و این امانتی است که جز به برادرانت از اهل حق، مگو.

2ـ من ذخیره ی خدا در زمین و انتقام گیرنده از دشمنان هستم.

3ـ من قائم آل محمد هستم و کسی هستم که در آخرالزمان با این شمشیر قیام می کنم.

4ـ من آخرین وصی هستم که خداوند بزرگ به وسیله ی من گرفتاری ها را از خاندان و شیعیانم دور می گرداند.

5ـ هر کس من را انکار کند، از من نیست و راه او راه پسر نوح است.

6ـ من هنگام قیام آن چنان قیام خواهم کرد که بیعت هیچ یک از سرکشان به گردنم نیست.

7ـ چگونگی بهره برداری مردم ازمن در زمان غیبتم همانند بهره برداری آنان از خورشید است. هنگامی که ابر خورشید را از دیدگان پنهان کند.

8ـ وجود من برای اهل زمین موجب امان است همان گونه که ستارگان برای اهل آسمان ها موجب امان هستند.

9ـ زمین هیچ گاه خالی از حجت نیست یا آن حجت آشکار است و یا پنهان.

10ـ دل های ما ظرف اراده ی خداست. پس هرگاه او چیزی را اراده کند، ما نیز همان چیز را اراده کنیم.

11ـ حق ما با ما و در نزد ماست.

12ـ هنگامی که خدا به ما اجازه ی سخن گفتن بدهد، حق آشکار شود و باطل نابود گردد.

13ـ هر کس ما از او بیزاری جوییم، خدا و فرشتگان و پیامبران و اولیایش نیز از او بیزاری می جویند.

14ـ ستمکاران پنداشته اند که حجت خداوند از بین رفتنی است، اگر به ما اجازه ی سخن گفتن داده شود، تردیدها از بین می رود.

15ـ هر کس به ما ستم کند از گروه ستمگران است و نفرین خدا بر اوست.

16ـ خداوند با ماست و با بودن او نیازی به غیر او نداریم و حق باماست و هر کس از اطاعت ما سرپیچی کند، ما را به وحشت نمی اندازد و ما دست پرورده ی پروردگارمان هستیم و آفرینش بعد از ما دست پرورده ی ما هستند.

17ـ اما ظهور فرج پس آن به اراده ی خدایی است که یادش بزرگ است و هر کس وقت تعیین کند، دروغ گفته است.

18ـ نشانه ی ظهور من بسیاری هرج و مرج و آشوب هاست.

19ـ برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید زیرا همین موجب فرج و گشایش شماست.

20ـ از آنچه برایتان سودی ندارد، پرسش نکنید و خود را برای دانستن آنچه از شما نخواسته اند، به زحمت نیندازید.

21ـ فاطمه علیهاالسلام دختر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برای من الگوی نمونه ای است.

22ـ در رویدادهای تازه که برای شما واقع می شود، به روایت کنندگان احادیث ما مراجعه کنید، زیرا آن ها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان هستم.

23ـ از خدا بترسید و تسلیم ما شوید و کارها را به ما بسپرید. پس برماست که شما را از سرچشمه سیراب برگردانیم، همان گونه که بردن شما به سوی سرچشمه به وسیله ما بوده است و در پی آنچه از شما پوشیده شده است، نروید.

24ـ نادانان و کم خردان شیعه و کسانی که پروبال پشه از دینداری آنان برتر و محکم تر است، ما را آزار می دهند.

25ـ از راه راست به راه چپ منحرف نشوید و مقصد خود را با دوستی ما بر اساس راهی که روشن است، به طرف ما قرار دهید.

26ـ هر فردی از شما باید به آنچه عمل کندکه به وسیله ی دوستی ما تقرب می جست و از آنچه او را پست می گرداند که همان ناخوش داشتن و خشم ماست،دوری نماید.

27ـ ما از اخبار و اوضاع شما کاملاً آگاهیم و هیچ یک از آن ها بر ما پوشیده نیست.

28ـ ما از رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نمی بریم که اگر جز این بود از هر سو گرفتاری بر شما فرودمی آمد و دشمنان، شما را از بین می بردند. پس از خدای بزرگ بترسید.

29ـ هر کس به ناحق چیزی از اموال ما را بخورد، همانا آتش در شکم خود می کند و به زودی به رو در آتش جهنم می افتد.

30ـ وقتی برای هیچ کس جایز نیست که درمال دیگران بدون اجازه ی آنان تصرف کند، پس چگونه این کار در مال ما جایز می شود.؟

31ـ از رحمت خدا دور است کسی که نماز مغرب را به اندازه ای تأخیر بیندازد که ستاره ها آشکارشوند.

32ـ از رحمت خدا دور است کسی که نماز صبح را به اندازه ای تأخیر بیندازد تا ستاره ها ناپدید شوند.

33ـ سجده ی شکر از لازم ترین و بایسته ترین مستحبات است .

34ـ عطسه کردن، سه روز امان از مرگ است.

35ـ برتری دعا و تسبیح گفتن پس از نمازهای واجب در برابر دعای پس از نمازهای مستحب، مانند برتری واجبات بر مستحبات است.

36ـ هیچ چیز مانند نماز، بینی شیطان را به خاک نمی ساید. پس نماز بخوان و بینی شیطان را به خاک بمال.

37ـ اگر چنان چه شیعیان ما در راه ایفای پیمانی که بر دوش دارند، هم دل می شدند، میمنت دیدار ما از ایشان به تأخیر نمی افتاد.

38ـ ما را از شیعیان دور نگه نمی دارد مگر کردارهای آنان که به ما می رسد و برای ما ناخوشایندو دور از انتظار است.

39ـ برخی نزد شیعیان من آمده ادعای دیدار مرا می کنند. آگاه باشید هر کس پیش از خروج سفیانی و ندای آسمانی ادعای دیدار نماید، او دروغگو و تهمت زننده است.

40ـ اگر خواستار ارشاد باشی، ارشاد می شودی و اگر جوینده باشی یابنده خواهی شد.

  چهل حديث گهربار از امام زمان؛ حضرت مهدي عجلالله تعالي فرجهالشريف

  

 1- توجّه امام مهدى(عليه السلام) به شيعيان خويش

إِنّا غَيْرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ، وَ لا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ، وَ لَوْ لا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا:

ما در رعايت حال شما كوتاهى نمىكنيم و ياد شما را از خاطر نبرده يم، كه اگر جز اين بود گرفتارىها به شما روى مىآورد و دشمنان، شما را ريشه كن مىكردند. از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد.

2- عمل صالح و تقرّب به اهل بيت(عليهم السلام)

فَلْيَعْمَلْ كُلُّ امْرِء مِنْكُمْ بِما يُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْيَتَجَنَّبْ ما يُدْنيهِ مِنْ كَراهِيَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ امْرَأً يَبْغَتُهُ فُجْأَةً حينَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا يُنْجيهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوْبَة:

هر يك از شما بايد به آنچه كه او را به دوستى ما نزديك مىسازد، عمل كند و از آنچه كه خوشايند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزيند، زيرا خداوند به طور ناگهانى انسان را مىگيرد، در وقتى كه توبه برايش سودى ندارد و پشيمانى او را از كيفر ما به خاطر گناهش نجات نمىدهد.

3- تسليم در مقابل دستورهاى اهل بيت(عليهم السلام)

فَاتَّقُوا اللّهَ، وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّو الاَْمْرَ إِلَيْنا، فَعَلَيْنَا الاِْصْدارُ، كَما كانَ مِنَّا الاِْيرادُ، وَ لا تَحاوَلُوا كَشْفَ ما غُطِّىَ عَنْكُمْ، وَ اجْعَلُوا قَصْدَكُمْ إِلَيْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ:

از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و كارها را به ما واگذاريد، بر ماست كه شما را از سرچشمه، سيراب برگردانيم، چنان كه بردن شما به سرچشمه از ما بود، در پى كشف آنچه از شما پوشيده شده نرويد. مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى كه روشن است به طرف ما قرار دهيد.

4- تحقّق حتمى حقّ

أَبَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لِلْحَقِّ إِلاّ إِتْمامًا وَ لِلْباطِلِ إِلاّ زَهُوقًا، وَ هُوَ شاهِدٌ عَلَىَّ بِما أَذْكُرُهُ:

خداوند مقدّر فرموده است كه حقّ به مرحله نهايى و كمال خود برسد و باطل از بين برود، و او بر آنچه بيان نمودم گواه است.

5- خلقت هدفدار و هدايت پايدار

إِنَّ اللّهَ تَعالى لَمْ يَخْلُقِ الْخَلْقَ عَبَثًا وَ لا أَهْمَلَهُمْ سُدًى بَلْ خَلَقَهُمْ بِقُدْرَتِهِ وَ جَعَلَ لَهُمْ أَسْماعًا وَ أَبْصارًا وَ قُلُوبًا وَ أَلْبابًا ثُمَّ بَعَثَ إِلَيْهِمُ النَّبِيّينَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ، يَأْمُرُونَهُمْ بِطاعَتِهِ وَ يَنْهَوْنَهُمْ عَنْ مَعْصِيَتِهِ وَ يُعَرِّفُونَهُمْ ما جَهِلُوهُ مِنْ أَمْرِ خالِقِهِمْ وَ دينِهِمْ وَ أَنـْزَلَ عَلَيْهِمْ كِتابًا، وَ بَعَثَ إِلَيْهِمْ مَلائِكَةً يَأْتينَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ مَنْ بَعَثَهُمْ إِلَيْهِمْ بِالْفَضْلِ الَّذى جَعَلَهُ لَهُمْ عَلَيْهِمْ:

خداوند متعال، خلق را بيهوده نيافريده و آنان را مهمل نگذاشته است، بلكه آنان را به قدرتش آفريده و براى آنها گوش و چشم و دل و عقل قرار داده، آن گاه پيامبران را كه مژده دهنده و ترساننده هستند به سويشان برانگيخت تا به طاعتش دستور دهند و از نافرمانىاش جلوگيرى فرمايند و آنچه را از امر خداوند و دينشان نمىدانند به آنها بفهمانند و بر آنان كتاب فرستاد و به سويشان فرشتگان برانگيخت تا آنها ميان خدا و پيامبران ـ به واسطه تفضّلى كه بر ايشان روا داشته ـ واسطه باشند.

6- ظهور حقّ

إِذا أَذِنَ اللّهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْكُمْ:

هرگاه خداوند به ما اجازه دهد كه سخن گوييم، حقّ ظاهر خواهد شد و باطل از ميان خواهد رفت و خفقان از [سرِ] شما برطرف خواهد شد.

7- تفتيش ناروا

مَنْ بَحَثَ فَقَدْ طَلَبَ، وَ مَنْ طَلَبَ فَقَدْ دَلَّ، وَ مَنْ دَلَّ فَقَدْ أَشاطَ وَ مَنْ أَشاطَ فَقَدْ أَشْرَكَ:

حضرت مهدى(عليه السلام) در خصوص كسانى كه در جستجوى او بوده اند تا به حاكم جور تحويلش دهند فرموده است: آن كه بكاود، بجويد و آن كه بجويد دلالت دهد و آن كه دلالت دهد به هدف رسد و هر كه [در مورد من] چنين كند، شرك ورزيده است.

8- ظهور حقّ به اذن حقّ

فَلا ظُهُورَ إِلاّ بَعْدَ إِذْنِ اللّهِ تَعالى ذِكْرُهُ وَ ذلِكَ بَعْدَ طُولِ الاَْمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ امْتِلاءِ الاَْرْضِ جَوْرًا:

ظهورى نيست، مگر به اجازه خداوند متعال و آن هم پس از زمان طولانى و قساوت دلها و فراگير شدن زمين از جور و ستم.

9- مدّعيان دروغگو

سَيَأْتى إلى شيعَتى مَنْ يَدَّعِى المُشاهَدَةَ. أَلا فَمَنِ ادَّعَى المُشاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْيانى وَ الصَّيْحَةِ فَهُوَ كَذّابٌ مُفْتَر وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيم:

آگاه باشيد به زودى كسانى ادّعاى مشاهده (نيابت خاصّه) مرا خواهند كرد. آگاه باشيد هر كس قبل از خروج «سفيانى» و شنيدن صداى آسمانى، ادّعاى مشاهده مرا كند دروغگو و افترا زننده است؛ حركت و نيرويى جز به خداى بزرگ نيست.

10- دنيا در سراشيبى زوال

إِنَّ الدُّنْيا قَدْ دَنا فَناؤُها وَ زَوالُها وَ أَذِنَتْ بِالْوِداعِ وَ إِنّى أَدْعُوكُمْ إِلَى اللّهِ وَ رَسُولِهِ(صلى الله عليه وآله وسلم) وَ الْعَمَلِ بِكِتابِهِ وَ إِماتَةِ الْباطِلِ وَ إِحْياءِ السُّنَّةِ:

دنيا فنا و زوالش نزديك گرديده و در حال وداع است، و من شما را به سوى خدا و پيامبرش ـ كه درود خدا بر او و آلش باد ـ و عمل به قرآنش و ميراندن باطل و زنده كردن سنّت، دعوت مىكنم.

11- ذخيره بزرگ

أَنَا بَقِيَّةٌ مِنْ آدَمَ وَ ذَخيرَةٌ مِنْ نُوح وَ مُصْطَفى مِنْ إِبْراهيمَ وَ صَفْوَة مِنْ مُحَمَّد(صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِمْ أَجْمَعينَ):

من باقيمانده آدم و ذخيره نوح و برگزيده ابراهيم و خلاصه محمّد (درود خدا بر همگى آنان باد) هستم.

12- حجّت خدا

زَعَمَتِ الظَّلَمَةُ أَنَّ حُجَّةَ اللّهِ داحِضَةٌ وَ لَوْ أُذِنَ لَنا فِى الْكَلامِ لَزالَ الشَّكُّ:

ستمگران پنداشتند كه حجّت خدا از بين رفته است، در حالى كه اگر به ما اجازه سخن گفتن داده مىشد، هر آينه تمام شكّها را از بين مىبرديم.

13- عطسه، نشانه سلامت

أَلا أُبَشِّرُكَ فِى الْعِطاسِ فَقُلْتُ بَلى قالَ: هُوَ أَمانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَةَ أَيّام:

نسيم، خدمتكار حضرت مهدى(عليه السلام) گويد: آن حضرت به من فرمود: آيا تو را در مورد عطسه كردن بشارت دهم؟ گفتم: آرى. فرمود: عطسه، علامتِ امان از مرگ تا سه روز است.

14- نماز، طردكننده شيطان

ما أُرْغِمَ أَنْفُ الشَّيْطانِ بِشَىْء مِثْلِ الصَّلوةِ، فَصَلِّها وَ أَرْغِمْ أَنْفَ الشَّيْطانِ:

هيچ چيز مثل نماز، بينى شيطان را به خاك نمىمالد، پس نماز بخوان و بينى شيطان را به خاك بمال.

15- حق الناس

لا يَحِلُّ لاَِحَد أَنْ يَتَصَرَّفَ فى مالِ غَيْرِهِ بِغَيْرِ إِذْنِهِ:

تصرّف در مال هيچ كس بدون اجازه او جايز نيست.

16- پناه بردن به خدا

أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الْعَمى بَعْدَ الْجَلاءِ وَ مِنَ الضَّلالَهِ بَعْدَ الْهُدى وَ مِنْ مُوبِقاتِ الاَْعْمالِ وَ مُرْدِياتِ الْفِتَنِ:

پناه به خدا مىرم از نابينايى بعد از بينايى و از گمراهى بعد از راهيابى و از اعمال ناشايسته و فرو افتادن در فتنهها.

17- اسوه هاى حقيقت

إِنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فينا، لا يَقُولُ ذلِكَ سِوانا إِلاّ كَذّابٌ مُفْتَر:

حقّ با ما و در ميان ماست، كسى جز ما چنين نگويد، مگر آن كه دروغگو و افترا زننده باشد.

18- ظهور فَرَج به اذن خدا

وَ أَمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإِنَّهُ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، كَذَبَ الْوَقّاتُونَ. وَ أَمّا قَوْلُ مَنْزَعَمَ أَنَّ الْحُسَيْنَ(عليه السلام) لَمْ يُقْتَلْ، فَكُفْرٌ وَ تَكْذيبٌ وَ ضَلالٌ:

امّا ظهور فرج، موكول به اراده خداوند متعال است و هر كس براى ظهور ما وقت تعيين كند دروغگوست. و امّا گفته كسانى كه پنداشتهاند امام حسين(عليه السلام) كشته نشده، كفر و دروغ و گمراهى است.

19- شناخت خدا

إِنَّ اللّهَ تَعالى هُوَ الَّذى خَلَقَ الاَْجْسامَ وَ قَسَّمَ الاَْرْزاقَ لاَِنَّهُ لَيْسَ بِجِسْم وَلا حالّ فيجِسْم«لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىءٌ وَ هُوَالسَّميعُ الْعَليمُ»:

همانا خداوند متعال، كسى است كه اجسام را آفريده و ارزاق را تقسيم فرموده، او جسم نيست و در جسمى هم حلول نكرده، چيزى مثل او نيست و شنوا و داناست.

20- ائمّه(عليهم السلام) دست پرورده‌هاى پروردگار

إِنَّ اللّه مَعَنا و لا فاقَةَ بِنا إِلى غَيْرِهِ وَ الْحَقَّ مَعَنا فَلَنْ يُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُنا:

خداوند با ماست، و به جز ذات پروردگار به چيزى نياز نداريم، و حقّ با ماست. اگر كسانى با ما نباشند، هرگز در ما وحشتى ايجاد نمىشود، ما دستپروردههاى پروردگارمان، و مردمان، دستپروردههاى ما هستند.

21- دانش حقيقى

أَلْعِلْمُ عِلْمُنا وَ لا شَىْءَ عَلَيْكُمْ مِنْ كُفْرِ مَنْ كَفَرَ:

دانش، دانشِ ماست، از كفرِ كافر، گزندى بر شما نيست.

22- اتّفاق و وفاى به عهد

لَوْ أَنَّ أَشْياعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِى الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الُْيمْنُ بِلِقائِنا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا:

اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتّحاد واتّفاق مىداشتند و عهد و پيمان را محترم مىشمردند، سعادت ديدار ما به تأخير نمىافتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل مىشدند.

23- ما را آزردند

قَدْ آذانا جُهَلاءُ الشّيعَةِ وَ حُمَقاؤُهُمْ، وَ مَنْ دينُهُ جَناحُ الْبَعُوضَةِ أَرْجَحُ مِنْهُ:

حضرت مهدى(عليه السلام) به محمّد بن على بن هلال كرخى فرمودهاند :نادانان و كمخردان شيعه و كسانى كه بال پشه از ديندارى آنان محكمتر است، ما را آزردند.

24- بيزارى از غاليان

أَنـَا بَرىءٌ إِلَى اللّهِ وَ إِلى رَسُولِهِ مِمَّنْ يَقُولُ إِنّا نَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ نُشارِكُهُ فيمُلْكِهِ أَوْ يُحِلُّنا مَحَلاًّ سِوَى الَْمحَلِّ الَّذى رَضِيَهُ اللّهُ لَنا:

من از افرادى كه مىگويند: ما اهل بيت [مستقلاًّ از پيش خود و بدون دريافت از جانب خداوند] غيب مىدانيم و در سلطنت و آفرينش موجودات با خدا شريك هستيم، ما را از مقامى كه خداوند براى ما پسنديده بالاتر مىبرند، نزد خدا و رسولش، بيزارى مىجويم.

25- از واجبات‌ترين مستحبات

سَجْدَةُ الشُّكْرِ مِنْ أَلْزَمِ السُّنَنِ وَ أَوْجَبِها:

سجده شكر از لازمترين و واجبترين مستحبّات است.

26- فضيلت تعقيبات نماز

إِنَّ فَضْلَ الدُّعاءِ وَ التَّسْبيحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَى الدُّعاءِ بِعَقيبِ النَّوافِلِ كَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَى النَّوافِلِ:

فضيلت دعا و تسبيح بعد از نمازهاى واجب در مقايسه با دعا و تسبيح پس از نمازهاى مستحبى، مانند فضيلت واجبات بر مستحبّات است.

27- سجده، مخصوص خداست

فَأَمّا السُّجُودُ عَلَى الْقَبْرِ فَلا يَجُوزُ:

سجده بر قبر جايز نيست.

28- راه اندازى كار مردم

أَرْخِصْ نَفْسَكَ وَ اجْعَلْ مَجْلِسَكَ فِىَ الدِّهْليزِ وَ اقْضِ حَوائِجَ النّاسِ:

خودت را [براى خدمت] در اختيار مردم بگذار، و محلّ نشستن خويش را درِ ورودى خانه قرار بده، و حوائج مردم را برآور.

29- امنيّت بخش زمين

إِنّى أَمانٌ لاَِهْلِ الاَْرْضِ كَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لاَِهْلِ السَّماءِ:

وجود من براى اهل زمين، سبب امان و آسايش است، همچنان كه ستارگان سبب امان آسماناند.

30- رجوع به راويان حديث

وَ أَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فيها إِلى رُواةِ حَديثِنا فَإِنَّهُمْ حُجَّتى عَلَيْكُم وَ أَنـَا حُجَّةُاللّهِ عَلَيْهِمْ:

در پيشامدهاى مهمّ اجتماعى به راويان حديث ما مراجعه كنيد، زيرا كه آنان حجّت من بر شما هستند و من هم حجّت خدا بر آنان هستم.

31- مطاع، نه مطيع كسى

إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ أَحَدٌ مِنْ آبائى إِلاّ وَقَدْ وَقَعَتْ فى عُنُقِهِ بَيْعَةٌ لِطاغِيَةِ زَمانِهِ وَ إِنّى أَخْرُجُ حينَ أَخْرُجُ وَ لا بَيْعَةَ لاَِحَد مِنَ الطَّواغيتِ فى عُنُقى:

هر يك از پدرانم بيعت يكى از طاغوت هاى زمان به گردنشان بود، ولى من در حالى قيام خواهم كرد كه بيعت هيچ طاغوتى به گردنم نباشد.

32- آفتاب پشت ابر

وَ أَمّا وَجْهُ الاِْنْتِفاعِ بى فى غَيْبَتى فَكَالاِْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إِذا غَيَّبَها عَنِ الاَْبْصارِ السَّحابُ:

كيفيّت بهرهورى از من در دوران غيبت، مانند كيفيّت بهرهورى از آفتاب است هنگامى كه ابر آن را از چشمها پنهان سازد.

33- سبقت اراده خدا بر همه چيز

وَ لكِنَّ اَقْدارَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ لاتُغالَبُ، وَ إِرادَتُهُ لاتُرَدُّ، وَ تَوْفيقُهُ لايُسْبَقُبه:

راستى كه مقدّرات خداوند متعال، مغلوب نشود و اراده الهى مردود نگردد و چيزى بر توفيق او پيشى نگيرد.

34- علّت اصلى غيبت امام(عليه السلام)

وَ أَمّا عِلَّةُ ما وَقَعَ مِنَ الْغَيْبَةِ، فَإِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ قالَ: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَلَكُمْ تَسُؤْكُمْ:

امّا علّت و فلسفه آنچه از دوران غيبت اتّفاق افتاده [كه درك آن براى شما سنگين است] آن است كه خداوند در قرآن فرموده: اى مؤمنان از چيزهايى نپرسيد كه اگر آشكارتان شود، بدتان آيد.

35- آگاهى امام(عليه السلام)

إِنّا يُحيطُ عِلْمُنا بِأَنْبائِكُمْ، وَ لا يَعْزُبُ عَنّا شَىْءٌ مِنْ أَخْبارِكُمْ:

علم و دانش ما به خبرهاى شما احاطه دارد و چيزى از اخبار شما بر ما پوشيده نمىماند.

36- دعاى فراوان

أَكْثِرُو الدُّعاءَ بِتَعْجيلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذلِكَ فَرَجُكُمْ:

براى تعجيل فَرَج زياد دعا كنيد، زيرا همين دعا كردن، فَرَج و گشايش شماست.

37- سؤال نامطلوب

فَأَغْلِقُوا أَبْوابَ السُّؤالِ عَمّا لا يَعْنيكُمْ:

درهاى سؤال را از آنچه كه مطلوب شما نيست ببنديد.

38- آخرين اوصيا

أَنَا خاتَمُ الأَوْصِياءِ وَ بى يَدْفَعُ اللّهُ الْبَلاءَ عَنْ أَهْلى وَ شيعَتى:

من آخرين نفر از اوصيا هستم، خداوند به وسيله من بلا را از خانواده و شيعيانم برطرف مىگرداند.

39- حجّت خدا در زمين

إَنَّ الاَْرْضَ لا تَخْلُوا مِنْ حُجَّة إِمّا ظاهِرًا وَ إِمّا مَغْمُورًا:

زمين خالى از حجّت خدا نيست، يا آشكار است و يا نهان.

40- علمدار هدايت در هر زمان

كُلَّما غابَ عَلَمٌ بَدا عَلَمٌ، وَ إِذا أَفَلَ نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ.»:

هرگاه عَلَم و نشانهاى پنهان شود، عَلَم ديگرى آشكارگردد، و هر زمان كه ستارهاى افول كند، ستارهاى ديگر طلوع نمايد.

..................

 هرروز به یاد حضرت(ع)

 یکی از اموری که باعث می شود انسان جز منتظرین فرج باشد و به حضرت بقیه الله الاعظم (عج) نزدیک شود، این است که هر روز به یاد آن حضرت باشد.

حال، چه کار کنیم تا هر روز این توفیق را داشته باشیم که به یاد حضرت باشیم و ایا م  و  سا عا ت روزمره خود را با قطب عالم امکان ، مهدی موعود عجین کنیم، و روز به روز بر عشق و علاقه و محبت ما نسبت به آن حضرت (ع) افزوده شود و ان شاء الله جز منتظرین حضرت باشیم؟

برای این کار علاوه بر مطالبی که در فصل انتظار فرج گفته شد، چند پیشنهاد به ذهن می رسد:

  1. خواندن دعای عهد هرروز صبح:

از حضرت صادق منقول است :" هر کس چهل صبح، دعای عهد بخواند ، از یاوران قائم ما باشد. و اگر پیش از ظهور آ ن حضر ت بمیرد خداوند او را از قبر بیرون می آورد ( تا در عالم رجعت) در خدمت آن حضرت باشد ."

چه خوب است که هر روز صبح، بعد از نماز صبح ، به این  سفا رش امام صادق (ع) عمل کنیم  و دعای عهد را بخوانیم و روز خود را با یاد و نام امام زمان و دعا برای ان حضرت شروع کنیم، که چنین  روزی  که  با یاد امام زمان و با دعا برای ایشان آغاز شود روزی پر از خیر و برکت خواهد بود. ان شاء الله

 2. صلوات برای حضرت (ع):

پیشنهاد دوم ، این ا ست  که علا وه بر خوا ند ن دعای عهد در هر صبح، برای سلامتی و تعجیل در فرج حضرت نیزحد ا قل 100 مرتبه  صلوات کامله به این صورت بفرستسد : اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ، که این کار برکات زیادی دارد من جمله:

الف. در روایا ت وارد شده :" هر کس بین الطلو عین ( از نماز صبح تا طلوع آفتاب 100 مرتبه بر محمد و آل محمد صلوات بفرستد ، خداوند او را از آتش دوزخ حفظ می کند."

ب. صلوات زیاد فرستا د ن  د ر روایات وارد شده که پرونده اعمال نیک انسان را سنگین می کند و کسی که هر روز 100 مرتبه حد ا قل ،  برای امام زمان صلوات بفرستد حسناتش افزایش می یابد و خود این عمل باعث خشنودی حضرت ولی عصر(ع) از انسان می شود.

ج. صلوات یک نوع دعا است  که در روایات از صلوات به عنوان دعای مستجاب نام برده شده است .

هر کس هر روز برای امام زمان صلوات بفرستد ، در اصل در هر روز برای امام زمان (ع) دعا کرده است.

و هرکس هرروز 100 مرتبه برای امام زمان دعا کند یقینا امام زمان (ع) نیز عنایات خاص و ویژه اش را شامل چنین انسانی خواهد کرد.

د. ا ین  عمل  با عث می شود ، ما در هر روزولو به چند دقیقه هم که شده ، به یاد امام زمان باشیم ، همان آقایی که همه لحظا ت به یاد ما شیعیان است .

 3. صدقه دادن:

یکی دیگر از کا رهایی  که  با عث  می  شو د ، ا نسا نی به یاد حضرت باشد ، صدقه دادن برای آن حضرت(ع) است.

صد قه  دادن در هر زمانی برای حفظ وجود مبارک امام  زما ن . چو ن  هیچ  شخصی  عزیز تر و گرامی تر از آن سرور نیست.

 .....

نشانه های قطعی ظهور امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف)

  ظهور امام زمان (عج) پنج نشانه حتمی دارد و آن عبارتست از: قیام یمنی، خروج سفیانی، ندای آسمانی، فرورفتن سپاهی در یمن و کشته شدن نفس زکیه.



نـشانه های تخلف ناپذیر ظهور امام مهدی علیه السلام که بی هیچ تردیدی مقارن ظهور آن حضرت رخ خواهند داد و ارتباط گسست ناپذیری با آن دارند، پنج نشانه اند.

بـرخی از این پنج نشانه، اندکی پیش از ظهور و برخی چند ماه پس از آمدن آن گرامی و برخی اندکی پیش از قیام نجات بخش و جهانی آن حضرت ، پدیدار خواهند شد.

در ایـن مـورد، روایـات بـسـیـاری وارد شده است که با اندک تفاوت در ترتیب پیدایش این علایم و نشانه ها، آنها را نشان می دهد. نـخست، برخی از روایات را که این علایم پنجگانه را به صورت کوتاه ترسیم می کـنـد مـی آوریـم، آنگاه هر کدام از آن نشانه ها را با توضیحی که در روایات در مورد آن آمده و تفسیر مناسبی که به ذهن می رسد، ترسیم می نماییم.

امام صادق علیه السلام در این مورد فرمود: خـمـس قـبل قیام القائم علیه السلام : الیمانی و السفانی و المنادی ینادی من السماء و خسف بالبیداء و قتل النفس ‍الزکیة .(1) پیش از قیام مهدی علیه السلام پنج رخداد بزرگ در پیش خواهد بود:

1 ـجنبش ترقی خواهانه مرد یمنی،2 ـ جنبش ارتجاعی سفیانی، 3 ـ ندای روح بخش آسمانی، 4 ـ فرو رفتن زمین، 5 ـ قتل نفس زکیه

امام در ادامه فرمود: قـبـل قـیـام القـائم خـمـس عـلامـات مـحـتـومـات : الیـمـانـی و السـفـیـانـی و الصـیـحـة و قتل النفس الزکیة و الخسف بالبیداء.(2) پیش از قیام قائم ، پنج علامت و نشانه مهم در پیش خواهد بود: جـنـبـش مـردم تـرقـی خـواه یـمـنـی، جـنـبـش ارتـجـاعـی سـفـیـانـی، نـدای آسـمـانـی، قتل نفس زکیه و فرو رفتن زمین.

و نیز فرمود: النداء المحتوم و السفیانی من المحتوم و خسف البیداء من المحتوم و الیمانی من المحتوم و قتل الفنس الزکیه من المحتوم .(3) نـدای آسـمـانـی بـه هـنگامه قیام قائم ، جنبش ارتجاعی سفیانی ، جنبش مترقی مرد یمنی ، فرو رفتن زمین و دیگر، کشته شدن نفس زکیه ، این پنج نشانه ، از علایم قطعی ظهورند.

پی نوشت:
1- اکـمال الدین ، صدوق ، ج 2، ص 649، غیبت طوسی ، ص 267، با اندک تفاوت در ترتیب علائم پنجگانه و بحارالانوار، ج 52، ص 203.
2- اکمال الدین ، ج 2، ص 650 و بحار الانوار، ج 52، ص 204.
3- غیبت نعمانی ، ص 252 و 257، و بحارالانوار، ج 52، ص 233.

--------

 

سایتها ی مفید:

http://www.jamkaran.info

http://www.hawzah.net

 

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: احادیث
[ ] [ ] [ علی حمزه ئی ]

امام مهدی (عج)

پدر، مادر و ولايت امام زمان عليه السلام 
پدر بزرگوار امام زمان عليه السلام حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام امام يازدهم شيعيان است ، بنقل شيخ مفيد امام عسكرى عليه السلام در مدينه در 24 ربيع الاول سال 232 متولد شد و در سال 260 در سن 28 سالگى در منزل شخصى خود در سامرا به شهادت رسيد.(1)
مادر بزرگوار امام زمان عليه السلام ((مليكه )) است كه از طرف پدر دختر ((يشوعا)) فرزند امپراطور روم شرقى بود، و از طرف مادر نوه شمعون از ياران مخصوص حضرت عيسى عليه السلام و وصى او بشمار مى رفت .
او با اينكه در كاخ مى زيست و با خاندان امپراطورى زندگى مى كرد اما آنچنان پاك و با عفت بود كه گويى شباهت به خانواده خود ندارد، بلكه به مادر و خانواده مادرى كشيده و زندگيش همچون زندگى شمعون و عيسى عليه السلام و مريم عليهاالسلام از صفا و معنويت و پاكى خاصى برخوردار بود، از اينرو دوست داشت با يك خانواده پاك و خداپرست وصلت كند و به توحيديان بپيوندد، خداوند او را در اين هدف كمك كرد و او را بطور عجيب (كه در داستان ماجراى اسارت او و خريدارى از جانب امام هادى عليه السلام براى امام عسكرى عليه السلام در تاريخ آمده است ) به خواسته و هدفش رسانيد.
مليكه يا نرجس خاتون به خانه امام حسن عسكرى عليه السلام وارد شد، امام هادى عليه السلام به خواهرش حكيمه فرمود: او را به خانه ببر و دستورات اسلامى را به او بياموز، او همسر فرزندم حسن عليه السلام و مادر مهدى آل محمد صلى اللّه عليه و آله خواهد بود، آنگاه به نرجس رو كرده و فرمود:
مژده باد ترا به فرزندى كه سراسر جهان را با نور حكومتش پر از عدالت و دادگرى كند، پس از آنكه پر از ظلم و جور شده باشد.
آرى اين چنين يك دختر پاك و دانا، آلودگى كاخ شاهان را رها كرد و در خط جد مادريش ((شمعون )) قرار گرفت و سرانجام به سعادت عظماى همسرى حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام در آدم و لياقت پر افتخار مادر حضرت قائم (عج ) را پيدا كرد.
او نامهاى ديگر مانند ريحانه ، صقيل و سوسن نيز دارد و خواهر امام هادى عليه السلام حكيمه او را به عنوان سيده (خانم ) مى خواند.
اين بانوى با سعادت در سال 261 هجرى و به روايتى قبل از شهادت امام حسن عسكرى عليه السلام از دنيا رفت و قبر شريفش در سامرا كنار قبر منور امام عسكرى عليه السلام قرار گرفته است .(2)
امام قائم (عج ) از همين خاندان پاك در شب جمعه نيمه شعبان سال 255 هجرى در زمان حكومت معتمد عباسى در سامرا متولد شد و هنگام شهادت پدر، پنج ساله بود.(3)
تولد آن حضرت را جز عده اى خاص نمى دانستند و براى نوع مردم مخفى بود، تا مبادا مورد گزند طاغوتيان غاصب و ستمگر زمان قرار گيرد.
حكيمه خاتون عمه امام حسن عسكرى عليه السلام گويد: روز پنجشنبه نيمه شعبان به منزل برادرم رفتم ، هنگام مراجعت ، امام عسكرى عليه السلام فرمود: امشب را نزد ما باش ، امشب فرزندى كه خداوند زمين را به علم و ايمان و هدايت او زنده گرداند متولد مى شود.
بالاخره ماندم صبح صادق حالت اضطراب در نرجس خاتون عليهاالسلام پديد آمد، او را در برگرفتم ، امام عليه السلام فرمود: سوره قدر را بر او بخوان ، مشغول خواندن سوره قدر شدم شنيدم آن كودك در رحم مادر در خواندن سوره با من همراهى مى كند در اين موقع پرده اى بين من و آنها افكنده شد، ديگر نرجس را نمى ديدم ، از آنجا سراسيمه دور شدم امام عسكرى عليه السلام فرمود: برگرد، برگشتم در نرجس عليهاالسلام نورى مشاهده كردم كه ديده ام را خيره كرد و امام زمان عليه السلام را ديدم رو به قبله به سجده افتاده سپس دستش را بلند كرد و مى گفت : گواهى مى دهم به يكتائى خدا و اينكه جدم ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله است ، و پدرم اميرمؤ منان عليه السلام ، وصى رسول خدا است ، بعد يك يك امامان را شمرده تا به خود رسيد.
او را به نزد پدرم بردم ، تا او را ديد به دست گرفت و پس از خواندن آياتى از قرآن و انجيل و تورات و زبور اين آيه را تلاوت فرمود:
و نريد ان نمن على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين و نمكن لهم فى الارض و نرى فرعون و هامان و جنود هما منهم ما كانوا يحذرون ؛
اراده ما بر اين قرار گرفته است كه به مستضعفين ، نعمت بخشيم و آنها را پيشوايان و وارثين روى زمين قرار دهيم ، حكومتشان را پا بر جا سازيم و به فرعون و هامان و لشكريان آنها آنچه را بيم داشتند از اين گروه نشان دهيم
نمونه كامل و گسترده مفهوم آيه مذكور، ظهور حكومت حق و عدالت در تمام كره زمين بوسيله امام قائم است .
سخنى درباره نيمه شعبان  
شيخ حر عاملى رحمه اللّه از بزرگان اصحاب نقل مى كند كه امام صادق عليه السلام فرمود:
شبى كه حضرت قائم (عج ) در آن متولد شد، هيچ نوزادى در آن شب متولد نمى شود مگر اينكه مؤ من خواهد شد، و اگر در سرزمين كفر متولد گردد، خداوند او را به بركت امام مهدى (عج ) به سوى ايمان منتقل مى سازد.
در نيمه شعبان زيارت حضرت امام حسين عليه السلام و همچنين زيارت امام زمان عليه السلام مستحب است ، امام صادق عليه السلام فرمود:
شب نيمه شعبان بهترين شب بعد از شب قدر است و خواندن دو ركعت نماز در شب نيمه شعبان بعد از نماز عشاء مستحب است ، در ركعت اول بعد از حمد، سوره كافرون و در ركعت دوم بعد از حمد سوره توحيد خوانده شود.
غسل و شب زنده دارى و عبادت در اين شب بخصوص فضائل بسيار دارد، اين شب در نزد خدا چنين مقامى دارد كه ولايت با سعادت امام زمان عليه السلام در سحرگاه اين شب واقع شده و بر عظمت و رونق آن افزوده .
ضمنا رواياتى آمده كه نيمه شعبان همان شب قدر و تقسيم ارزاق و عمرها است ، و در بعضى از اين روايات است شب نيمه شعبان شب امامان عليهم السلام است و شب قدر شب رسول خدا صلى اللّه عليه و آله است .
از جمله فضائل اين شب اينكه ، از شبهاى مخصوص زيارت امام حسين عليه السلام است كه صد هزار پيامبر (صلواة اللّه عليهم ) آن حضرت را در اين شب زيارت مى كنند.
از نمازهاى مستحبى كه در اين شب وارد شده دو ركعت نماز است كه در هر ركعت بعد از حمد صد بار سوره توحيد خوانده مى شود.
نقل شده : رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله فرمود: شب نيمه شعبان در خواب ديدم جبرئيل بر من نازل شد و فرمود: اى محمد: اى محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم در چنين شبى خوابيده اى ؟ گفتم : اين شب چه شبى است ؟
فرمود: شب نيمه شعبان است برخيز، مرا بلند كرد و به بقيع برد، و سپس ‍ فرمود: سرت را بلند كن زيرا در اين شبها درهاى رحمت خدا در آسمان بروى بندگان باز است ، همچنين در رضوان ، در آمرزش ، در فضل ، در توبه ، در نعمت ، در جود و سخاوت ، در احسان باز است ، خداوند به عدد پشمها و موهاى چرندگان در اين شب گنهكاران را آزاد مى كند، پايان عمرها در اين شب ، تعيين مى گردد، رزق هاى يكسال در اين شب تقسيم مى شود و حوادث يكسال در اين شب معين مى گردد.
اى محمد! كسى كه اين شب را با تكبير و تسبيح و تهليل و دعا و نماز و قرائت قرآن و اطاعت و خضوع و استغفار بسر برد، بهشت منزل و سراى او است ، و خداوند گناهان گذشته و آينده اش را مى آمرزد... اى محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم اين شب را احياءدار و به امت خود دستور بده آنها نيز اين شب را احياء بدارند، و با عمل به سوى خدا تقرب جويند، چرا كه اين شب شبى شريف است .
از اعمال اين شب ، خواندن دعاى كميل در سجده است روايت شده كه كميل گويد ديدم على عليه السلام اين دعا را در شب نيمه شعبان در سجده خواندند.
در مورد زيارت امام حسين عليه السلام در اين شب بخصوص در صورت امكان در كنار قبرش ، آمده هر كه بشناسد امام حسين عليه السلام را و شهادت او و هدف شهادتش را كه موجب نجات امت گرديد و وسيله و راهگشائى براى رسيدن به فوز عظيم شد (خلاصه اينكه عبادتش در اين شب از روى توجه و علاقه و معرفت خاص باشد) آنگونه خويشتن را در برابر خدا خاضع نمايد كه شايستگى آن را دارا مى باشد و نيز از خدا خواسته هاى شرعيش را تقاضا كند.(7)
نام و كينه امام زمان عليه السلام  
امام زمان عليه السلام هنگام تولد تا وقتى كه پدرش به شهادت رسيد (از سال 255 تا سال 260) مخفى بود و تنها خواص از اصحاب او را مى ديدند و مسائل خود را از ايشان مى پرسيدند، هنگام رحلت پدر، پنچ سال داشت ، سرانجام عواملى باعث شد كه آن حضرت از نظرها غايب گرديد و نخست غيبت صغرى و سپس غيبت كبرى به وجود آمد (كه در اين مورد، بعد سخن خواهيم گفت ).
بهر حال : چنانكه در روايات آمده ، محل زندگى امام زمان عليه السلام در دوران كودكى همچون محل زندگى حضرت موسى عليه السلام مخفى بود تا از گزند طاغوتيان محفوظ گردد.(8)در اينجا براى اينكه دورنمائى از دوران خفقان آن زمان را دريابيم شايسته است به داستان زير توجه فرمائيد.
جعفر كداب عموى امام زمان عليه السلام  
گاه مى شود بر اثر عواملى ، از حضرت نوح عليه السلام پسرى ناخلف بنام كنعان و يا از حضرت آدم عليه السلام پسرى متمرد بنام قابيل به وجود مى آيد.
حضرت امام هادى عليه السلام داراى 5 فرزند بنامهاى امام حسن عليه السلام ، حسين ، محمد، جعفر، و عليه بود. در ميان اين فرزندان ، جعفر، بسيار ناخلف بود كه لقب كذاب (دروغگو) را گرفت ، امام هادى عليه السلام درباره او فرمود: از فرزندم جعفر دورى كنيد، نسبت او به من همچون نسبت كنعان به نوح عليه السلام است ، امام عسكرى عليه السلام فرمود: مثل من و جعفر مانند هابيل و قابيل دو فرزند آدم عليه السلام است ، اگر كشتن من براى جعفر ممكن بود، مرا مى كشت ، ولى خداوند جلو او را گرفت .
جعفر از افرادى بود كه ادعاى امامت داشت و پس از رحلت پدر مى گفت امام مردم من هستم نه برادرم ، امام عسكرى عليه السلام ، حتى پس از رحلت پدر نزد خليفه وقت رفت و گفت : بيست هزار اشرفى براى تو مى فرستم و از شما خواهش دارم كه فرمان دهى تا بر مسند امامت بنشينم و اين مقام از برادرم سلب گردد.
خليفه در جواب گفت : عجب آدم احمق هستى اگر امامت در دست ما مى بود آن را براى خود قرار مى داديم اگر امام شناسان و شيعيان آنچه از برادرت و پدرت از معجزات و... ديدند از تو ببينند تو را امام خود مى دانند، ديگر نيازى به كمك ما ندارى و گرنه هرگز به تو ايمان نخواهند آورد.
كارشكنى هاى او در عصر امامت برادرش امام عسكرى عليه السلام بجائى نرسيد ولى پس از شهادت برادرش دوباره شروع به ادعا كرد و اعلام داشت كه امام بعد از برادرم من هستم .
امام عسكرى عليه السلام براى اينكه امر بر مردم اشتباه نشود و امامت امام مهدى (عج ) را از كارشكنى هاى جعفر، حفظ كند، در آخرين لحظات عمر، يكى از اصحاب بنام (ابوالاديان ) را به حضور طلبيد و به او فرمود:
((چند نامه هست اينها را به مدائن مى برى و به فلان و فلان كس مى رسانى و جواب نامه ها را مى گيرى ، روز 15 به سامراه مى آئى ، صداى گريه از خانه من خواهى شنيد مطلع مى شوى كه من از دنيا رفته ام .))
ابوالاديان : فدايت شوم ، معلوم است كه سخن شما راست و درست است ، و همين طور كه مى فرمائى خواهد شد ولى سؤ الى دارم و آن اينكه پس از شما امام كيست ؟
امام عسكرى عليه السلام : ((امام كسى است كه جواب نامه ها را از تو مطالبه كند.))
ابوالاديان : علامت ديگر امام پس از شما چيست ؟
امام عسكرى عليه السلام : ((امام كسى است كه بر جنازه من نماز بخواند.))
ابوالاديان مى گويد: علامت ديگر چيست ؟
امام عسكرى عليه السلام فرمود: امام كسى است كه از ميان هميانهاى طلا خبر دهد.))
ابوالاديان مى گويد: ابهت امام عسكرى عليه السلام مرا گرفت ، ديگر نپرسيدم كه منظور چه هميانى است برخاستم خداحافظى كردم نامه را گرفتم بسوى مدائن رهسپار شدم ، نامه ها را به صاحبانشان دادم جواب نامه ها را گرفت و به سامره برگشتم همين كه وارد خانه امام حسن عليه السلام شدم صداى گريه شنيدم فهميدم كه امام عسكرى عليه السلام دار دنيا را وداع كرده است ولى ديدم گروهى دور جعفر كذاب را گرفته اند و به او به عنوان امام تهنيت مى گويند و بعضى به او تسليت مى گفتند.
در اين ميان كسى آمد و به جعفر گفت : جنازه برادرت را غسل داده اند، بفرمائيد بر جنازه نماز بخوانيد ديدم جعفر برخاست و همراه گروهى براى انجام نماز رهسپار شد، با خود گفتن : عجبا! اگر امام مردم ، بى دين بشود، معلوم مى شود كه همواره دين از اول سست بوده است ، چون من جعفر كذاب را مى شناختم كه همواره با ساز آواز و شرابخوارى سر و كار داشت ، من هم دنبال جعفر براه افتادم تا ببينم جريان به كجا منتهى مى شود.
كنار جنازه امام عسكرى عليه السلام رسيديم جعفر پيش ايستاده و همراهان پشت سرش ، گفتم ديگر كار از كار گذشت ، ناگهان پرده سفيدى كه در حجره آويزان بود بلند شد، ديدم كودكى نورانى پيدا شد، رداى جعفر را گرفت و فرمود: اى عمو! پس برو، من سزاوارترم كه بر جنازه پدرم نماز بخوانم ، جعفر مانند نقش بر ديوار هيچ نتوانست بگويد و كنار رفت .
آن كودك مشغول نماز شد و پس از نماز همين كه خواست برود به من رسيد و فرمود: جواب نامه ها را به من بده ، نامه ها را به او دادم ، رفت به حجره ، با خود گفتم حمد و سپاس خدا را كه دو علامت از علاماتى كه امام عسكرى عليه السلام به من فرموده بود ظاهر شد، نزد جعفر آمدم و گفتم اين طفل كه بود؟
گفت : من اصلا چنين كودكى را نديده ام و نمى شناسم .
مسافران قمى و جعفر كذاب :  
روز بعد ديدم گروهى از اهل قم آمده بودند به زيارت امام عسكرى عليه السلام نائل شوند، مطلع شدند كه حضرت از دنيا رفته است ، پرسيدند: امروز امام و حجت خدا كيست ؟
گروهى جعفر كذاب را نشان دادند، اهل قم نزد جعفر آمده و سلام كردند و گفتند: پول زيادى كه مخصوص امام عليه السلام است براى شما آورده ايم ، دستور داد پولها را بگيرند.
گفتند: ما هر وقت خدمت امام عسكرى عليه السلام مى رسيديم و پولى نقد مى آورديم نام صاحبان پول را حضرت مى بردند و حدود مبلغ را از درهم و دينار مى فرمود، شما هم اگر امام هستيد و جانشين برادر خود مى باشيد مبلغ و عدد و اسم صاحبان پول را بگوئيد.
جعفر گفت : مردم از من علم غيب مى خواهند، مگر برادرم علم غيب داشت ؟
اهل قم گفتند: در چنين صورت ما پول را نخواهيم داد.
دستور دستگيرى امام زمان عليه السلام  
جعفر ديد با اين وضع به هدف شوم خود نمى رسد، نزد معتمد عباسى خليفه وقت رفت و گزارش داد كه برادرم امام عسكرى عليه السلام پسرى دارد و او بر جنازه پدرش نماز خواند (امام عسكرى عليه السلام براى حفظ فرزندش حضرت حجت (عج ) از دشمنان ، تولد او را به كسى نفرموده بود.) خليفه ، ضد ماءمور به فرماندهى شخصى بنام ((رشيق )) به خانه امام عسكرى عليه السلام فرستاد و به او دستور اكيد داد كه برو به خانه امام عسكرى عليه السلام همه حجره ها را جستجو كن ، بى آنكه اجازه بگيرى وارد خانه شو.
رشيق با ماءمورين به خانه امام عسكرى عليه السلام آمدند و همه حجره ها را گشتند تا به آن حجره كه در آن پرده سفيد آويزان بود رسيدند، پرده را بلند كردند دريائى آنجا ديدند كه در وسط آن ، كودكى سجاده انداخته و نماز مى خواند، رشيق بيكى از ماءمورانش دستور داد كه برو، و آن كودك را بگير. آن ماءمور تا به سراغ كودك آمد در ميان آب غرق شد.
رشيق به ديگرى دستور داد، ديگرى وقتى خواست به طرف كودك رود در آب غرق شده با فرياد بلند تقاضاى كمك كرد، او را نجات دادند، حضرت با كمال وقار نماز را تمام كرد و سپس در پيش روى ماءموران از حجره بيرون آمد. ماءموران گويا چوب خشكى شده بودند. اصلا نتوانستند كوچكترين آسيبى به كودك كه حضرت حجت (عج ) بود برسانند.
همين موقع بود كه حضرت مهدى عليه السلام غايب شد و غيبت صغرى به وقوع پيوست .(9)
مشخصات امام زمان عليه السلام 
بهر حال امام زمان عليه السلام در زمان پدر كه 5 ساله بود (از سال 255 تا 260، سال شهادت پدر) نزد پدر بود، ولى در مخفيگاه بسر مى برد، بسيارى از اصحاب ائمه عليهم السلام و علما و فقهاى اعلام اسلام ، وى را زيارت كرده اند، حتى بسيارى از نوابغ و علماى بزرگ چين و بخارا و سمرقند و هندوستان و اندلس و اروپا به سامراه سفر كرده و توسط امام عسكرى عليه السلام با امام زمان عليه السلام ملاقات كرده و مسائل خو را از وى پرسيده اند، و نشان سوغات و هداياى صاحبانش را از او خواسته اند، او به يك يك آنها پاسخ صحيح داده است . (چنانكه اين مطلب در جلد 52 و 53 بحار بطور مفصل آمده است .)
براى اينكه بيشتر با اين عزيز كه پرده هاى غفلت و گناه ، ما را از ديدارش ‍ محروم ساخته آشنا شويد به اين حديث توجه كنيد: پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود:
(( المهدى من ولدى اربعين سنة كان وجهه كوكب درى فى خده الايمن خال اسود عليه عبائتان قطوا نيتان ، كانه من رجال بنى اسرائيل يستخرج الكنوز و يفتح مدائن الشرك ؛))
مهدى (عج ) از فرزندان من داراى چهل سال است (يعنى هنگام خروج همچون مرد چهل ساله است ) صورتش همچون ستاره درخشان است ، در گونه راستش خال سياهى است و دو عباى قطوانى بر دوش دارد، قيافه اش ‍ همانند مردان بنى اسرائيل (زمان حضرت موسى عليه السلام ) است گنجها را استخراج كند، در كشورهاى شرك را فتح كرده و تحت رهبرى خود در مى آورد.))(10)
از خصوصيات امام قائم (عج ) اينكه آن حضرت از ناحيه پدر از نسل امام حسين است ، از ناحيه مادر از نسل امام حسن عليه السلام است ، از اين رو كه مادر امام باقر عليه السلام از فرزندان امام حسن عليه السلام است .(11)
از ويژگيهاى او اينكه پس از ظهور، حضرت عيسى عليه السلام از آسمان آمده و پشت سر او نماز بجا مى آورد.(12)
و ديگر اينكه در آخر عمر امام قائم (كه رجعت امامان به وجود مى آيد) پس ‍ از آنكه حضرت قائم (عج ) از دنيا رحلت كرد، امام حسين عليه السلام بدن او را غسل مى دهد.(13)
و ديگر اينكه امام عصر(عج ) شبيه يوسف عليه السلام و عيسى عليه السلام و موسى عليه السلام و محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم است .
اين هم در جاى خود بسيار جالب است كه بزرگترين چهره انقلابى تاريخ ، حضرت سيد الشهداء امام حسين عليه السلام در غسل و كفن و دفن مصلح بزرگ جهان حضور يابد.
بهر حال مردم در هر زمان ، امام زمان عليه السلام خود را بشناسد و هر زمانى داراى امام است (و اين كتاب براى همين منظور نگاشته شده ) در زمان ائمه عليهم السلام ياران امامان در اين جهت خيلى كوشا بودند كه امام حق را بشناسند، اكنون به روايت زير توجه كنيد:
محمد بن عثمان (14)گويد: از پدرم شنيدم گفت : از امام عسكرى عليه السلام اين سؤ ال شد و من در حضورش بودم ، سؤ ال اين بود:
((اين مطلب كه از پدران شما نقل شده : هيچگاه زمين از حجت خدا خالى نمى ماند و اگر كسى بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ زمان جاهليت مرده است (15) آيا حق است ؟))
امام حسن عليه السلام فرمود:
آرى اين مطلب حق است همچنانكه روز حق است ، شخص پرسيد: بعد از شما امام مردم كيست ؟
فرمود: پسرم محمد، امام و حجت بعد از من است كسى كه بميرد و او را نشناسد به مرگ زمان جاهليت مرده است ، ولى براى او غيبتى هست كه نادانان در اين مورد حيران گردند و منحرفان هلاك شوند، و كسانى كه وقت ظهورش را تعيين كنند او را تكذيب نمايند، سپس ظهور مى كنند گويا مى بينم طوقهاى سفيدى را كه بر بالاى سر او در نجف و كوفه در حركت است .(16) و در پرچم ارتش آن حضرت نوشته شده :
((البيعة لله ؛ بيعت مخصوص خداست .))(17)
از ويژگيهاى آن بزرگوار اينكه : پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود:
((مهدى طاووس اهل بهشت است .))
و در عبارت ديگر فرمود:
((چهره مهدى (عج ) از فرزندانم همچون ماه تابان است ، رنگ چهره اش ‍ عربى است و بدنش همانند جسم مردان بنى اسرائيل (بلند قد) است ، زمين را همانگونه كه پر از ظلم و جور شده ، پر از عدل و داد مى كند، اهل آسمانها و زمين و پرندگان در هوا از حكومتش راضى هستند، بيست سال حكومت مى كنند.))(18)
روزى پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به دختر گراميش فاطمه عليهاالسلام رو كرد و به اين شخصيتها افتخار كرده و فرمود:
((بهترين پيامبران پدرت است ، و از ما است بهترين اوصياء كه شوهرت على عليه السلام است و از ما است بهترين شهدا كه عموى من حمزه است ، از ماست آن كس كه دو پر دارد و با آن دو پر در بهشت هر جا بخواهد به پرواز در مى آيد، و او پسر عموى پدرت جعفر است ، از ماست دو سبط اين امت ، دو آقاى جوانان اهل بهشت ، حسن عليه السلام و حسين عليه السلام و اين دو فرزندان تو هستند و از ما است مهدى (عج ) و او از فرزندان تو است .)) (19)
امام سجاد عليه السلام فرمود:
((قائم ما داراى نشانه هايى از شش پيامبر است :
1- نشانه اى از نوح عليه السلام .
2- نشانه اى از ابراهيم عليه السلام .
3- نشانه اى از عيسى عليه السلام .
4- نشانه اى از موسى عليه السلام .
5- نشانه اى از ايوب عليه السلام .
6- نشانه اى از محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم .))
امام نشانه اش از نوح عليه السلام طول عمر است ، اما نشانه اش از ابراهيم عليه السلام مخفى بودن محل ولادتش است ، اما نشانه اش از موسى عليه السلام ترس از دشمن و غيبت است (كه موسى عليه السلام از ترس ‍ فرعونيان از مصر به مدين رفت و مدتى مخفى بود) اما نشانه اش از عيسى عليه السلام اختلاف راءى مخفى بود) اما نشانه اش از عيسى عليه السلام اختلاف راءى مردم درباره اش ، و اعتزال او از مردم است ، اما نشانه اش از ايوب عليه السلام گشايش و پيروزى پس از بليات و گرفتارى است ، اما نشانه اش از محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم قيام به شمشير است .))(20)
و در بعضى روايات ، نشانه اى از حضرت يوسف عليه السلام نيز ذكر شده و آن زندان است (21) (شايد منظور دورى او از دوستانش كه به منزله زندانى بودن او است ).
از ويژگيهاى امام قائم (عج ) اينكه : امام حسين عليه السلام فرمود:
((او از نظرها پنهان است تا كسى او را به بيعت خود نخواند، و او زير پرچم هيچ رهبر ناشايستى نرود.))(22)
شوكت و قدرت فوق العاده امام عليه السلام  
حضرت رضا عليه السلام در ضمن روايتى فرمود:
((قائم عليه السلام كسى است كه هر گاه خروج كند، در سن پيرى است اما سيماى جوان دارد، و آنچنان قدرت جسمى دارد كه دستش را به بزرگترين درخت روى زمين بياندازد، مى تواند آن را از ريشه بركند، و اگر در ميان كوهها صدايش را بلند كند سنگهاى كوهها قطعه قطعه گردند، عصاى موسى عليه السلام و انگشتر سليمان عليه السلام همراه اوست .))(23)
از ويژگيهاى حضرت قائم (عج ) اينكه : پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود:
((بهشت مشتاق چهار نفر از خاندان من است كه خدا آنها را دوست دارد و مرا به دوستى با آنها فرمان داده است :
1- على بن ابيطالب عليه السلام 2 حسن عليه السلام 3 حسين عليه السلام 4 مهدى (عج ) كه پشت سر مهدى (عج ) حضرت عيسى عليه السلام نماز مى خواند.))(24)
و در روايت ديگر فرمود: ((ما خاندان عبدالمطلب سادات و بزرگان بهشت هستيم ، من و برادرم على عليه السلام و عمويم حمزه و جعفر و حسن و حسين و مهدى عليهم السلام .))(25)
شمائل حضرت مهدى عليه السلام  
پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود:
((مهدى از ما خاندان است ، بلند پيشانى و بر آمده بينى است (كه وسط بينى اش برآمدگى دارد).(26)
و نقل شده : روزى حضرت على عليه السلام به امام حسين عليه السلام نگاه كرد و فرمود:
اين پسرم آقا است چنانكه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم او را آقا خواند، و بزودى خداوند در صلب او مردى ظاهر سازد كه همنام پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم شماست ، و در صورت و سيرت شبيه پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم است ، وقتى كه مردم در غفلت بسر مى برند و حق زير پا قرار گرفته و مرده شده و ظلم و جور آشكار گشته ، خروج مى نمايد، سوگند به خدا اگر خروج به قيام نكند، گردنش را مى زنند، اهل آسمان و ساكنان آن از خروجش شاد مى شوند، بلند پيشانى و برآمده بينى ، سطبر شكم ، لاغر ران و در ران راستش ، خالى هست ، گشاده دندان مى باشد، زمين را همچون كه پر از ظلم و جور شده پر از عدل و داد كند.))(27)
از خصائص امام مهدى (عج ) اينكه : حكومتش سراسر جهان را مى گيرد، در اين مورد مفسر معروف اهل تسنن قرطبى روايت مى كند كه جميع كسانى كه جهانگير شدند چهار نفرند كه دو نفرشان كافر بودند يعنى نمرود و بخت النصر و دو نفرشان مؤ من بودند يعنى : ذوالقرنين و سليمان بن داود عليهماالسلام و بزودى از امت اسلام پنجمين نفر حاكم سراسر زمين مى شود و او مهدى (عج ) است .(28)
جايز جعفى گويد: از امام باقر عليه السلام شنيدم مى فرمود:
((روزى عمر بن خطاب از اميرمؤ منان على عليه السلام در مورد حضرت مهدى عليه السلام توضيح خواست .
على عليه السلام فرمود: اما نامش ، حبيبم رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم با من عهد كرده كه نامش را نبرم تا خداوند او را مبعوث كند، امام سيمايش ، او جوان نه بلند قد و نه كوتاه قد، خوش صورت است ، مويش ‍ زيبا است ، و از سرش به شانه اش ريخته ، نور صورتش سياهى موى سر و صورتش را تحت الشعاع قرار داده است .))
امام صادق عليه السلام فرمود:
((مهدى (عج ) خروج نمى كند مگر در سالهاى طاق مانند 1 3 5 7 9.))(29)
لقب قائم عليه السلام و مهدى عليه السلام چرا؟ 
مى پرسند:  
چرا زمان عليه السلام با كلمه ((قائم )) و ((مهدى )) خوانده مى شود، و اينكه بعضى با شنيدن لقب ((قائم )) برمى خيزند و مى ايستند براى چيست ؟
پاسخ :  
در بسيارى از روايات ، آن حضرت با لقب قائم (30) و مهدى ، ياد شده و در مورد قائم ، بسيار مى شد كه در زمان ائمه عليهم السلام بر اثر ظلم و فساد و حاكمان غاصب ، امامان به ياد امام زمان عليه السلام مى افتادند و مى فرمودند: ((قائم ما انتقام ما را خواهد گرفت )).
قائم يعنى قيام كننده ، نظر به اينكه قيام و نهضت حضرت مهدى (عج ) جهانى است و در تمام تاريخ بشر چنين قيام و حكومتى نبوده ، آن حضرت با اين عنوان خوانده مى شود.
اما اينكه پيروان آن حضرت با شنيدن اين لفظ و يا با تلفظ به اين كلمه برمى خيزند و مى ايستند، اين كار يك نوع عمل مستحبى است و احترام و اظهار پيوند و انتظار آن حضرت است و ضمنا مردم را به ياد نهضت و قيام حضرت مهدى (عج ) مى اندازد و براى آنها تلقين عملى مى شود كه بايد برخاست ، نهضت كرد، اميدوار بود و به زمينه سازى براى ظهور و قيام جهانى رهبرى معصوم و قاطع كه اميد پيامبران و امامان و همه مستضعفان جهان و قلب تپنده هستى است پرداخت .
اين كار حتى در زمان امام صادق عليه السلام در ميان شيعيان معمول بوده ، حتى نقل شده در خراسان در حضور حضرت امام رضا عليه السلام كلمه ((قائم )) ذكر شد، امام رضا عليه السلام برخاست و دستش را بر سر نهاد و فرمود: (( اللّهم عجل فرجه و سهل مخرجه ؛))
((خداوندا بر فرجش شتاب كن ، و راه ظهور و نهضتش را آسان گردان .))(31)
اما در مورد واژه مهدى ، از اين روست كه امام زمان هدايت شده و هدايت كننده است .
امام صادق عليه السلام در ضمن حديثى در اين مورد فرمود:
(( انما سمى القائم مهديا لانه يهدى الى امر مضلول عنه و سمى القائم لقيامه بالحق ؛))
آن حضرت را مهدى گويند، زيرا او مردم را به امرى كه گم كرده اند هدايت مى كند، و قائم گويند چون به حق قيام كند)).(32)
از امام باقر عليه السلام سؤ ال شد چرا قائم را ((قائم )) خواندند؟
فرمود:
((زيرا ياد او فراموش مى شود و بسيارى از معتقدان به امامت آن حضرت ، راه ناصحيح مى روند.))
از آن حضرت سؤ ال شد چرا او را منتظر گويند؟ فرمود:
((زيرا براى او غيبتى طولانى است كه روزهايش بسيار است افراد مخلص ‍ و پاك در انتظارش بسر مى برند ولى افراد شكاك و مردد او را انكار مى كنند و منكران ، نامش را به مسخره مى گيرند و تعيين كنندگان وقت بسيارند، عجله كنندگان در او به هلاكت مى رسند، مسلمانان در مورد او نجات مى يابند.))
اقامتگاه حضرت مهدى عليه السلام كجاست ؟ (33) 
مى پرسند:  
امام قائم (عج ) كجاست و آيا فرزند و همسر دارد؟
پاسخ :  
از قواعد و روايات معصومين عليهم السلام استفاده مى شود كه امام قائم (عج ) هم اقامتگاه مخصوص دارد و هم زن و فرزند.
در مورد اقامتگاه آن حضرت نخست بايد توجه داشت كه آن حضرت همه ساله در مراسم عظيم حج شركت مى كند. (34)
و بعضى از سعادتمندان در مراسم حج به محضرش شرفياب شده اند.
همچنين هر جا كه بخواهند از مشاهد مشرفه و... خواهد رفت .
اما در مورد اقامتگاه آن حضرت و فرزندان و بستگان و ياران مخصوص ‍ (اوتاد) چندين مكان ماند: مدينه ، دشت حجاز، كوه رضوى ، كرعه (35) و سرزمينهاى دور دست و... گفته شده است .
در ميان اين گفتار آنچه بيشتر نظرها را جلب مى كند اين است كه اقامتگاه آن حضرت و فرزندانش و گروهى از خواص يارانش در جزيره اى از درياى بزرگ مى باشد.
از امام هادى عليه السلام داستانى نقل شده كه خلاصه اش اين است :
حضرت مهدى (عج ) و فرزندانش در جزيره هائى بسيار بزرگ و پهناور در دريا زندگى مى كند و عدد شيعيان آنجا بسيار زياد است ، و فرزندان وى هر يك حاكم جزيره اى هستند و خدا بهتر مى داند

داستان جزيره خضراء  
در داستانى كه در مورد تشرف على بن فاضل مازندرانى در سال 690 هجرى در جزيره ((خضراء)) از طرق بسيار موثق نقل شده حاكى است كه اقامتگاه امام قائم عليه السلام و همسران و فرزنداش در جزيره ((خضراء)) است اينك اصل داستان را از كتاب اثباة الهداة نقل مى كنيم :
علامه مجلسى در بحار الاءنوار از يحيى بن فضل در كتاب ((رسالة البحر الابيض و الجزيرة الخضراء)) از على بن فاضل مازندرانى مجاور نجف در حديث بسيار طولانى چنين نقل مى كند:
وارد شهرى از شهرهاى غرب (اسپانيا) شدم مركبهائى از بلاد امام عصر(عج ) وارد آنجا شد، يكى از مسافرين آنها پيرمردى بود كه چون مرا ديد گفت : نام تو چيست ؟ گمان مى كنم على باشد.
گفتم : آرى ،
گفت : نام پدرت چيست ؟ گويا فاضل باشد؟
گفتم : آرى ، چه خوب نام من و پدرم را مى شناسى .
گفت : بدان كه نام و اصل و وصف و خصوصيات ترا براى من بيان كرده اند و من تا جزيره خضراء با تو هستم .
بسيار خوشحال شدم مرا با خود به دريا برد، روز شانزدهم به آب سفيدى رسيديم ، پرسيدم اينجا كجاست ؟
گفت : بحر ابيض است و آن جزيره خضراء است كه اين آب سفيد اطرافش ‍ را گرفته است و به حكمت خداوند چون كشتيها و وسائل نقليه ديگر دشمنان به اينجا رسند غرق مى شوند و به آن حضرت دست نيابند. سپس ‍ وارد جزيره خضراء شديم و رفتيم در مسجد، شخصى بنام ((سيد شمس ‍ الدين )) را ديدم كه مى گفت : من از نوه هاى امام عصر(عج ) هستم ، پس از گفتگوئى به او گفتم : هرگز امام را ديده اى ؟ گفت : نه ولى پدرم نقل كرد كه صداى امام را شنيده ام و خودش را نديده ام و اما جدم ، هم خودش را ديده است و هم صدايش را شنيده است ، آنگاه با آن سيد از شهر بيرون رفتيم و به پيرمردى رسيديم ، از سيد احوال آن پيرمرد را پرسيدم ، گفت : اين كوه را مى بينى ، در وسط آن جاى خرمى است و در آن چشمه اى است و كنار چشمه ، قبه اى است و اين مرد با رفيقش خادم آن قبه است ، من هر صبح جمعه مى روم آنجا خدمت امام عصر(عج ) (البته با توجه به آغاز حديث ، خود امام را نمى بيند و صدايش را نمى شنود) و در قبه دو ركعت نماز مى خوانم و كاغذى مى يابم كه در آن حكم مرافعه اى را كه در هفته به من رجوع مى كنند در آن نوشته ، كاغذ را برمى دارم و هر چه در آن نوشته به آن عمل مى كنم .
على بن فاضل گويد: از خادمها خواهش كردم مرا به حضور امام (عج ) ببرند، گفتند: راهى ندارد، آن رفيقم به من گفت : دستور آمده كه تو را به وطن برگردانم ، براى من و تو مخالفت روا نيست .(37)
ناگفته نماند كه على بن فاضل داستان خود را به طور مفصل در كتابى بنام ((الفوائد الشمسيه )) آورده است ، و ضمنا به احتمال قوى آن آب سفيد كه در داستان فوق آمده همانند يك حصار محكم و مجهز، دشمن را از آن جزيره دفع مى كند.
بعضى از نويسندگان به عنوان احتمال مطرح كرده اند كه شايد اين جزيره خضراء (با توجه به آب سفيد و ساير خصوصيات كه در داستان آمده بود) همان مثلث برمودا كه از عجيب ترين و مرموزترين مكانهاى روى زمين است و در غربى ترين اقيانوس اطلس قرار دارد باشد.
از عجائب مثلث برمودا اينكه هر هواپيما يا كشتى به حدود آن برود بطور اسرارآميزى ناپديد مى گردد، و جالب اينكه آبهاى آن سفيد است ، و هر روز خبر غرق شدن تعداد تازه اى از كشتيهاى اقيانوس پيما در آبهاى سفيد ((مثلث برمودا)) به گوش رسيده است .
خلبانها و ملوانهائى كه در اين منطقه حوادثى را تجربه كرده اند گزارش ‍ داده اند كه در مسير خود، به صورت اسرارآميزى تغيير جهت حاصل شده و به مناطقى كه تصميم نداشته اند هدايت شده اند.(38)
اين هم يك احتمالى است ، كه بايد دانشمندان و محققان بيشترى كنند.
فقط در اينجا اضافه مى كنيم : يكى از دعاهاى حضرت مهدى (عج ) اين است كه :
(( اللّهم احجبنى عن عيون اعدائى و اجمع بينى و بين اوليائى ؛))
خدايا مرا از ديدگان دشمنانم پوشيده بدار و بين من و دوستانم اجتماع حاصل كن .(39)
به مقتضاى استجابت اين دعا، اقامتگاه آن حضرت از دشمنان محفوظ خواهد بود. و ممكن است همين مطلب تاءييدى باشد كه آن جزيره ، در مثلث برمودا است .
از سوى ديگر غير از همسر و فرزندان ، جمعى از دوستانش كه طبق روايت سى تن از ((اوتاد)) و برجستگان هستند (40) همواره در خدمت آن حضرت بسر مى برند.
توضيح ديگر اينكه :  
براساس داستان ((على بن فاضل )) فرزندان حضرت ولى عصر(عج ) در جزيره اى بنام خضراء در اقيانوس اطلس ، زندگى مى كنند، و شخص آن بزرگوار همه ساله در موسم حج شركت نموده ، پس از زيارت آباء و اجداد طاهرينش در حجاز، عراق و طوس به جزيره باز مى گردد و غالب اقامت آن بزرگوار در همان جزيره است . (41)
نشانه هاى خود حضرت چيست ؟ 
پاسخ :  
مقدارى از نشانه هاى قائم (عج ) در ضمن اين كتاب آمده است ، ولى در اينجا نيز به چند نشانه اشاره مى كنيم :
امام صادق عليه السلام فرمود:
((امامت امت (42) صلاح نيست مگر براى شخص كه داراى سه خصلت باشد:
1- سزاوارترين مردم به امام قبل .
2- اسلحه پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم در نزد او باشد.
3- امام سابق ، او را به طور آشكار، وصى خود كرده باشد.))(43)
اباصلت هروى گويد: به حضرت رضا عليه السلام عرض كردم نشانه قائم (عج ) در وقت خروج چيست ؟
فرمود: ((او در سن پيران است ولى سيماى جوان دارد ناظران به او گمان مى برند كه چهل سال يا كمتر دارد، او با مرور شب و روز پير نمى شود تا پايان عمرش فرا رسد.))(44)
مرحوم صدوق رحمة الله از امام باقر عليه السلام نقل مى كند:
((نخستين سخنى كه حضرت مهدى (عج ) پس از قيام خود مى فرمايد اين است )):
((من بقية اللّه و حجت و خليفه خدا بر شما هستم ))
سپس هيچ كس بر او سلام نمى كند بر او سلام نمى كند مگر اينكه مى گويد:
(( السلام عليك يا بقية اللّه فى ارضه :))
((سلام بر تو اى بقيه (ذخيره بادوام ) خدا در زمين خدا.))(45)
قبلا گفتيم امام قائم (عج ) در تمام جهات شباهت به پيامبر اسلام صلى اللّه عليه و آله و سلم دارد حتى در قيافه و روش و خصوصيات .
نيز امام عليه السلام فرمود:
((در مكه تعداد بيعت كنندگان به 000/10 نفر مى رسند، و در سراسر زمين معبودى جز خدا يافت نمى شود و همه معبودهاى باطل ، آتش ‍ مى گيرند...))(46)
امام صادق عليه السلام فرمود:
((شب 23 ماه رمضان ندا بنام امام قائم (عج ) بلند شود، و آن حضرت در روز عاشورا كه در آن امام حسين عليه السلام به شهادت رسيد، قيام كند، گويا روز شنبه دهم محرم را مى نگرم كه آن حضرت بين حجرالاسود و مقام ابراهيم عليه السلام و در كنار كعبه ايستاده و جبرئيل در حضورش است ، اعلام بيعت مى شود كه همه شيعيان و طرفداران او از اطراف جهان به مكه آيند و با او بيعت كنند، زمين براى آنها در نور ديده مى شود (كه زودتر برسند)، پس آنگاه خداوند زمين را كه پر از ظلم و جور شده پر از عدل و داد كند.))(47)
شخص پنج ساله چگونه امام مى شود؟ 
مى پرسند:  
حضرت قائم (عج ) هنگام شهادت پدر در سال 260 هجرى قمرى پنج سال داشت و پس از پدر امام بر مردم بود، آيا يك نفر پنج ساله مى تواند امامت كند؟
پاسخ :  
اگر كودكى ، بخاطر استعدادهاى فوق العاده كه خدا به او داده ، در اوج كمال بود، چه مانعى دارد امام مردم شود، مانند حضرت عيسى عليه السلام كه به فرموده قرآن در سن كودكى ، پيغمبر و حجت خدا شد و مانند بوعلى سينا و امثال او.(48) و در دنيا گاهى كودكان استثنائى و نابغه بسيارند مانند: ((سيد محمد طباطبايى قمى در عصر ما كه در پنج و نيم سالگى حافظ همه قرآن شد، و هم اكنون (49)كه حدود هفت سال دارد، دروس ‍ حوزوى را مى خواند، و آن چنان بر معناى آيات قرآن ، مسلط است ، كه در گفتگو، با آيات قرآن سخن مى گويد و به سؤ الات جواب مى دهد.(50)
و مانند توماس يونگ و امثال او كه در دو سالگى خواندن و نوشتن را مى دانست و در هشت سالگى به تنهائى به آموختن رياضيات پرداخت (51) بسيارند و اينها حكايت از آن مى كند كه چنين چيزى محال نيست وقتى محال نبود قدرت خدا به آن تعلق خواهد گرفت .
ما امامان ديگرى مانند امام جواد و امام هادى عليه السلام نيز داريم كه قبل از بلوغ به امامت رسيده اند.
چرا اين همه سخن از مهدى (عج ) 
مى پرسند:  
چرا از حضرت مهدى (عج ) آن همه سخن به ميان آمده پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم و همه ائمه عليهم السلام در فرصتهاى مختلف از آن حضرت سخن گفته اند، حتى به جزئيات و شمائل و خصوصيات مربوط به آن حضرت تصريح كرده اند... كه درباره هيچ يك از ائمه عليهم السلام چنين نيست ؟
پاسخ :  
اين همه توجه پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم و امامان به حضرت مهدى (عج ) و ذكر ويژگيهاى شخص آن حضرت و قيام او... به خاطر چند جهت است :
1- مردم در طول زمان ، خود را آماده ، ظهور آن حضرت كنند و با داشتن هدف مشخص ، دنبال آن حضرت را بگيرند تا حكومت جهانى از دست استكبار جهانى بيرون آيد و بدست صالحان قرار گيرد و اين كار با نهضتهاى اسلامى عميق و پى گير قابل اجرا است .
2- ذكر خصوصيات براى آن است كه افراد دروغگو كه از معتقدات مذهبى مردم سوء استفاده كرده و در طول تاريخ خود را همان مهدى موعود خوانده اند، شناخته شوند و رسوا گردند.
3- اهميت مهدى (عج ) و انقلابش كه اميد همه در همه جهان در تاريخ است ، نيز عاملى است كه قبل از ظهورش از آن حضرت سخن بسيار به ميان آيد و قلبها و روحها بنام نام آن حضرت سرشار از اميد و توجه به آينده روشن گردد، و مؤ منان و مستضعفان بدانند كه خداوند آنها را به خودشان واگذار نكرده ، آنها حجت بر حق دارند، رهبرى معصوم ، پشتيبان آنها است ، با چنين پشتيبانى از هيچ چيز و هيچ كس نهراسند و تحت رهبرى او به پيش ‍ روند.
و در طول زمان غيبت ، با توجه به اوصاف او، دريابند كه چه كسى مى تواند به نيابت عام آن حضرت ، زمام امور و رهبرى را بدست گيرد، دريابند كه بايد نزديكترين فرد به اين خصوصيات و اوصاف ، بر مسند نيابت عام آن حضرت بنشيند و به عنوان ولايت فقيه مردم را رهبرى كند.
اما اگر اين خصوصيات ذكر نمى شد و اين همه اهميت به آن داده نمى شد، مردم در بسيارى از امور سياسى و اجتماعى و معنوى ، راه را گم مى كردند و از صراط مستقيم به سوى شرق و غرب پناه مى بردند.
آيا تلفظ بنام مقدس حضرت قائم (عج ) جايز است ؟ 
پاسخ :  
مشهور بين جمعى از محدثان و راويان آن است كه تكلم به نام اصلى امام عصر(عج ) حرام است ولى تلفظ به القاب آن حضرت مانند مهدى ، حجت ، قائم و... حرام نيست .
اينك اين سؤ ال پيش مى آيد آيا اين حكم مخصوص زمان غيبت صغرى بوده است همانگونه كه علامه مجلسى (در جلد 13 بحار، چاپ قديم ) از بعضى از علماء نقل كرده و يا در هر زمان و مكانى تا موقعى كه حضرتش ‍ ظهور كند حرام است ؟ و اينكه حرمت تلفظ نام مقدس آن حضرت بستگى به موارد خاصى مانند تقيه و ترس دارد كه اگر موارد ترس و تقيه نباشد جايز است ؟
و آيا اين مسئله اختصاص به آن بزرگوار دارد يا درباره ساير امامان عليه السلام نيز جارى است ؟
دانشمند معروف شيعه ، علامه عالى مقام شيخ حر عاملى در كتاب وسائل الشيعه در آغاز و آخر بابى كه به همين عنوان در كتاب مذكور اختصاص ‍ داده .(52)
همين قول را انتخاب كرده كه در مورد تقيه و خوف ، تلفظ بنام آن حضرت حرام است و در غير موارد تقيه و خوف حرام نيست .(53)
بررسى روايات : اين مساءله  
ما در اينجا نخست به تجزيه و تحليل و بررسى رواياتى كه در اين مورد رسيده مى پردازيم و پس از نتيجه گيرى نظر خود را خاطر نشان خواهيم ساخت .
رواياتى كه در اين مورد به ما رسيده ، پس از بررسى به چهار قسم تقسيم مى شوند:
1- قسم اول روايت :  
پاره اى از رواياتى كه در اين مورد رسيده ، دلالت دارند كه تلفظ نام مبارك حضرت ول عصر(عج ) به طور مطلق (در هر زمان و مكانى در هر شرايطى ) بى آنكه جاى تقيه باشد حرام است و در اين قسم روايات ، علت خاصى ذكر نشده است ، در اينجا بذكر چند نمونه از اين قسم روايات مى پردازيم .
1- مرحوم كلينى رحمه اللّه از على بن رئاب رحمه اللّه نقل مى كند كه امام صادق عليه السلام فرمود:
(( صاحب هذا الامر لا يسميه باسمه الا كافرا؛))
نام مبارك صاحب اين امر (حضرت ولى عصر عج ) را هيچ كس جز شخص كافر نمى برد.)(54)
2- و نيز مرحوم كلينى از ريان بن صلت نقل مى كند كه گفت :
(( سمعت ابا الحسن الرضا عليه السلام و سئل عن القائم قال : لا يرى جسمه و لا يسمى اسمه ؛))
از حضرت رضا عليه السلام در مورد سؤ الى كه پيرامون حضرت قائم (عج ) شده بود شنيدم فرمود:(( جسمش ديده نمى گردد، و نامش برده نمى شود)).(55)
3- مرحوم صدوق رحمه اللّه در كتاب اكمال الدين از صفوان بن مهران نقل مى كند كه شخصى از امام صادق عليه السلام پرسيد: مهدى (عج ) كه از فرزندان تو است كيست ؟
فرمود:
(( الخامس من ولدى السابع يغيب عنكم شخصه و لا يحل لكم تسميته ؛))
((مهدى پنجمين امام از فرزند امام هفتم است وجود مقدسش از شما پنهان مى شود و براى شما بردن نام او جايز نيست .))(56)
4- و نيز مرحوم صدوق رحمه اللّه در كتاب نامبرده از محمد بن عثمان بن عمرى رحمه اللّه نقل مى كند كه گفت : برايم دستخطى (توقيع ) پديدار شد كه با آن دستخط آشنا بودم (57)
به اين عبارت :
(( من سمانى فى مجمع من الناس فعليه لعنة اللّه ؛))
((كسى كه در ميان اجتماع مردم ، نام مرا ببرد، لعنت خدا بر او باد.))(58)
5- مرحوم صدوق رحمه اللّه در كتاب كمال الدين از حضرت عبدالعظيم حسنى رحمه اللّه نقل مى كند كه امام محمد تقى عليه السلام درباره حضرت قائم (عج ) فرمود:
(( يخفى على الناس ولادته و يغيب عنهم شخصه و تحرم تسميه و هو سمى رسول اللّه و كنيته ؛))
((تولد آن حضرت بر مردم مخفى است ، وجود او از انتظار آنان پنهان است و بر آنان بردن نام او حرام مى باشد، او هم نام و هم كينه ، رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم است )).(59)
و روايت ديگرى كه در اين معنى به ما رسيده است .
2- قسم دوم از روايات :  
پاره اى از روايات كه در اين مورد وارد شده به روشنى دلالت دارد بر ترك نام بردن آن حضرت تا موقعى كه قيام مى كند و سراسر زمين را همانگونه كه پر از ظلم و جور شده پر از عدل و داد مى نمايد، اينك نظر شما را به چند نمونه از آنها جلب مى كنيم :
1- علامه مجلسى رحمه اللّه در كتاب بحارالانوار از محمد بن زياد ازدى رحمه اللّه نقل مى كند كه امام موسى بن جعفر عليه السلام هنگامى كه از امام قائم (عج ) سخنى به ميان آمد فرمود:
(( خفى على الناس ولادته و لا يحل لهم تسميته حتى يظهره عزوجل فيملاء به الارض قسمطا و عدلا، كما ملئت ظلما و جورا؛))
((تولد حضرت قائم (عج ) بر مردم پنهان است ، نام بردن او براى آنان جايز نيست تا وقتى كه خداوند متعال او را ظاهر كند، و به وسيله او زمين را همانگونه كه پر از ظلم و جور شده پر از عدل و داد نمايد.))(60)
2- علامه مجلسى رحمه اللّه از حضرت عبدالعظيم حسنى روايت مى كند كه اما هادى (عج ) درباره حضرت قائم (عج ) فرمود:
(( لا يحل باسم حتى يخرج يملاء الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا...؛))
((ياد كردن حضرت قائم (عج ) بنام جايز نيست تا وقتى كه نهضت كند و زمين را همان گونه كه پر از ظلم و جور شده پر از عدل و داد نمايد.))(61)
3- مرحوم كلينى رحمه اللّه به سند خود از ابن هاشم داود بن قاسم جعفرى رحمه اللّه نقل مى كند كه امام باقر عليه السلام در ضمن حديثى فرمود:
(( و اشهد على رجل من ولد الحسن لايسمى و لا يكنى حتى يظهر امره فيملاها عدلا كما ملئت ((جورا انه القائم بامر الحسن بن على عليه السلام ؛))
گواهى مى دهم به آمدن مردى از فرزندان امام عسكرى عليه السلام كه نام و كنيه اش برده نمى شود تا قيامتش ظاهر گردد، زمين را همان گونه كه پر از جور شده پر از عدل و داد كند، اوست كه به امر جانشينى از امام حسن عسكرى عليه السلام مى پردازد.))(62)
4- مرحوم صدوق در كتاب اكمال الدين به سند خود از حضرت عبدالعظيم حسنى نقل مى كند كه وى (حضرت عبدالعظيم ) اعتقادات خودش را در محضر امام هادى عليه السلام عرضه داشت و (در ضمن ) به امامان يكى پس از ديگرى بنام اقرار كرد تا اينكه به امام دهم عرض كرد: اى سرور من ! پس از اينها امام من شما هستيد؟
حضرت فرمود:
(( و من بعدى ابنى الحسن فكيف للناس بالخلف من بعده ؟
قلت : فكيف ذلك ؟
قال : لانه لا يرى شخصه و لا سحل ذكره باسمه حتى يخرج فيملاء الارض ‍ قسطا و عدلا الى ان قال هذا دينى و دين آبائى ؛))
((اما بعد از من فرزندم حسن عليه السلام است ، پس حال مردم نسبت به جانشين بعد از او چگونه است ، عرض كردم : (براى چه ؟) چگونه است ؟
فرمود: زيرا او ديده نمى شود و بردن نامش جايز نيست تا وقتى كه قيام كند و زمين را پر از عدل و داد نمايد تا اينكه فرمود دين و عقيده من و پدرانم همين است .))(63)
3- قسم سوم از روايات :  
پاره اى از روايات دلالت دارند كه نام بردن حضرت مهدى (عج ) جايز نيست و در همين روايات عدم جواز نام بردن حضرت به خوف و ترس از ضرر تعليل شده است به عنوان نمونه به اين چند روايت ذيل وقت كنيد:
1- مرحوم كلينى رحمه اللّه به سند خود از على بن محمد از ابو عبداللّه صالحى رحمه اللّه نقل مى كند كه گفت : پس از درگذشت امام حسن عسكرى عليه السلام ، اصحاب ما از من خواستند كه اسم و مكان حضرت مهدى (عج ) را سؤ ال كنم (پس از سؤ ال ) جواب آمد:
(( ان دللتم على الاسم اذا دعوه و ان عرضو المكان دلوا عليه ؛))
((اگر آنها را به اسم حضرت مهدى (عج ) آگاه سازيد آن را ظاهر مى سازند، اگر مكانش را بشناسند بر ضد او اقدام مى كنند.))(64)
محدث بزرگ شيخ حر عاملى رحمه اللّه پس از نقل اين حديث مى گويد اين حديث دلالت دارد كه نهى ائمه اطهار عليهم السلام از نام بردن حضرت مهدى (عج ) مخصوص مواردى است كه خوف از ضرر و بروز فساد باشد.
2- نيز مرحوم كلينى رحمه اللّه از عبداللّه بن جعفر حميرى رحمه اللّه نقل مى كند: كه شخصى از محمد بن عثمان رحمه اللّه (نايب خاص دوم ) پرسيد: آيا جانشين حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام را ديده اى ؟ او در پاسخ گفت : آرى به خدا سوگند، تا اينكه پرسيد اسمش چيست ؟
در پاسخ گفت :
(( فالاسم محرم عليكم ان تساءلوا عن ذلك من عندى فليس لى ان احلل و لا احرم ولكن عنه عليه السلام فان الامر عند السلطان ابا محمد مضى و لم يخلف ولدا (الى ان قال ) و اذا وقع الاسم وقع الطلب فاتقوا اللّه وامسكوا عن ذلك ؛))
اما در مورد نام بردن از حضرت مهدى (عج ) پرسش كردن از آن ، بر شما حرام است ، اين را از پيش خود نمى گويم ، براى من روا نيست كه پيش خود چيز حلال را حرام و يا حرام را حلال كنم ولى حكم امام را گفتم ، زيرا زمامدار وقت چنين تصور مى كند كه حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام از دنيا چنين تصور مى كند كه حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام از دنيا رفت و فرزندى بجاى نگذاشت تا اينكه گفت : هر گاه نام حضرت مهدى عليه السلام برده شود نتيجه اش طلب كردن (دشمنان ) از اوست ، بپرهيزيد از خدا و از اين مطلب دوم فروبنديد.))(65)
اين روايت همانند روايت است كه با صراحت و روشنى دلالت دارد بر اينكه نهى از نام بردن حضرت ، به خاطر خوف و رسيدن ضرر به آن بزرگوار است ، چه آنكه وقتى نام او شناخته شد. دنبالش به جستجوى او خواهند پرداخت از اين رو امام عليه السلام از بردن نام آن حضرت نهى فرموده ، بلكه از نام بردن آن حضرت به طور مبهم رد شده ، تا كسى كه آن را نمى داند به آن مطلع نشود، لذا كسى كه مى داند بر او اظهار آن نام حرام است .
3- مرحوم صدوق رحمه اللّه در اكمال الدين از على بن عاصم كوفى رحمة اللّه نقل مى كند كه در ميان توقيعات (دست خطهاى ) امام زمان عليه السلام اين جملات پديدار شده :
(( ملعون ملعون من سمانى فى محفل من الناس ؛))
مشمول لعنت است كسى كه نام مرا در ميان اجتماعى از مردم ببرد.))(66)
اينكه حضرت شمول لعنت را مقيد بنام نموده در ميان اهل سنت (و بنى عباس ) دليل آن است كه در غير اجتماع آنها نام بردن آن حضرت جايز است .
بنابراين كه بگوئيم قيد در اين گونه موارد دلالت بر مفهوم دارد (بنابراين ) نهى امام عليه السلام به خاطر رعايت تقيه است .
4- نيز مرحوم صدوق رحمة اللّه از محمد بن همام رحمة اللّه نقل مى كند كه : محمد بن عثمان عمرى گفت :
(( خرج توقيع به خط عرفته من سمانى فى محمع من الناس فعليه لعنة اللّه ؛))
در توقيعى كه آن را مى شناختم از حضرت ولى عصر(عج ) است چنين پديدار شد: كسى كه نام مرا در ميان جمعيتى از مردم ببرد لعنت خدا بر او باد.(67)
دلالت اين حديث بر اين كه حرمت نام بردن حضرت مهدى (عج ) مخصوص موارد خوف و ضرر است همانند دلالت حديث قبل است .
5- علامه مجلسى رحمة اللّه نقل مى كند كه ابن خالد كابلى رحمة اللّه گفت :
هنگامى كه امام سجاد عليه السلام از دنيا رفت ، به حضور امام باقر عليه السلام شرفياب شدم و عرض كردم قربانت گردم حتما اخلاص و انس ‍ و الفت مرا نسبت به پدر بزرگوارت و وحشت مرا از مردم مى شناسى .(68)
امام باقر عليه السلام فرمود: آرى راست مى گوئى اينك منظورت چيست ؟
عرض كردم : قربانت گردم ، پدرت آن چنان صاحب اين امر (حضرت مهدى (عج ) را برايم توصيف كرده كه اگر او را در راهى ببينم دستش را مى گيرم .
حضرت فرمود: اى ابو خالد منظورت چيست ؟
گفتم : مى خواهم نام حضرتش را برايم بگوئى تا او را بنام بشناسم .
فرمود:
(( ساءلتنى و اللّه يا ابا خالد عن سؤ ال مجهد و لقد ساءلتنى عن امر لو ان بنى فاطمة عرفوه حرصوا على ان يقطعوا بضعته ؛))
اى ابو خالد به خدا سوگند از من سؤ ال ناراحت كننده اى مى پرسى ، از موضوعى مى پرسى كه به كسى از آن خبر نداده ام تا به تو خبر دهم ، از مطالبى سؤ ال مى كنى كه اگر فرزندان حضرت فاطمه عليهاالسلام او را مى شناختند حرص آن داشتند كه او (حضرت مهدى ) را قطعه قطعه كنند.(69)
اين كه مى گويد اگر فرزندان فاطمه عليهم السلام او را مى شناختند... دلالت دارد بر اين كه عده اى از آنها قصد ضرر رساندن به حضرت مهدى (عج ) را داشتند، تا چه رسد به غير آنها. از اين رو امام باقر عليه السلام آن حضرت را به نام ياد نكرد تا نامش پوشيده بماند و شناخته نشود و دستهاى مخالفان به آن حضرت نرسد، از ترس آنكه مبادا به وجود مقدسش ضررى برسد...
نتيجه اينكه : روايات قسم سوم بيانگر اين است كه پوشاندن نام حضرت مهدى (عج ) به خاطر امر تعبدى خاص نيست ، بلكه تنها به ملاك تقيه (با آن شرايطى كه دارد)، مى باشد.
4- قسم چهارم از روايات :  
پاره اى از روايات كه در اين مورد به ما رسيده دلالت دارند كه خود ائمه اطهار عليهم السلام يا اصحابشان در موارد متعددى حضرت مهدى (عج ) را بنام ياد كرده اند.
بى آنكه ائمه عليهم السلام اصحاب خود را از اين كار نهى كنند به اين چند نمونه از روايات ذيل كه اين معنى را تاءييد مى كند دقت كنيد:
(( ان ابا محمد الحسن بن على العسكرى بعث الى بعض من سماه ، شاة مذبوحة و قال : هذه من عقيقة ابنى محمد؛))
حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام براى بعضى از افراد كه نام آنها را برده ، گوسفند ذبح شده اى را فرستاده و فرمود: اين گوسفند عقيقه (70) فرزندم محمد (حضرت مهدى (عج ) است .(71)
اين روايت دلالت دارد كه ائمه عليهم السلام صريحا اسم حضرت مهدى (عج ) را مى بردند و ضمنا اجازه به ديگران نيز داده اند.
2- مرحوم صدوق نقل مى كند: ابوغانم خادم گفت :
(( ولد لابى محمد عليه السلام مولود فسماه محمدا و عرضه على اصحابه يوم الثالث و قال هذا صاحبكم من بعدى و خليفتى عليكم و هو القائم (عج )؛))
براى امام عسكرى عليه السلام فرزندى متولد شد، او را محمد ناميد، روز سوم او را به اصحاب خود نشان داده و فرمود: اين نوزاد بعد از من سرپرست و رهبر شما و جانشين من نسبت به شماست و قائم ((عج )) همين است .)) (72)
اين حديث گر چه دلالت آشكار ندارد كه ائمه اطهار عليهم السلام نام مبارك حضرت مهدى (عج ) را برده اند، ولى اگر نام بردن آن حضرت ممنوع بود ابوغانم خادم ، نام او را بر زبان نمى آورد، بلكه اين حديث ((بطور اجمال )) دليل آن است كه امام حسن عسكرى عليه السلام براى ابوغانم و امثال او تصريح به نام حضرت مهدى (عج ) كرده است .
3- مرحوم صدوق رحمة اللّه از مرحوم كلينى رحمة اللّه و او از اعلان بن رازى رحمة اللّه و او از بعضى اصحاب نقل مى كند:
((وقتى همسر حضرت امام عسكرى عليه السلام باردار شد، امام حسن عليه السلام به او فرمود:
(( ستحملين ولدا و اسمه محمد و هو القائم من بعدى ؛))
بزودى پسرى را حمل مى كنى كه نامش ((محمد)) است قائم بعد از من اوست .)) (73)
نقل اين احاديث بطور اجمال گواه بر جواز نام بردن آن حضرت است .
4- نيز مرحوم صدوق رحمة اللّه از ابن نصره رحمة اللّه و او از امام باقر عليه السلام نقل مى كند كه جابر بن عبداللّه انصارى رحمة اللّه گفت :
((در نزد حضرت فاطمه زهراء عليهاالسلام صحيفه درخشانى يافتم كه در آن نام ائمه اطهار عليهم السلام از فرزندانش مذكور بود، آنگاه جابر آنها را به رديف خواند تا گفت :
(( ابوالقاسم محمد بن الحسن حجد اللّه على خلقه القائم امه جارية اسمها نرجس ؛))
ابوالقاسم محمد فرزند امام حسن عسكرى ، حجت خدا بر آفريده هايش كه قائم است ، مادرش كنيز و نرجس نام داشت .))
نقل كردن همه راويان اين روايات به اضافه جابر، دليل آن است كه چنين نيست كه نام بردن حضرت مهدى (عج ) به طور كلى در همه جا و همه حالات ممنوع مى باشد.
5- نيز مرحوم صدوق رحمة اللّه از ابن جارود رحمة اللّه و او از امام باقر عليه السلام نقل مى كند كه فرمود:
((پدرم از پدرش نقل كرد كه امام على عليه السلام روى منبر فرمود: در آخر زمان مردى از فرزندانم خروج و قيام مى كند سپس اوصاف و احوال حضرت قائم (عج ) را تشريح كرد و آنگاه فرمود:
(( له اسمان ، اسم يخفى فاحمد و اما الذى يعلن فمحمد...؛))
او دو نام دارد يك نامش پنهان است كه عبارت از احمد مى باشد، اما نام ديگرى كه آشكار است محمد است .)) (74)
اين روايت دلالت دارد كه تصريح بنام حضرت به گفتن محمد، حتى بالاى منبر جايز است .
6- نيز مرحوم صدوق رحمة اللّه با اسناد بسيارى از حسن بن محبوب رحمة اللّه و او از ابن داود رحمة اللّه و او از امام باقر عليه السلام نقل مى كند كه جابر رحمة اللّه گفت :
((بحضور حضرت فاطمه عليهاالسلام شرفياب شده و در مقابل او لوح و صفحه اى ديدم كه در آن نامهاى اوصياء از فرزندان آن بانوى بزرگوار مذكور بود، شمردم دوازده نفر بودند كه آخر آنها حضرت قائم (عج ) بود.
(( ثلته منهم محمد و اربعة منهم على ؛))
نام سه نفر از آنها محمد بود (يعنى امام پنجم و امام نهم و امام مهدى (عج ) و نام چهارم نفر آنها على بود يعنى امام اول و چهارم و هشتم و دهم .)) (75)
7- نيز مرحوم صدوق رحمة اللّه از مفضل بن عمر رحمة اللّه نقل مى كند كه گفت :
به حضور امام صادق عليه السلام شرفياب شدم و عرض كردم : براى ما ائمه بعد از خود را معرفى بفرمائيد، فرمود: (( الامام بعدى ابنى موسى و الخلف الماءمول المنتظر محمد بن الحسن بن على بن محمد بن على بن موسى ؛))
امام بعد از من فرزند موسى عليه السلام است ، جانشينى كه مورد آرزو و انتظار مردم است ، او محمد فرزند حسن ، فرزند على ، فرزند محمد، فرزند على ، فرزند موسى مى باشد. (76)
8- علامه طبرسى رحمة اللّه در كتاب اعلام الورى از محمد بن عثمان عمرى رحمة اللّه و او از پدرش نقل مى كند كه امام عسكرى عليه السلام در خبرى كه از پدرانش نقل مى فرمود بيان داشت :
((زمين هيچگاه خالى از حجت خدا بر مخلوقاتش نيست و كسى كه از دنيا برود ولى امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است ، و اين مطلب حق است همانگونه كه روز، حق است .
شخصى از آن حضرت پرسيد: امام و حجت بعد از تو كيست ؟ فرمود:
(( ابنى محمد هو الامام و الحجة بعدى فمن مات و لم يعرفه مات ميتة جاهلية ؛))
پسرم محمد امام و حجت بعد از من است كسى كه از دنيا برود ولى او را نشناخته باشد، مانند مردگان دوران جاهليت مرده است .))

ويژگيهاى ياران آن حضرت در قرآن 
در قرآن اين كتاب انسان ساز و حركت آفرين در رابطه با ياران نمونه حضرت مهدى (عج ) يك آيه است كه بسيار اميد بخش و سازنده است ، اين آيه در حقيقت بيانگر حقائق و واقعيتهائى است كه اگر به طور جدى و همه جانبه تعقيب گردد، موانع سر راه را برمى دارد و جهان را به استقبال مصلح جهانى حركت مى دهد.
در سوره مائده آيه 59 خداوند به طور مستقيم ، مؤ منان را مورد خطاب قرار داده و مى فرمايد:
((اى مؤ منان هر كس از شما مرتد شد و از اسلام بيرون رفت ، خداوند در آينده جمعيتى را مى آورد كه داراى اين چنج امتياز هستند:
1- هم خداوند آنها را دوست دارد و هم آنها خدا را دوست دارند.
2- در برابر مؤ منان خاضع و مهربانند.
3- در برابر مشركان و دشمنان ، سرسخت و نيرومندند.
4- به طور پى گيرى در راه خدا جهاد و تلاش مى كنند.
5- در مسير انجام وظيفه از سرزنش هيچ سرزنش كننده اى نمى هراسند.
اين فضل خدا است كه به هر كس بخواهد (و شايسته ببيند) مى دهد، فضل و رحمت خدا وسيع است و او بر همه چيز آگاه است .)) (137)
در روايات براى اين آيه مصاديق مختلفى بيان شده از جمله اينكه : اين آيه در مورد ياران حضرت مهدى (عج ) است كه با اين ويژگيها با تمام قدرت ، در مقابل مرتدين و كارشكنان مى ايستند، و براى برقرارى حكومت عدل امام قائم (عج ) و برقرارى عدالت در كل جهان تلاش مى كنند. (138)
 


موضوعات مرتبط: امام مهدی فروغ تابناک امامت
[ ] [ ] [ علی حمزه ئی ]

                                                                 چهل وهفت درس زندگی

    محتواى اين كتاب

بعد از كتاب الله، قرآن مجيد، بزرگترين سرمايه ما، سنت پيامبر(صلى الله عليه وآله)و احاديث ارزنده اهل بيت(عليهم السلام) است، و اين همان دو ثقل بزرگى است كه بعد از رحلت پيامبر(صلى الله عليه وآله) به يادگار مانده، و دست زدن به دامان آنها مانع گمراهى و ضلالت است.

متأسفانه، اين احاديث كه اقيانوسى از علوم و دانش هاست، هنوز ناشناخته مانده، چه بسيار از احاديث، كه در يك جمله كوتاه آن، در حقيقت كتابى از درس زندگى نهفته شده است، و مى تواند عقده گشاى انسان امروز در مسائل مختلف بوده باشد.

كتابى كه هم اكنون در دست شماست، گلچينى از اين احاديث، با ترجمه روان و شرح كوتاه است، و نخستين بار در آغاز جلسه بحث و تفسير كه روزهاى جمعه، در جلسات «مجمع دين دانش» كه در مسجد امام حسين (تهران) تشكيل مى شد، هفته اى يك حديث مطرح مى شد و همگى به عنوان يك «درس براى سراسر هفته» از آن استفاده مى كردند; وعده زيادى از جوانان از پسر و دختر، آنها را حفظ مى كردند.

استقبال فوق العاده از اين احاديث، سبب شد، كه جداگانه چاپ و منتشر گردد. اين كتاب كوچك، مى تواند نمونه اى از تعليمات اسلام براى همه آنها، كه مى خواهند اسلام را با يك مطالعه كوتاه، بهتر بشناسند، باشد.

اما آنچه از همه مهم تر به نظر مى رسد، همان پياده كردن اين برنامه ها در متن زندگى و عمل كردن به آن است.

بنابراين بياييد همگى از خدا توفيق بطلبيم كه، نخست توفيق فهم و درك صحيح اين احاديث، و سپس عمل به آنها را، به ما مرحمت كند.

قم - ناصر مكارم شيرازى

شوال المكرم 1397

درس اوّل

 انديشه، تدبّر، تفكّر

 أَلا لا خَيْرَ فى عِلم لَيْسَ فيهِ تَفَهُّمٌ

أَلا لا خَيْرَ فى قَرَائة لَيْسَ فيْها تَدَبُرٌ

أَلا لا خَيْرَ فى عِبادَة لَيْسَ فيْها تَفَكُّرٌ(1)

ترجمه

آگاه باشيد: دانشى كه در آن انديشه نيست سودى ندارد!

آگاه باشيد: تلاوت قرآن كه در آن تدبّر نباشد نفعى ندارد!

آگاه باشيد: عبادتى كه در آن تفكّر نيست بى اثر است!

 شرح كوتاه

   انباشتن مغز از فرمول هاى علمى، و قوانين منطقى و اصول فلسفى و هرگونه دانشى مادامى كه با انديشه صحيح، و جهان بينى روشن، و آشنايى با اصول زندگى انسانى، هماهنگ نباشد بسيار كم اثر است.

   همان طور كه خواندن آيات شريفه قرآن اگر با تدّبر و دقّت در عمق معانى آن همراه نباشد تأثير آن ناچيز است، و عباداتى كه نور تفكّر و عقل بر آن نتابد جسمى است بى روح، و فاقد اثر عالى تربيتى است.

1. از كتاب كافى جلد 1، صفحه 36 و تحف العقول.

درس دوّم

 پيمانه تدبير

 امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:

صَلاحُ حالِ التّعايُشِ وَ التَّعاشُرِ مِلاَمِكْيال ثُلْثَاهُ فِطْنَةٌ وَثُلْثَهُ تَغافُلٌ(1)

ترجمه

اصلاح وضع زندگى و معاشرت با پيمانه اى انجام مى شود كه دو سوّم آن هوشيارى است و يك سوّم آن بى اعتنايى و تغافل!

 شرح كوتاه

   هيچ كارى بدون مطالعه و نقشه و هوشيارى سر نمى گيرد، همچنين هيچ كارى بدون بى اعتنايى هم به سامان نمى رسد. به تعبير بهتر و روشنتر: اگر ما بخواهيم بدون مطالعه و دقت كار كنيم مواجه با شكست خواهيم شد ولى اگر بخواهيم براى تمام احتمالات ممكن و حوادث پيش بينى نشده به هنگام انجام كارها خود را معطل سازيم به اين آسانى قادر بر انجام كارى نيستيم و براى يك كار بايد سال ها مطالعه كنيم، و نيز براى انتخاب دوست و شريك و همسر و مانند آن، لذا فرمود دو سوّم دقّت و يك سوّم بى اعتنايى.

1. از كتاب تحف العقول، صفحه 267.

 درس سوّم

 در غذاى جسم سختگيرند اما...

 امام حسن(عليه السلام) مى فرمايد:

عَجِبْتُ لِمَنْ يَتَفَكَّرُ فى مَأْكُولِه كَيْفَ لا يَتَفَكَّرُ فى مَعْقُولِهِ، فَيُجَنِّبُ بَطْنَهُ ما يُؤْذيهِ وَيُودِعُ صَدْرَهُ ما يُرْدِيهِ(1)

ترجمه

عجب دارم از آنها كه به غذاى جسم خود مى انديشند; امّا به غذاى روح خود نمى انديشند، خوراك ناراحت كننده از شكم دور مى دارند; امّا قلب خود را با مطالب هلاكت زا آكنده مى كنند.

 شرح كوتاه

همان طور كه پيشواى بزرگ ما فرموده مردم معمولا در غذاى جسمانى خود سختگيرند جز در پرتو نور چراغ دست به سفره نمى برند، و جز با چشم باز لقمه بر نمى گيرند، از غذاهاى مشكوك مى پرهيزند، و بعضى هزار گونه نكات بهداشتى را در تغذيه جسم رعايت مى كنند.

امّا در غذاى جان، با چشم بسته، در لابه لاى ظلمت هاى بى خبرى، هرگونه غذاى فكرى مشكوكى را در درون جان خود مى ريزند، گفتار دوستان نامناسب، مطبوعات بدآموز، تبليغات مشكوك يا مسموم همه را به آسانى مى پذيرند و اين جاى بسيار شگفتى است.

1. سفينة البحار ماده طعم.

درس چهارم

 نقش قلم

 امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:

ما رَأَيْتُ باكِياً اَحسَنَ تَبَسُّماً مِنَ الْقَلَمِ!(1)

ترجمه

هيچ گريانى را نديدم كه همچون قلم به زيبايى تبسم كند.

 شرح كوتاه

   قلم گوياى عواطف و ترجمان خرد آدمى است.

   قلم بنيان گذار تمدّن ها و گرداننده چرخ هاى جامعه است.

   قلم در گريه هاى مداوم خود شرح دردهاى جانكاه انسانها مى گويد و در تبسّمى كه همواره در ميان دو لب دارد، نشاط عشق، و شوق حيات، و رمز زندگى و هزار گونه زيبايى نهفته است.

   ولى افسوس همين قلم هنگامى كه به دست نا اهل افتد از قطره هاى اشكش، قطره هاى خون مى ريزد و تبسّمش نيشخندى است بر عالى ترين ارزش هاى انسانى!

1. از كتاب لطايف و ظرايف.

درس پنجم

 در ميان دو مسؤوليت بزرگ

 امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:

اَلْمُؤْمِنُ بَيْنَ مَخافَتَيْنِ: ذَنْبٌ قَدْ مَضَى لا يَدْرِى ما صُنْعُ اللهُ فيه وَ عُمْرٌ قَدْ بَقِىَ لا يَدرِى ما يَكْتَسِبُ فِيهِ(1)

ترجمه

انسان با ايمان همواره از دو چيز نگران است از گناهان گذشته خود كه نمى داند خدا با او چه رفتار مى كند، و از عمر باقيمانده كه نمى داند خود چه خواهد كرد!

 شرح كوتاه

   بارزترين نشانه ايمان، احساس مسؤوليت است، احساس مسؤوليت در برابر اعمالى كه انجام داده و احساس مسؤوليت در برابر وظايف و تكاليفى كه در پيش دارد.

   آن كسى كه اين دو احساس را دارد همواره به فكر جبران كوتاهى هاى گذشته است; و همچنين در فكر پيدا كردن بهترين راه ممكن براى استفاده از فرصت هاى باقيمانده، و اين هر دو رمز تكامل و پيشرفت يك انسان با يك ملت است، مردمى كه نه به اعمال گذشته مى انديشند و نه به فكر ساختن آينده اند، افرادى بينوا و بدبختند.

1. اصول كافى، جلد 2، صفحه 7.

درس ششم

 عوامل نابودى جامعه

 أَرْبَعٌ لا يَدْخُلُ بَيتتاً واحِدَةٌ مِنْها إِلاَّ خَرِبَ وَلَمْ يَعْمُرْ بِالْبَرَكَةِ: الخِيانَةُ وَ السَّرِقَهُ وَ شُرْبُ الخَمْرِ وَ الزّنا(1)

ترجمه

چهار چيز است كه اگر يكى از آنها در خانه اى وارد شود، ويران مى گردد و بركت خدا آن را آباد نمى كند:

خيانت، دزدى، شرابخورى، و عمل منافى عفت!

 شرح كوتاه

   نه تنها خانه ها، كه اجتماعات نيز از اين قانون بر كنار نيستند:

هنگامى كه خيانت در اجتماعى نفود كند روح اعتماد از آن برچيده مى شود.

   و هنگامى كه سرقت در اَشكال مختلف در آن راه يابد آرامش از آنها رخت بر مى بندد.

   و هنگامى كه ميگسارى در ميان آنها رايج گردد، افكارى ناتوان و فرزندانى معلول و جوانانى بى اثر خواهند داشت.

   و هنگامى كه دامان آنها آلوده بى عفتى گردد بنيان خانواده ها متزلزل خواهد گشت، و نسل آينده آنها به فساد كشيده خواهد شد.

1. از نهج الفصاحه.

درس هفتم

 تنبلى و فقر

 اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى فرمايد:

إنَّ الأَشْياءَ لَمّا ازْدَوَجَتْ إزْدَوَجَ الْكَسَلُ وَ الْعَجْزُ فَنَتَجا بَيْنَهَما اَلْفَقْرَ(1)

ترجمه

آن روز كه همه چيز با هم ازدواج كردند «تنبلى» و «ناتوانى» به هم آميخته و از آن دو فرزنى به نام «فقر و تنگدستى» متولد شد!

 شرح كوتاه

   همه چيزى در پرتو سعى و كوشش به دست مى آيد اين حقيقتى است كه اسلام به ما آموخته.

   تنبلى، سستى، ناتوانى، و فرار از برابر حوادث سخت و مشكلات، چيزى است كه با روح ايمان هرگز سازگار نيست.

   اينها مولودى جز فقر، فقر در همه جهات، فقر اقتصادى و اخلاقى و معنوى نخواهد داشت، در حالى كه مردم با ايمان بايد در تمام جهات متّكى به خود و بى نياز باشند.

1. بحارالأنوار، جلد 78، صفحه 59 و تحف العقول، صفحه 158.

درس هشتم

 باران دانش بر دل ها

 لقمان حكيم مى گويد:

يا بنَىَّ إنَّ يُحْيِى الْقُلُوبَ بِنُور الحِكْمَةِ كَما يُحْيِى الأرضَ بِوابِلِ السَّماءِ(1)

ترجمه

فرزندم! خدا دل هاى آدميان را با نور دانش زنده مى كند، آن سان كه زمين هاى مرده را با باران هاى پر بركت آسمان!

 شرح كوتاه

   سرزمين دل انسان همچون باغستانى است كه انواع نهال ها و بذرهاى گلها و گياهان و درختان برومند در آن پاشيده شده است، كه اگر بموقع آبيارى شود محيطى پر طراوت و پر ثمر به وجود خواهد آورد.

   تنها وسيله آبيارى اين سرزمين قطرات زنده كننده باران علم و دانش است. و به همين دليل دل هاى بى دانشان دل هايى است مرده، بى فروغ و بى ثمر.

   هميشه، و در هر حال، جان خود را با نور دانش زنده نگهداريم.

1. از كتاب بحارالانوار، جلد 1.

درس نهم

 سرچشمه تكبّر

 از امام صادق(عليه السلام) نقل شده:

ما مِنْ رَجُل تَجَبَّرَ أَؤ تَكَبَّرَ إلاّ لِذِلَّة يَجِدُها فِى نَفْسِهِ(1)

ترجمه

هيچ كس بر ديگران بزرگى نمى فروشد مگر به خاطر حقارتى كه در درون وجود خود احساس مى كند!

 شرح كوتاه

   اين نكته امروز در پرتو تحقيقات روانشناسى و روانكاوى مسلّم شده است كه سرچشمه تكبّر و بزرگى فروختن بر ديگران چيزى جز عقده حقارت نيست; آنها كه مبتلا به اين عقده هستند و از آن رنج مى برند براى جبران كمبودهاى خود متوسل به اين وسيله غلط يعنى خود را به طور مصنوعى بزرگ نشان دادن مى شوند و از اين راه بر حقارت اجتماعى خود مى افزايند و بيش از پيش خود را منفور مى سازند.

   اين مسأله روانى به روشنى در گفتار معجزه آسايى كه در بالا از امام صادق(عليه السلام)نقل شده ديده مى شود.

   ولى افراد با ايمان بر اثر شخصيت درونى همواره در برابر ديگران متواضعند.

1. بحار الانوار، جلد 73، صفحه 225.

درس دهم

 سه چيز با ارزش در پيشگاه حق

 پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد:

ثَلاثُ تَخرُقُ الْحُجُبَ وَ تَنْتَهِى إلَى مَا بَيْنَ يَدَى اللهِ:

صَرِيْرُ أَقْلامِ الْعُلَمَاءِ

وَ وَطْىُ أَقْدامِ الُْمجَاهِديْنَ

وَ صَوْتُ مَغازِلِ الُْمحْصَناتِ(1)

ترجمه

سه چيز است كه حجاب ها را پاره مى كند و به پيشگاه عظمت خدا مى رسد:

صداى گردش قلم هاى دانشمندان به هنگام نوشتن!

و صداى قدم هاى مجاهدان در ميدان جهاد!

و صداى چرخ نخ ريسى زنان پاكدامن!

شرح كوتاه

   چه تعبير عجيب و پر معنا! سه صداست كه در اعماق هستى نفوذ مى كند و طنين آن تا ابديت پيش مى رود و به پيشگاه عظمت پروردگار مى رسد: آهنگ دانش و قلم، هر چند آهسته و كوتاه باشد، و آهنگ جهاد و فداكارى و آهنگ تلاش و كوشش كار هر چند به ظاهر كوچك باشد.

   و در حقيقت اساس يك اجتماع سربلند انسانى را نيز همين سه چيز تشكيل مى دهد، دانش، جهاد، و كار.

1. از كتاب الشهاب فى الحكم و الاداب، صفحه 22.

درس يازدهم

شهادت حسين(عليه السلام)

 پيغمبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد:

إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةٌ فِى قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَنْ تَبْرُدَ أَبَداً(1)

ترجمه

شهادت امام حسين(عليه السلام) در دل هاى افراد با ايمان آتش و حرارتى ايجاد مى كند كه هرگز خاموش نخواهد شد.

 شرح كوتاه

   پيكار خونين در جهان بسيار بوده كه با گذشت چند ماه و چند سال به دست فراموشى سپرده شده است و گذشت ماه و سال گرد و غبار نسيان بر آن پاشيده; امّا خاطره جانبازى آنان كه در راه خدا و آزادى انسانها، در راه شرف و فضيلت همه چيز خود را فدا كردند فراموش نخواهد شد; زيرا، خدا، آزادى، شرف و فضيلت كهنه شدنى نيست; امام حسين(عليه السلام)و يارانش سر سلسله اين مجاهدان بودند.

1. مستدرك الوسايل، جلد 2، صفحه 217.

درس دوازدهم

 دو نشانه مسلمان واقعى

 پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد:

لا تَنْظُرُوا إلى كَثْرةِ صلاتِهِمْ وَصَوْمِهِمْ وَ كَثْرَةِ الْحَجِّ وَ الْمَعْرُوفِ وَطَنْطَنِتِهِمْ بِالليْلِ وَلكِنْ أْنْظُروا إلى صِدْقِ الْحَدِيْثِ وَأَداءِ الأَمانَةِ(1)

ترجمه

تنها به زيادى نماز و روزه و حج و نيكى به ديگران و شب زنده دارى بعضى نگاه نكنيد (اگر چه اينها در مورد خود مهم است) بلكه نگاه به «راستگويى» و «امانت» آنها كنيد!

 شرح كوتاه

   با مطالعه مدارك اسلامى اين حقيقت روشن مى شود كه دو نشانه قطعى مسلمان واقعى اين است كه «راستگو» و «امين» باشد و با اين كه عبادات اسلامى همچون نماز و روزه و حج، برنامه هاى عالى تربيتى هستند، ولى تنها اينها نشانه اسلام نيستند، بلكه بايد با راستگويى و امانت تكميل گردند.

1. نقل از كتاب سفينة البحار.

درس سيزدهم

 آتش خشم!

 امام باقر(عليه السلام) مى فرمايد:

إنَّ هَذا الْغَضَبَ جَمْرَةٌ مِنَ الشَّيْطانِ تُوْقَدُ فِى قَلْبِ ابْنِ آدَمَ(1)

ترجمه

خشم و غضب شعله سوزان آتشى است از ناحيه شيطان كه در درون دل آدمى افروخته مى شود.

 شرح كوتاه

   كمتر اتفاق مى افتد كه انسان كارى در حال غضب انجام دهد و يا تصميمى بگيرد و بعد پشيمان نشود; زيرا به هنگام افروخته شدن آتش سوزان غضب، عقل و درايت بكلى كنار مى رود، و اعصاب و عضلات غالباً در مسيرى به حركت مى افتد كه جبران خسارت ناشى از آن گاهى در يك عمر هم ممكن نيست!

   بايد با نهايت دقّت و سرعت اين شعله شيطانى را به هنگام بروز، محاصره كرده و خاموش كنيم و الاّ ممكن است خرمن زندگى ما يا انسانهاى ديگر را در كام خود فرو برد و بسوزاند.

1. بحار الانوار، جلد 73، صفحه 278.

درس دهم

 منابع ثروت

 پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد:

أُطْلُبُوا الْرِّزْقَ فِى خَبايا الأَرْضِ(1)

ترجمه

روزى را در نهانگاه هاى زمين بجوييد

 شرح كوتاه

   در آن عصر و زمانى كه اهميّت معادن و آنچه در نهانگاه هاى زمين قرار دارد معلوم نبود، اين دستور از طرف پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) صادر شد كه مسلمانان اعماق زمين را جستجو كنند و منابع درآمد و آنچه را به زندگى آنها رونق مى بخشد از آنجا بيرون كشند، اين گونه دستورها هم نشانه اى از عمق تعاليم اسلام است و هم سرمشقى براى تلاش و كوششى به خاطر آبرومند زيستن مسلمانان!

1. نقل از كتاب نهج الفصاحه.

درس پانزدهم

 بدترين پيشه ها

 پيغمبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) فرمود:

«شَّرُ الْمَكَاسِبِ كَسْبُ الرِّبا»

امام صادق(صلى الله عليه وآله) فرمود:

إِذَا أَرادَاللهُ بِقَوْم هَلا كاً ظَهَرَ فِيْهِمُ الْرِّبا(1)

ترجمه

پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: بدترين كسب ها كسبى است كه آميخته با رباخوارى باشد.

امام صادق(عليه السلام) فرمود: هنگامى كه خداوند بخواهد ملتى را هلاك كند رباخوارى در ميان آنها آشكار مى گردد.

 شرح كوتاه

   با تمام رونقى كه بازار رباخواران در دنياى امروز دارد، و وابستگى خاصى كه جهان امروز با رباخوارى در اشكال گوناگون پيدا كرده، جاى شك نيست كه رباخوارى نظام مالى و اقتصادى جمعيّت ها را ويران مى سازد و سبب مى شود كه ثروت ها به گونه وحشتناكى در دست افراد و مؤسسات معدودى جمع گردد و اين تقسيم غير عادلانه ثروت ها خود سرچشمه انواع بدبختى هاى اجتماعى و مفاسد اخلاقى است.

1. از كتاب وسايل الشيعه، جلد 12، صفحه 426 و 427.

درس شانزدهم

 امارت و اسارت!

 اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى فرمايد:

تَفَضَّلْ عَلَى مَنْ شِئْتَ تَكُنْ أَمِيَرهُ

وَاسْتَغْنِ عَمِّنْ شِئْتَ تَكُنْ نَظِيْرَهُ

وَافْتَقِرٌ إلى مَنْ شِئْتَ تَكُنْ أَسِيْرَهُ(1)

ترجمه

به هركس مى خواهى نيكى كن تا امير او شوى!

از هركس مى خواهى بى نياز شو تا همانند او شوى!

و به هركس مى خواهى محتاج شو تا اسير او گردى!

 شرح كوتاه

   در روابط اجتماعى افراد و ملت ها اين قانون با قدرت تمام حكومت مى كند كه حكومت از آنِ دستِ دهنده است، و دستِ گيرنده خواه ناخواه زير دست است، افراد و ملت هاى نيازمند در واقع بردگانى هستند كه فرمان بردگى خود را با ابراز نياز و احتياج به ديگران امضاء كرده اند، مسلمان واقعى كسى است كه بكوشد ارتباط اجتماعى خود را با ديگران براساس كمك متقابل قرار دهد نه يك جانبه، و گرفتن كمك بلاعوض بايد مخصوص افراد معلول و از كار افتاده باشد.

درس هفدهم

رياكارى و خودنمايى

 امام صادق(عليه السلام) فرمود:

لا تُرَاءِ بِعَمَلِكَ مَنْ لا يُحْيِى وَلا يُمِيْتُ وَلا يُغْنى عَنْكَ شَيْئاً(1)

ترجمه

كارهاى نيك خود را به خاطر خودنمايى و نشان دادن به مردمى كه نه زندگى به دست آنهاست و نه مرگ و نه قدرت دارند مشكلى را براى تو بگشايند، انجام مده!

 شرح كوتاه

   مردمى كه به تظاهر و رياكارى عادت مى كنند، همه مظاهر زندگى آنها تو خالى و بى مغز مى شود: از تمدن، به ظواهر بى روح و از زندگى، به خيالات و اوهام و از سعادت و خوشبختى، تنها به نام و از دين و مذهب، فقط به يك سلسله تشريفات قناعت مى كنند و مسلّماً بهره مردمى كه ظاهر سازند، جز «ظواهر» نيست! به همين دليل اسلام شديداً از اين صفت زشت انتقاد مى كند و مى گويد سرنوشت تو به دست اين مردم نيست خودنمايى چرا!

1. بحار الانوار، جلد 72، صفحه 300.

درس هيجدهم

 حسد

 امام صادق(عليه السلام) فرمودند:

الحاسِدُ مُضِرُّ بِنَفْسِهِ قَبْلَ أَنْ يُضُرّ بِالَْمحْسُودِ(1)

ترجمه

شخص حسود پيش از آن كه به محسود زيان برساند به خودش ضرر مى رساند.

 شرح كوتاه

   روح حسد اين است كه انسان نتواند ديگران را در نعمتى ببيند و كوشش كند به نحوى آن نعمت از آنها سلب گردد و يا از طريق ديگرى زيانى بر آنها وارد شود.

   در واقع حسود هميشه به صورت يك عامل عقب ماندگى فعاليت مى كند نه يك عامل پيشرو.

   حسد يك بيمارى بزرگ اخلاقى است و از نظر روانى حسود بيش از هركس خودش مى سوزد و آب مى شود و عقب مى ماند و تحقير مى گردد، پس چه بهتر كه بكوشد از ديگران پيشى بگيرد نه اين كه ديگران را به عقب بكشاند.

1. بحارالانوار، جلد 73، صفحه 225.

درس نوزدهم

 دور افتادگان از رحمت خدا

 اميرالمؤمنين(عليه السلام) فرمودند:

مَنْ وَجَدَ ماءً وَتُراباً فَافْتَقَرَ فَأَبْعَدَهُ اللهُ!(1)

ترجمه

كسى كه آب و زمين در اختيار داشته باشد و با اين حال فقير و نيازمند گردد از رحمت خدا بدور باد!

 شرح كوتاه

   از احاديث اسلامى اين حقيقت به خوبى به دست مى آيد كه مسلمانان و جهاد بايد از تمام منابع مختلف: دامدارى، كشاورزى منابع و معادن زير زمينى، حرفه و صنعت و تجارت براى مبارزه با فقر استفاده كنند، حتى اگر ملتى تنها يكى از اين سرمايه ها را در اختيار داشته باشد بايد بوسيله اين، خلاء اقتصادى خود را پر كند تا چه رسد به اين كه همه آنها را در اختيار داشته باشد; و اگر چنين نكند ملتى نفرين شده و دور از رحمت خدا و روح اسلام خواهد بود، نياز به ديگران در هر صورت از نظر اسلام محكوم است.

1. بحارالانوار، جلد 103، صفحه 65.

درس بيستم

 بدترين دوستان

 اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى فرمايد:

شَرُّإِخْوانِكَ مَنْ داهَنَكَ فى نَفْسِكَ وَساتَرَكَ عَيْبَك(1)

ترجمه

بدترين دوستان تو آنها هستند كه با تو مداهنه و چرب زبانى مى كنند و عيوب تو را مى پوشانند.

 شرح كوتاه

   گريز از واقعيات و پرده پوشى بر حقايق نه مشكلى را حل مى كند و نه خدمتى به كسى محسوب مى شود، به همين دليل دوستانى كه به جاى انتقاد سازنده و صحيح سعى دارند حقايق را كتمان كنند و براى ارضاى كاذب خاطر دوست عيوب او را بپوشانند و يا آن را حسن جلوه دهند نه تنها خدمتى در عالم دوستى و رفاقت نكرده اند، بلكه خيانتى بزرگ مرتكب شده اند; خيانتى كه گاهى به قيمت حيثيت و آبرو و افتخار و سعادت دوست آنها تمام مى شود.

1. نقل از كتاب غرر الحكم.

درس بيست و يكم

 تكميل كارها

 پيغمبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد:

إِسْتِتْمامُ الْمَعْرُوفِ خَيْرٌ مِنْ إِبْتِدائهِ(1)

ترجمه

تكميل و ادامه كار نيك از آغاز كردن آن بهتر و مهم تر است

 شرح كوتاه

   در محيط زندگى اجتماعى غالباً به كارها و اقدامات مفيدى برخورد مى كنيم كه نيمه كاره مانده است; انجام دهندگان آنها تحت تأثير يك محرك آنى به اصطلاح دامن همّت به كمر زده و مشغول كار شده اند، اما خيلى زود آتش عشق آنها سرد شده و آن را رها كرده پى كار خود رفته اند.

   اسلام افراد با ايمان و پشت كاردارى را مى پسندد كه هر عمل مفيدى را شروع مى كنند به آخر مى رسانند.

 1. نقل از كتاب نهج الفصاحه.

درس بيست و دوّم

 برنامه هاى جاويدان

 امام صادق(عليه السلام) فرمود:

إنَّ الله لَمْ يَبْعَثْ نَبيّاً إِلاَّ بِصِدقِ الْحَدِيْثِ وَ أَداءِ الأَ مانَةِ(1)

ترجمه

خداوند به تمام پيامبران دستور داد كه مردم جهان را به راستگويى و اداى امانت دعوت كنند.

 شرح كوتاه

   يك جامعه سالم متكى به سرمايه هاى مختلفى است كه از همه مهم تر، سرمايه اطمينان و اعتماد عمومى است:

   اعتماد بر گفتار، اعتماد بر عمل، و بزرگترين دشمن اين سرمايه نفيس دروغ و خيانت است.

   در جوامعى كه دروغ و خيانت رواج مى يابد همه از هم مى ترسند، همه احساس تنهايى مى كنند، همه بايد تمام سنگينى بار زندگى را به تنهايى تحمل نمايند و اين همان اجتماع تنهايان است.

   به همين دليل دعوت به راستگويى و امانت جزء برنامه همه پيامبران الهى بوده است.

1. نقل از كتاب سفينة البحار.

درس بيست و سوّم

 شديدترين مجازات

 پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد:

أشَدُّ النَّاسِ عَذَاباً فِى الْقِيامَةِ عَالِمٌ لَمْ يَعْمَلْ بِعِلْمِهِ وَلَمْ يَنْفَعْهُ عِلْمُهُ(1)

ترجمه

كسى كه چيزى را مى داند و به آن عمل نمى كند و از دانش خود بهره نمى گيرد، مجازاتش در قيامت از همه شديدتر است.

 شرح كوتاه

   از نظر منطق اسلام، دانش همواره ابزارى است براى عمل، براى بهبودى زندگى فرد و اجتماع، و بدون آن ارزشى ندارد.

آنها كه ندانسته مرتكب خلافى مى شوند مسؤوليت سبكترى دارند، ولى مسؤوليت شديد متوجه آنهاست كه مى دانند و مرتكب خلاف مى شوند، آنها كه در آگاه ساختن قشرهاى وسيع اجتماع كوتاهى مى كنند، و هركس سهم كوچك يا بزرگى از علم داشته باشد به همان اندازه بار اين مسؤوليت بدوش مى كشد.

 إِيَّاكُمْ وَالْدَّيْن فإِنَّهُ هَمُّ بِاللِيْلِ، وَذُلٌ بِالنَّهارِ!(1)

ترجمه

تا مى توانيد از قرض گرفتن بپرهيزيد كه، در شب باعث اندوه و در روز موجب ذلت است.

 شرح كوتاه

   زرق و برق هاى زندگى مادى و مسابقه تجمل پرستى در عصر ما سبب شده كه افراد خود را زير بار قرض هاى بى دليل و بدهكارى هاى طاقت فرسا قرار داده، و به زندگى پر رنج اقساطى تن در دهند.

   از آن جا كه آدم بدهكار انسان آزاده اى محسوب نمى شود، به ما دستور داده شده تا ضرورت شديدى ايجاب نكند زير بار بدهكارى نرويم.

   مسأله بدهكارى اگر در سطح كشورها آشكار گردد به همان نسبت خطرش بيشتر و آثار مرگبارتر خواهد بود و به آزادگى و استقلال معنوى ملت ها ضربه مى زند.

1. بحارالانوار، جلد 103، صفحه 141.

درس بيست و پنجم

 زندگى اجتماعى سالم

 امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:

لَوْ أَنَّ النّاسَ أَدَّوْا حُقُوقَ أَمْوَالِهِمْ لَكانُوا عَايِشِينَ بِخَيْر(1)

ترجمه

اگر مردم حقوق يكديگر را بپردازند و نيازمندى نيازمندان را برطرف سازند، زندگى خوب و رضايت بخشى خواهند داشت.

شرح كوتاه

   حديث بالا كه مخصوصاً در مورد زكات مال و تأمين احتياجات نيازمندان اجتماع وارد شده، به همه هشدار مى دهد كه اداى حقوق ديگران تنها يك مسأله اخلاقى و انسانى نيست; بلكه يك اصل مهم اجتماعى است كه آرامش و سلامت اجتماع در گرو آن مى باشد.

   واكنش هاى خطرناكى كه بر اثر بهره كشى هاى ظالمانه و استثمار طبقاتى، جوامع امروز را به نابودى تهديد مى كند و آرامش را به شكل وحشتناكى بهم مى زند، گواه زنده اين دستور بزرگ اسلامى است; و تا مردم جهان «حق» را مساوى با «زور» مى دانند و زورمندان از اداى حقوق واجبى كه بر عهده دارند سرباز مى زنند، هم خودشان در خطرند و هم جوامع انسانى را بخطر مى كشانند.

1. وسايل الشيعه، جلد 6، صفحه 2.

درس بيست و ششم

 كليد بدبختى ها

 امام حسن عسكرى(عليه السلام) فرمود:

إنَّ الله جَعَلَ لِلشَّرِ أَقْفَالا وَجَعَلَ مَفاتِيح تِلْكَ الأَقْفالِ اَلشَّرابَ، وَالْكِذْبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرابِ(1)

ترجمه

خداوند براى شرور و بدى ها قفل هائى قرار داده كه كليد آنها شراب است و دروغ گفتن از شراب هم بدتر است!

 شرح كوتاه

   بزرگترين و مؤثرترين مانع بر سر راه زشتى ها و بدى ها عقل و خرد است و اين قفل محكمى است كه بر آنها زده شده، و به هنگامى كه قفل «خرد» با كليد «شراب» گشوده مى شود همه زشتى ها و بدى ها آزاد مى گردند و انسان در حال مستى آلوده هرگونه جنايت و گناه و تبهكارى ممكن است بشود.

   ولى اگر آدم «شرابخوار» از روى «جنون مستى» دست به گناه مى آلايد «دروغگو» آگاهانه سازمان زندگى اجتماعى را بهم مى ريزد و روح اعتماد را مى كشد و سرچشمه انواع گناهان و مفاسد مى گردد.

   پس دروغ از شراب هم خطرناك تر است.

1. كتاب وسايل الشيعه، جلد 2، صفحه 223.

درس بيست و هفتم

 نشانه هاى انسان هاى بهشتى

 امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:

إِنَّ لاَِ هْلِ الْجَنَّةِ أرْبَعَ عَلامات: وَجْهٌ مُنْبَسِطٌ وَلِسانٌ فَصِيْحٌ وَقَلْبٌ رَحِيْمٌ وَيَدٌ مُعْطِيَةٌ(1)

ترجمه

بهشتيان چهار نشانه دارند: روى گشاده، زبان گويا و صريح، قلب پر از محبّت، و دست دهنده.

 شرح كوتاه

   اصيل ترين مكتب هاى انسانى آن است كه فرد را در دل اجتماع ببيند و اجتماع را پرورش دهنده افراد ارزنده، زيرا كه اجتماع سرچشمه همه بركات معنوى و مادى است.

   حديث بالا كه نشانه هاى مردم سعادتمند و بهشتى را بازگو مى كند چهار موضوع را يادآورى كرده كه همگى مربوط به استحكام پيوندهاى اجتماعى و پاشيدن بذر عواطف انسانى در سرزمين اجتماع است:

   روهاى گشاده و پر از مهر و صفا، زبان هاى نرم و محبّت آميز و در عين حال صريح و گويا، قلب هايى كه براى انسان ها بتپد، دست هايى كه از كمك باز نمى ايستند، آرى اينهاست نشانه هاى انسان هاى بهشتى!

1. از كتاب ارشاد القلوب.

درس بيست و هشتم

نشانه هاى منافق

 امام صادق(عليه السلام) فرمود:

لقمان به فرزندش گفت:

لِلمُنافِقِ ثَلاثُ عَلامات:

يُخَالِفُ لِسانُهُ قَلْبَهُ وَقَلْبُهُ فِعْلَهُ وَعَلانِيَتُهُ سَرِيْرَتَهُ(1)

ترجمه

افراد منافق سه نشانه دارند:

زبان آنها با قلبشان هماهنگ نيست، و قلب آنها با عملشان، و ظاهر آنها با باطنشان.

 شرح كوتاه

   نفاق و دورويى درد بزرگى است كه از كمبود شخصيت و ضعف اراده سرچشمه مى گيرد، افرادى كه سعى دارند خود را غير از آن كه هستند نشان دهند، و زبان و دل، ظاهر و باطن، و گفتار و كردارشان از هم جداست، مردم ناتوانى هستند كه نه شجاعت اظهار شخصيت واقعى خود دارند و نه اراده و تصميم كافى براى اصلاح خود، در چهره هاى مختلف ظاهر مى شوند و عملا با همه كس حتى خودشان خيانت مى كنند. و از آنها خطرناكتر جوامعى هستند كه ظاهرى آراسته و درونى خراب دارند، زبان آنها كه همان وسايل ارتباط جمعى شان باشد با آنچه در قلب اين جوامع مى گذرد مخالف است.

1. از كتاب بحارالانوار، جلد 15.

درس بيست و نهم

پند

 اميرالمؤمنين(عليه السلام) فرمودند:

إِتَّعِظُوا بِمَنْ كانَ قَبْلَكُمْ قَبْلَ أَنْ يَتَّعِظَ بِكُمْ مَنْ بَعْدَكُمْ(1)

ترجمه

از پيشينيان خود پند و عبرت بگيريد قبل از آن كه آيندگان از زندگى و سرنوشت شما عبرت گيرند.

 شرح كوتاه

   پتاريخ پر است از درس هاى عبرت، پر است از پندها و موعظه ها، سرانجام مظالم، ستم ها، اختلافات و پراكندگى ها، ركودها و تحجّرها، بى خبرى ها از وضع محيط و زمان، همه در آيينه تاريخ منعكس است. اما على(عليه السلام) آن ابرمرد تاريخ بشريت به ما هشدار مى دهد كه شما از وضع زندگى و سرنوشت گذشتگان پند و عبرت گيريد و نگذاريد سرنوشت زشت و شوم شما درس عبرتى براى آيندگان گردد، اين درياى خروشان زمان همه را با خود مى برد، خوشبخت جمعيّتى كه به گذشته آن مى نگرند و سعادت و نيكبختى خويش را بر امواج آينده ترسيم مى كنند.

1. نهج البلاغه، از خطبه 31.

درس سى ام

سخن و سكوت

 على(عليه السلام) فرمودند:

لا خَيْرَ فِى الصَّمْتِ عَنِ الْحُكْمِ كَما أَنَّه لا خَيْرَ فِى الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ(1)

ترجمه

نه سكوت دانشمند سودى دارند و نه سخن گفتن جاهل.

 شرح كوتاه

   خداوند از آنها كه مى دانند و آگاهى دارند پيمان گرفته كه در برابر انحراف ها، كجروى ها، ستم ها و حق كشى ها، و سمپاشى هاى دشمنان سكوت نكنند و با منطق و بيان گرم و مستدل خود نور هدايت و حق و عدالت در دل ها بپاشند (و هركس نسبت به آنچه مى داند هر قدر كم باشد دانشمند است و مسؤول) همان طور كه افرادى كه از مسائل آگاهى كافى ندارند نبايد با دخالت نارواى خود مردم را به گمراهى بكشانند، آن «سكوت» و اين «سخن» هر دو بدبختى زاست.

1. نهج البلاغه، كلمات قصار.

درس سى و يكم

 لذت بخشش

 پيغمبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) فرمود:

إذا قَدَرْتَ عَلى عَدُوِّكَ فَاْجعَلِ الْعَفْوَ شُكْراً لِلِقُدْرَةِ عَلَيْهِ(1)

ترجمه

هنگامى كه بر دشمنت پيروز شدى، عفو و بخشش را (زكات) اين پيروزى قرار بده.

 شرح كوتاه

   از نظر اسلام هر نعمت و موهبتى - بدون استثنا - زكات دارد و زكات قدرت عفو است. پيروزى هاى ظاهرى در صورتى ريشه دار خواهد شد كه دل دشمن از كينه شستشو گردد، و ريشه اصلى مخالفت قطع شود، و اين موضوع راهى بهتر از پرداختن زكات قدرت يعنى عفو ندارد، در اين هنگام است كه او از دل و جان منقلب مى گردد، و دشمن ديروز دوست امروز مى شود و پيروزى از نظر ظاهر و باطن تكميل مى گردد، امّا به عكس كسانى كه به هنگام قدرت دست به انتقامجويى مى زنند نه تنها از يك فضيلت بزرگ انسانى محروم شده اند بلكه پيروزى خود را نيز به خطر مى افكنند.

1. از كتاب سخن محمّد(صلى الله عليه وآله).

درس سى و دوّم

 زهد به معناى واقعى

 على(عليه السلام) فرمودند: اَلزّاهِدُ فِى الدُّنْيا مَنْ لَمْ يَغْلِبِ الْحَرامُ صَبْرَهُ وَلَمْ يَشْغَلِ الْحَلالُ شُكْرَهُ(1)

ترجمه

زاهد واقعى در جهان آن كس است كه اموال حرام نيروى مقاومت او را در هم نشكند و حلال او را از ياد خدا و وظيفه سپاسگزارى باز ندارد.

 شرح كوتاه

   بعضى از افراد بى خبر مفهوم زهد را تحريف كرده و يك شكل منفى به آن داده اند زهد را به معناى فاصله گرفتن از مواهب الهى و پشت پا زدن به امكانات اقتصادى و همچون فقيران زيستن تفسير كرده اند، در حالى كه چنين نيست، زهد به معناى واقعى همان است كه در عبارت بالا از على(عليه السلام)نقل شده كه خلاصه آن دو جمله است:

   «مقاومت و چشم پوشى در برابر اموال حرام» و «فراموش نكردن مسؤوليت ها و وظايف در برابر اموال حلال».

   اگر زهد را چنين تفسير كنيم يك عامل سازنده و پيش برنده و تربيت كننده در اجتماع خواهد بود نه يك عامل منفى و باز دارنده.

1. از كتاب تحف العقول.

درس سى و سوّم

همرديف شهيدان

 اميرالمؤمنين(عليه السلام) فرمودند: مَا الُْمجاهِدُ الشَّهِيْدُ في سَبِيْلِ اللهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ(1)

ترجمه

آن كس كه در راه خدا جهاد كند و شربت شهادت بنوشد بلند مقام تر از آن كس نيست كه توانايى بر گناه داشته باشد و دامن خود را آلوده نكند.

 شرح كوتاه

از نظر منطق اسلام بزرگ ترين جهاد، جهاد با هوس هاى سركش مخصوصاً در محيط هاى آلوده است، حتى جهاد با دشمن آن گاه نتيجه بخش خواهد بود كه با اخلاص و اتحاد و نيّت پاك و دور از خود خواهى و اغراض شخصى صورت گيرد و اينها جز با پرورش اخلاقى كافى و جهاد با نفس ممكن نيست.

به همين دليل على(عليه السلام) مى فرمايد آنها كه در ميدان جهاد با هوا و هوس پيروز مى گردند و در محيط هاى آلوده دامان خود را پاك نگه مى دارند كمتر از مجاهدان شهيد در راه خدا نيستند، حتى در دنبال اين حديث در نهج البلاغه مى خوانيم اين گونه افراد در رديف فرشتگان آسمانى هستند.

1. نقل از نهج البلاغه، كلمات قصار.

درس سى و چهارم

 بهترين مردم

 اميرمؤمنان(عليه السلام) فرمود:

خَيْرُ النّاسِ قُضاةُ الْحَقِّ(1)

ترجمه

بهترين مردم كسانى هستند كه به حق داورى كنند.

 شرح كوتاه

داورى عادلانه در مسائل حقوقى و اجتماعى و اخلاقى تنها از كسى ميسر است كه منافع خود و ديگران را با يك چشم ببيند و حب و بغض هاى شخصى مانع از عدالت و دادگرى او نشود.

و اين كار تنها از كسانى ساخته است كه نور ايمان و فضائل انسانى و عواطف مردمى آنچنان وجود آنها را روشن ساخته باشد كه امواج نيرومند خودخواهى و سودجويى و حبّ ذات نتواند عقربه فكر و وجدان آنان را منحرف سازد، و چنين كسانى شايسته عنوان «بهترين مردم»اند.

1. از كتاب اسلام در قلب اجتماع.

درس سى و پنجم

 عبادت آزادگان

 امام صادق(عليه السلام) فرمود:

اَلْعُبّادُ ثَلثَةٌ:

قَوْمٌ عَبَدُوا اللهَ خَوْفاً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبِيِدْ.

وَقَوْمٌ عَبَدُوا الله طَلَبَ الثَّوابِ فَتِلْكَ عِبادَةُ الأُجراءِ.

وَقَوْمٌ عَبَدُوا اللهَ حُبّاً لَهُ فَتِلْكَ عِبادَةُ الأَحْرارِ(1)

ترجمه

عبادت كنندگان سه دسته اند:

آنها كه از ترس دوزخ خدا را مى پرستند، اين عبادت بردگان است.

و آنها كه براى پاداش خدا را مى پرستند، اين عبادت مزد بگيران است.

و آنها كه براى عشق و محبّت او او را عبادت مى كنند، اين عبادت آزادگان است.

 شرح كوتاه

گرچه وعده كيفر و پاداش الهى، همه حق است، پاداشش فوق العاده پر ارزش و كيفرش بسيار دردناك، اما آزادگان بلند همّتى كه جز خدا نمى بينند و جز خدا نمى جويند و پيمانه قلبشان از عشق و محبّت او لبريز است، چشم به نقطه اى بالاتر از پاداش و كيفر دوخته، و انگيزه آنها در اطاعت فرمان خدا تنها عشقى است آميخته با معرفت شناسايى او.

1. از كتاب وسايل الشيعه.

درس سى و ششم

 آنچه پشت را مى شكند

 امام باقر(عليه السلام) فرمود:

ثَلاثُ قاصِماتُ الظَّهْرِ: رَجُلٌ إسْتَكْثَرَ عَمَلَهُ وَنَسِىَ ذنُوبَهُ وأَعَجَبَ بِرَأيِهِ(1)

ترجمه

سه چيز پشت آدمى را مى شكند: كسى كه عمل نيك خود را بزرگ بشمرد و كسى كه گناهان خويش را فراموش كند و آن كس كه استبداد رأى داشته باشد.

 شرح كوتاه

   كسانى كه اعمال خود را بزرگ مى شمرند، مسلّماً به همان قانع مى شوند و همين طرز فكر سدى در برابر تكامل و پيشرفت آنها ايجاد مى كند.

   و آنها كه گناه خويش را فراموش كنند، به جاى جبران آنها هر روز آلوده گناه تازه اى مى شوند و يكباره سقوط خواهند كرد.

   و آنها كه تنها به فكر خود تكيه مى كنند، از پشتوانه افكار عمومى و عقول دانش هاى فراوان ديگران محروم مى مانند، لغزش ها پشت سر هم دامن آنها را مى گيرد و بالاخره پشت آنها در زير بار انبوه مشكلات خواهد شكست.

1. وسايل الشيعه، جلد 1، صفحه 73.

درس سى و هفتم

 پاكيزه باش

 پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) فرمود:

أَفْوَاهُكُمْ مِنْ طُرُقِ رَبِّكُمْ فَأَحَبُّها إلى الله أَطْيَبُها رِيحْاً فَطَيَّبُوها بِما قَدَرْتُمْ عَلَيْهِ(1)

ترجمه

دهان شما يكى از راه هاى خداست، محبوب ترين دهان در پيشگاه خدا آن است كه از همه خوشبوتر باشد، پس تا مى توانيد دهان خود را خوشبو نگاهداريد.

 شرح كوتاه

   اين حديث كه در آداب مسواك كردن در كتاب وسايل الشيعه نقل شده ظاهرى دارد و باطنى: ظاهر آن اين است كه انسان با دهان خود ذكر خدا مى گويد، آيات خدا مى خواند و نيايش به درگاه او مى كند بنابر اين بايد آن را پاك و خوشبو نگاهدارد.

   و باطن آن اين است كه دهان يكى از راه هاى پيوند با طرق الهى و بندگان اوست، هر قدر با گفتار خوب و پاكيزه و سخنان محبّت آميز خوشبو گردد و از زشت گويى و دشنام و ناسزا و دروغ و خشونت بر كنار باشد در پيشگاه خدا محبوب تر است.

1. وسايل الشيعه، جلد 1، صفحه 358.

درس سى و هشتم

 سرانجام جهل

 امام نهم، امام جواد(عليه السلام) مى فرمايد:

مَنْ عَمِلَ عَلى غَيْرِ عِلْم أَفْسَدَ أَكْثَرَ مِمّا يُصْلِحُ(1)

ترجمه

آن كس كه بدون علم و آگاهى عمل كند، بيش از آنچه اصلاح مى كند فساد خواهد كرد.

 شرح كوتاه

   زيان جهل و نادانى تنها به اين قسمت محدود نمى شود كه انسان به ارزش هاى واقعى زندگى و حيات نمى رسد، بلكه فساد و تبهكارى ناشى از ندانم كارى ها خطر بزرگترى است كه در انتظار عاملان بدون علم است.

   در اين موقع است كه شخص نادان مى خواهد به فرزند خود نيكى كند، او را به بدبختى مى كشاند، مى خواهد به اسلام خدمت كند آبروى دين و مذهب را مى برد، مى خواهد صلح و صفا در ميان مردم ايجاد كند، دامن به آتش اختلاف و نفاق مى زند، خلاصه خرابكارى و فساد او در هر زمينه بيش از اصلاح خواهد بود.

1. منتهى الامال.

درس سى و نهم

 اركان هدايت

 امام جواد(عليه السلام) مى فرمايد:

اَلْمُؤْمِنُ يَحْتاجُ إِلى ثَلاثِ خِصَال:

توفيقٌ مِنَ الله

وَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِهِ

وَقَبُولٌ مِمَّنْ يَنْصَحُهُ(1)

ترجمه

افراد با ايمان نيازمند به سه چيزند، توفيق پروردگار، و واعظى از درون جان و دل، و پذيرشى از اندرز دهندگان.

 شرح كوتاه

   در اين راه پرفراز و نشيبى كه انسان در زندگى در پيش دارد براى اين كه بتواند از خطرات بيشمارى كه سعادت او را تهديد مى كند رهايى يابد و موجودى مفيد و مؤثر در اجتماع گردد، در درجه اوّل نياز به يك ارتباط معنوى و روحانى به پروردگار دارد كه از ذات پاكش مدد گيرد، و سپس وجدانى بيدار و آگاه از درون او را موعظه كند و پس از آن گوش هايى شنوا كه از افكار، راهنمايى ها، اندرزها و مشورت هاى ديگران استفاده كند.

1. منتهى الآمال.

درس چهلم

 نوحه گرى جاهليت

 امام باقر(عليه السلام) مى فرمايد:

يكى از سخنان كوتاه پيامبر(عليه السلام) كه هيچ كس پيش از او نگفته، اين بود:

اَلنَّياحَةُ مِنْ عَمَلِ الْجاهِلِيَّةِ(1)

ترجمه

نوحه گرى از اعمال دوران جاهليت است (در برابر مشكلات نبايد ناله كرد بلكه بايد براى حل آنها بپاخاست).

 شرح كوتاه

   اين حديث كوتاه و پرمعنا، ظاهرى دارد و باطنى:

   ظاهر آن اشاره به اعمال بى رويه اى است كه در زمان جاهليت مرسوم بود; هنگامى كه كسى از دنيا مى رفت زنان نوحه گر دعوت مى كردند كه با آهنگ هاى مخصوص خود و اشعار پر از دورغ و فريب بر مرگ او نوحه سرايى كنند و يك عزاى ساختگى و قلابى برپا سازد. و اما معناى ديگرى كه شايد امام باقر(عليه السلام) نيز به آن اشاره مى كند اين است كه در برابر حوادث سخت و پيچيده و مشكلات زندگى فردى و اجتماعى نوحه گرى و ناله كردن بيهوده است و به هدر دادن نيروها و امكانات است; بايد با سر پنجه عقل و انديشه و با همّت و استقامت مداوم آنها را گشود و چاره جويى كرد.

1. وسايل الشيعه، جلد 1، صفحه 915.

درس چهل و يكم

 همه روز محاسبه كن

 امام كاظم(عليه السلام) فرمود:

لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحاسِبْ نَفْسَهُ كُلَّ يَوْم(1)

ترجمه

كسى كه همه روز به حساب خويشتن نرسد از ما نيست!

 شرح كوتاه

   پيشگيرى از زيان و كوشش براى سود بيشتر، در هيچ مؤسسه اى چه كوچك و چه بزرگ در اين جهان، بدون رسيدگى مستمر و محاسبه و بيلان ممكن نيست. و راستى حيرت آور است كه مردم در حساب سرمايه هاى مادى خود اين قدر دقيقند، و يا نسبت به كم و زياد شدن چند گرم وزن بدن خويش حساسيت دارند، اما گاهى در تمامى عمر حتى يك بار به حساب هاى انسانى و اخلاقى و معنوى خويش نمى رسند چه غفلت وحشتناكى!

   ولى يك مسلمان مسئوول و بيدار كسى است كه به گفته امام كاظم(عليه السلام)در حديث فوق، همه روز بدون استثنا به حساب خويشتن رسيدگى مى كند. «ان عمل حسناً استزاد منه و ان عمل سيئاً استغفر الله منه; اگر كار نيكى كرده كوشش مى كند بيشتر كند و اگر كار بدى انجام داده از آن توبه مى نمايد».

1. از كتاب اقوال الائمه، جلد 1، صفحه 214.

درس چهل و دوّم

 آثار ايمان سخت تر از آهن

 امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:

إنَّ الْمُؤْمِنَ أَشَدُّ مِنْ زُبُرِ الْحَدِيْدِ إنَّ زُبُرَ الْحَدِيْدِ إذأُ دْخِلَ النّارَ تَغَيَّرَوإنَّ الْمُؤْمِنَ لَوْقُتِل ثُمَّ نُشِرَثُمَّ قُتِلَ لَمْ يَتَغَيَّرْقَلْبُهُ(1)

ترجمه

افراد با ايمان از قطعات آهن محكمترند چه اين كه:

آهن هنگامى كه وارد آتش شود تغيير مى كند; اما مؤمنان اگر كشته شوند و سپس زنده شوند و باز كشته شوند، تغييرى در روحيه آنها پيدا نمى شود.

 شرح كوتاه

   زندگى مجموعه اى است از مشكلات و مسائل پيچيده، كه افراد كم استقامت بزودى در برابر آن زانو مى زنند و از ميدان فرار مى كنند; اما آنها كه در پرتو ايمان، استقامت دارند به هيچ وجه در برابر انبوه مشكلات تسليم نمى گردند.

   آنها مى دانند در راه اطاعت فرمان پروردگار، در راه پرهيز و دورى از گناه، و در راه سربلندى و عظمت، هميشه موانعى وجود دارد و رسيدن به اين افتخارات، نيازمند به خويشتن دارى و فداكارى و ايستادگى در برابر هوس هاى سركش و در برابر مشكلات ديگر است، لذا در دين از تلاش و كوشش نمى ايستند و از حوادث نمى هراسند.

1. از كتاب سفينة البحار، جلد 1، صفحه 37.

درس چهل و سوّم

 حقيقت توحيد و عدل الهى

 اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى فرمايد:

اَلتَّوْحِيْدُ أَنْ لا تَتَوَهْمَهُ وَالْعَدْلُ أنْ لا تَتَّهِمَهُ(1)

ترجمه

حقيقت توحيد خداوند اين است كه ذات او را به وهم و تصور خود محدود نسازى و ايمان به عدالت او در اين است كه در هيچ كار او را متهم ننمايى.

 شرح كوتاه

   به همان اندازه كه اصل وجود خداوند براى ما روشن و آشكار است و هر ذره اى از ذرات اين جهان دليل عظمت و قدرت و علم و توانايى اوست، به همان مقدار حقيقت ذات او بر ما پوشيده است زيرا او وجودى است نامحدود و چنان وجودى بالاتر از درك محدود ماست، بنابراين بايد ذات او را از هر چيز تصور مى كنيم بالاتر بدانيم و اين است حقيقت توحيد.

از طرفى در اين جهان حوادثى روى مى دهد كه گاهى اسرار آن بر ما پوشيده است، توجّه به عدالت خداوند به ما مى گويد كه اين حوادث همه روى حساب و قانون است، هرگونه سوءظن در اين قسمت با ايمان به عدالت و حكمت او سازگار نيست.

1. از نهج البلاغه، كلمات قصار.

درس چهل و چهارم

 چند نشانه ايمان

 امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:

اَلْمُؤْمِنُ حَسَنُ الْمَعُوْنَةِ خَفِيْفُ الْمَؤُْنَةِ جَيِّدُ التَّدْبِيرِ لِمَعِيْشَتِهِ لا يَلْسَعُ مِنْ جُحْر مَرَّتَيْنِ(1)

ترجمه

آدم با ايمان كمك او پر ارزش، هزينه او كم، در زندگى با تدبير، و هرگز از يك سوراخ دوباره گزيده نمى شود (هيچ گاه از يك ناحيه دوبار غافلگير نخواهد شد.

 شرح كوتاه

   ايمان جلوه ها و نشانه هاى علمى و اخلاقى و اجتماعى دارد كه بدون اسم بى مسمايى بيش نيست، در حديث فوق به چهار نشانه آن اشاره شده است:

1- افراد با ايمان كمك هاى ارزنده اى در اختيار برادران مسلمان خود مى گذارند، چرا كه كمك هاى آنها با دلسوزى و اخلاص و آگاهى همراه است.

   2- آنها زندگى پرخرج و تجملاتى كه براى تهيه وسايل آن آلوده همه گونه خلافكارى شوند ندارند.

   3- آنها در امر زندگى و مخصوصاً امور اقتصادى با تدبير و هوشيارند.

   4- آنها از هر حادثه اى فوراً درس عبرت مى گيرند و به همين دليل هرگز از يك ناحيه دو بار ضربت نمى خورند.

1. از كتاب سفينة البحار.

درس چهل و پنجم

 دنيا هدف نيست، وسيله است

 اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى فرمايد:

اَلدُّنْيا خُلِقَتْ لِغَيْرِها وَلَمْ تُخْلَقْ لِنَفْسِها(1)

ترجمه

دنيا براى هدف ديگر آفريده شده، نه براى خودش .

 شرح كوتاه

   غالباً تفسير آيات و اخبارى كه از يك سو در مدح دنيا و وسايل مادى اين جهان وارد شده و آن را تجارتخانه يا مزرعه اولياى خدا معرفى كرده، با آيات و اخبارى كه در ذم آن وارد شده و آن را خطرناك و فريبنده و سرمايه غرور شمرده، بر افرادى مشكل مى شود.

   ولى حديث بالا آنها را به روشنى تفسير مى كند كه اگر دنيا و وسايل مادى آنچنان كه خدا قرار داده، وسيله براى رسيدن به تكامل انسانى و بسط عدالت و داد و سعادت همه جانبه انسان ها باشد، ارزنده و دوست داشتنى است، اما اگر هدف نهايى و مطلوب با لذّات باشد و مايه طغيان و غرور و سركشى گردد، تنفرآميز و خطرناك خواهد بود.

1. از جلد 1 سفينة البحار.

درس چهل و ششم

 بهاى انسان

 اميرمؤمنان على(عليه السلام) فرمود:

إنَّهُ لَيْسَ لاَِ نْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلاَّ الْجَنَّةُ فَلا تَبِيْعُوها إِلاَّ بِها.(1)

ترجمه

(آگاه باشيد) براى وجود شما بها و قيمتى جز سعادت جاويدان بهشت نيست و به غير اين بها آن را نفروشيد.

 شرح كوتاه

   معمولا اگر از كسى بپرسند سرمايه وجود و هستى خود را به چه مبلغ معامله مى كنى؟ ارزش و بهايى براى آن نمى تواند قائل شود.

در حالى كه اين سرمايه بزرگ را تدريجاً و روز به روز به بهاى ناچيزى مى فروشد، و گاه در پايان عمر مى بيند اين سرمايه عظيم را با يك خانه يا يك اتومبيل و يا ويلاى ييلاقى معاوضه كرده است، و تازه از آن هم بزودى جدا خواهد شد.

   على(عليه السلام) مى فرمايد هيچ يك از سرمايه هاى مادى اين جهان نمى تواند با سرمايه عمر شما برابرى كند تنها متاعى كه مى تواند با آن برابرى كند خشنودى خدا، و تكامل انسانى و معنوى و سعادت ابدى و جاويدان است كه هر قدر در راه آن تلاش و كوشش و فداكارى كنيد بجاست.

1. نهج البلاغه، كلمات قصار، كلمه 456.

درس چهل و هفتم

حق و باطل

 اميرمؤمنان على(عليه السلام) فرمود:

      إِنَّ الْحَقَّ ثَقِيْلٌ مَرِىءٌ، وَ إِنَّ الْباطِلَ حَفِيفٌ وَبِىْءٌ(1)

ترجمه

حق سنگين و مشكل اما گواراست، و باطل سبك و آسان و اما دردناك و خطرناك است.

 

پایان

 

 

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: کتابخانه
[ ] [ ] [ علی حمزه ئی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

علی حمزه ئی : این وبلاگ را تقدیم میکنم به تمام مردم محترم قلعه بابو
این وبلاگ شخصا برای معرفی روستای عزیزمان وتصاویری از آن می باشد.
برچسب‌ ها
لینک های مفید
امکانات وب