|
*روستای قلعه بابو* روستای حافظان قران کریم
| ||
|
🔵 آداب و رسوم روستای قلعه بابو ( عید فطر) 🔹پس از گذشت 30 روز روزه داری مردم زحمت کش روستای حفاظ قرآن کریم قلعه بابو و پس اثبات عید فطر و حلول ماه شوال، فطریه ها از جمع اموال جدا و به کناری نهاده میشود تا به دست مستحقین برسد، در گذشته روستا فطریه ها بصورت گندم و یا کشمش و یا پول نقد بود.. امسال نیز یک حرکت خداپسندانه برپا شده است که دهیاری و شورای روستا، فطریه ها را برای ادامه ساخت سرویس های بهداشتی مساجد جمع آوری میکنند.. 🔹 در روز عید سعید فطر صبح زود مردم با صدای تکبیر در مسجد جامع روستا جمع می شوند و برای خواندن نماز عید سعید فطر، صف می بندند... بعد از خواندن نماز، نمازگزاران در مسجد جمع شده و با وسایل پذیرایی که توسط اهالی روستا تهیه شده از نمازگزاران پذیرایی میشود. بعد از پذیرایی روحانی روستا شروع به سخنرانی میکند و در یک حرکت زیبا، از نوجوانان و نونهالان روستا که در کلاس های قرآنی در ماه رمضان شرکت کردند هدایا و جوائز ویژه ایی اهداء میشود.. 🔹 بعد از اتمام نماز، مردم دیندار روستای قلعه بابو یادی از مردگان خود می کنند،بزرگان، میانسالان و جوانان به قبورستان های روستا میروند و آیاتی از قرآن را تلاوت می کنند، آنان که سواد خواندن قرآن ندارند، سوره توحید و حمد را قرائت می کنند.. 🔹 یکی دیگر از سنت های معمول در روز عید فطر، دلجویی از صاحبان عزاست. کسانی که یکی از نزدیکان شان قبل از عید فطر فوت کرده است، صاحب عزا محسوب میشوند.. اهالی روستا به خانه صاحب عزا رفته و از خداوند متعال برای اموات صاحب عزا غفران و رحمت الهی طلب میکنند 🔹 و در آخر هم از روحانی روستا که چه بومی باشد و یا غیر بومی، تقدیر و تشکر و با هدایای ویژه و وجوه نقدی بدرقه میکنند. آداب و رسومات روستای قلعه بابو ''جشن کوسه ناقالی'' 🔹مراسم کوسه ناقالی (جشن چوپانان برای شکر گزاری) یکی از رسومات مردم اين ديار بود ،چهل روز از زمستان گذشته و پنجاه روز به نوروز مانده یعنی دهم بهمن ماه هر ساله در روستاي قلعه بابو جشن کوسه ناقالی برگزار میشد، اما متاسفانه نزدیک به یک دهه است که دیگر این مراسم آئینی اجرا نمیشود، برخی از ریش سفیدان و بزرگان روستا بر این باورند که خشکسالی های چند سال اخیر دلیل بر این است که این مراسمات فرهنگی دیگر اجرا نمیشود... 🔹 مردم معتقد بودند که آمدن کوسه ناقالی شگون دارد و با خود خیر و برکت به همراه می آورد و موجب باروری و زایش میش ها و بزها می شود و با فرارسیدن ایام ناقالی کودکان و نوجوانان و حتی مردم خوشحال می شدند چون بر این باور بودند که کمر زمستان شکسته و بهار نزدیک است. 🔹ناقالی جبه بلند نمدی را وارونه می پوشید و زنگوله هایی به آن آویزان می کرد و زنگوله هایی هم به دستان و زانوان داشت. صورت کوسه را سیاه می کردند و یک تکه پوست بزغاله هم به سر می کشید که در آن سوراخ هایی برای دیدن و نفس کشیدن تعبیه شده بود. کمربندی از ریسمان و یا چرم پهن و یا پارچه ای به صورت شال به کمر می بست که از آن زنگوله هایی می آویخت، پاپیچ مخصوص چوپانان به پا و چوبدستی به دست و کلاه دو شاخ بر سر داشت. زن کوسه یا عروس که پیراهنی زنانه بر تن و چادری بر سر داشت و هفت قلم آرایش شده بود و کفش های زنانه (گالش لاستیکی) به پا می کرد و زنگوله هایی به خود می بست و معمولا این نقش به عهده پسران نوجوان بین دوازده تا شانزده ساله بود. 🔹 ناقالی در حالی که عده ای به ویژه کودکان و نوجوانان آنها را همراهی می کردند در کوچه ها به گردش در می آمدند. کوسه در پیشاپیش گروه حرکت می کرد و با باز و بسته کردن دست ها و تکان دادن بدن خود صدای زنگوله ها را در می آورد، کوسه به در هر خانه ای که می رسید وارد می شد و بقیه از پشت سر او وارد می شدند و یکراست به خانه می رفت و با چوبدستی ضربه ای به در میزد. مردم معتقد بودند که با آمدن ناقالی موجب آمدن خیر و برکت به خانه و باروری و زایش گوسفندان و بزها می شود ، ناقالی سپس زنگوله ها را دوباره به صدا درمی آورد و می خواند: نـاقـالـی گُــنه گُــنهد چِل رفته پنجا مانه بـــزتــان بـره مــی زایه میش تان بزغاله می زایه گربه تان سگ توله می زایه زنتان بچه می زایه نـاقـالـی بـه ایـن بـزرگـی کالا پالا نداره مشـتـی رفتـه بـراش بـیاره الله نگهش بداره نـاقـالـی گُـنـه گُـنـه چیزی باقی نمانه 🔹بعد از آواز خوانی ناقالی، عروس و کوسه با هم می رقصند، کمی بعد کوسه جلو در طویله غش می کند، عروس بالای سر کوسه می آید و می خواند: این دست گرم کوسه ایـن پـای گـرم کـوسـه والـا نـمُـرده کـوسـه آخ شوهرم،خاک به سرم بعد عروس می گوید : بختم ، بختم ـ سوزن بدین بزنم به رختم. زن صاحبخانه سوزنی به عروس می دهد، زیرا اعتقاد دارند که اگر ندهند بدبختی و تیره بختی به آن خانه روی می آورد سپس مقداری گندم، برنج، قند، چای و تنقلات به زن می دهند. بعد صاحب خانه با خوراندن روغن حیوانی سبب حیات دوباره و زنده شدن کوسه و رقص دوباره او می شود. ❗️کاش دوباره این مراسم که بر پایه باورها و آداب و رسومات روستا بود، دوباره احیاء شود، و با اجرای این مراسم میتوانیم فرهنگ غنی روستایمان را بر تمام جهانیان عرضه کنیم...----------------------------------------------------------- #شیره_پزی_در_قلعه_بابو_قدمتی_دیرینه_دارد 🍇 🔹فصل پاییز که می شود حال و هوای روستای قلعه بابو حال و هوای دیگری است. جنب و جوش و شادی همه جا دیده می شود. انگار قرار است اتفاق مهمی بیافتد. کمی که توجه کنیم می فهمیم که فصل برداشت انگور رسیده و هر یک از اهالی به نحوی با این محصول سر و کار دارند. در این میان رسم و آیینی سنتی خودنمایی بیشتری میکند. و آن شیره پزی است 🔹طرز تهيه شيره انگور سنتی ساليان متمادي است كه مردم روستای قلعه بابو به دلیل داشتن باغات انگور اقدام به پختن شيره انگور مي نمايند كه در زماني مهمترين غذاي مردم منطقه محسوب مي شد در واقع شيره غذايي پرانرژي براي كشاورزان با آن همه فعاليت فيزيكي سنگين بود كه هنوزم اين منبع انرژي مهم براي اهالی روستا در حقيقت از جيره غذايي و سبد مصرفي خانواده ها خارج نشده است. اما شيره انگور يكي از فرآورده هاي مفيد انگور بوده كه از ارقام مختلف انگور قابل درست کردن میباشد..---------------- 🔴 شیر وره یکی از سنت های بسیار خوبی که از گذشته در روستای قلعه بابو داشت؛ سنت همکاری در کارها مختلف بین اهالی روستا بود که از آن جمله می توان به سنت « شیر وره » اشاره کرد که در بین همسایه ها و اهل محله ها مرسوم بود.در گذشته اکثر خانواده ها تعداد زیادی گاو و گوسفند و بز نگهداری می کردند.همین مساله سبب شده که برای فرآورده های لبنی اعم از شیر و ماست و کره محلی و... در گذشته چاره ای اندیشده شود لذا از سال های بسیار دور زنان برای بهره وری بیشتر از این موضوع و استفاده مناسب از شیر از هوش و ذکاوت خود استفاده کرده اند تا راهکاری بسیار جالب و زیبا برای تبدیل شیربه فرآورده های آن تدبیر کنند و آن اینکه سنت « شیروره » را طراحی کرده اند.در این تدبیر به جای این که هر کس مقدار شیر گوسفندان و گاو های خود را به تنهایی تبدیل به لبنیات کند که این امر هم کیفیت و هم وقت و هزینه های زیادی را تحمل می کند و از طرفی سودآوری پایینی دارد ضمن آنکه مثلا در دوره یک ماهه امکان این که هر خانواده بخواهد به تنهایی انواع و اقسام لبنیات را در حجم بالای هم برای مصرف خانواده خود و فروش در بازار داشته باشد میّسر نبوده است بنابراین زنان همسایه طبق این سنت دور هم جمع می شدند و به تعداد نفراتی که بودند تصمیم می گرفتند در طول چند روز شیر های دام های خود را به نوبت و ترتیب به یک نفر داده تا آن فرد و همسایه بتواند با در اختیار داشتن شیر بیشتر محصولات لبنی بیشتر برای خود و فروش داشته باشد.این سنت به این صورت بود که چند همسایه یا فامیل تصمیم می گرفتند در یک دوره شیر خود را به صورت دوره ای هفته اوّل را به یک نفر بدهند و هفته دوم نفری بعدی الی آخر ... بنابراین چون دوشیدن گاو و گوسفند در روستا در دو نوبت صبح و عصر انجام می شود شیرها را جمع می کردند و هر روز صبح به خانه آن همسایه ای که نوبتش بود می بردند و شیر را تحویل آن فرد می دادند.نحوه محاسبه شیر در آن زمانهایی که واحد لیتر و گالن و ... هنوز باب نشده بود در نزد زنان ، به این گونه بوده که از شاخه های خشکیده درخت یا بوته مو که همانند انگشت بند ،استفاده می کردند که به آنها به گویش محلی « لَ لَ » می گویند که ارتفاع آن حداکثر سی تا چهل سانتی متر می باشد. در کل دوره از چند عدد به تعداد روزها استفاده می شده اگر روزهای دوره 5 روزه برای هر نفر بوده پنج 5 عدد و اگر بیشتر بوده به تعداد آن افزوده می شده و ظرف شیر و یا طشت هم یکی بود و برای همه از آن استفاده می شده و « لَ لَ » یکسان استفاده می شد و نحوه محاسبه آن به این شکل بود که پس از اینکه هر فرد شرکت کننده شیر خود را می آورد درون طشت شیر می ریخت و یکی از « لَ لَ » ها را می آوردند و آن را در داخل طشت شیر قرار می دادند و اندازه شیر به هرکجای « لَ لَ » می رسید آن را با نخی می بستند و بوسیله آن علامت گذاری می کردند تا اینکه در نوبت فرد آورنده شیر تحویل گیرنده شیر به همان میزان شیر برای تحویل دهنده بدهد.« لَ لَ » ها نقش اساسی در اندازگیری شیرهای جمع شده توسط همسایه داشت و مهمتر از همه اینکه « لَ لَ » ها نزد تحویل گیرنده شیر می ماند نه تحویل دهنده آن ، و این اعتماد آنان را به یکدگر نشان میداد و حکایت از صداقت و درستی این مردم داشت که حتی کوچکترین شکی به یکدیگر نداشتند علیرغم اینکه به راحتی علامتگذاری های روی « لَ لَ » ها می توانست به میزان چند لیتر شیر را کم و زیاد کند ولی اصالت و فرهنگ و تمدن غنی این دیار هرگز اجازه نمی داد که حتی فکر چنین کاری در ذهن زنان رسوخ کند. بعد از اینکه همۀ اعضای گروه به نوبت شیر گرفتند و دوره تمام شد، در خانۀ یکی از اعضا جمع میشدند و مقدار شیر ردّ و بدل شده را به ماست و کشک و کره و... تبدیل میکردند.------------------------------------------------------- آداب و رسوم مردم روستای قلعه بابو در عید باستانی نوروز.. 🔹مردم روستای قلعه بابو اول از همه با خانه تکانی به استقبال سال نو میروند..در روستای قلعه بابو که حداقل بیست روز مانده به آغاز سال جدید، مردم شروع به تمییز کردن خانهها و شستن قالیها میکنند. پنبه لحافهای کهنه را دوباره حلاجی کرده و تمام خانه را آب و جارو میکنند. آنها از یکی دو هفته مانده به عید، عدس، نخود، ماش یا گندم سبز می کنند. .. 🔹 زیارت اهل قبور و شهدا در آخرین پنجشنبه و شب جمعه سال، دادن خیرات و روشن کردن شمع و چراغ از آیینهای تاریخی روستای قلعه بابو است... 🔹 آخرین روز سال،عرفه یا علفه نام دارد، در این شب اهالی روستا با پختن غذایی به نام خاگینه به استقبال سال نو میروند... در گذشته روستای قلعه بابو مردم سعی میکردند در همه اتاقها چراغ روشن کنند. روی بام خانهها آتش روشن میکنند. بچهها پشت در خانه های اهالی می رفتند و از هر منزل تخم مرغ پخته و شیرینی میگیرد،( همان مراسم شال درکنی یا تخ تخی که قبلا در کانال گفتیم).. 🔹 جنب و جوش برای تهیه لباس نو، خرید آجیل و شیرینی، چیدن سفره هفتسین و کنار گذاشتن کمک برای فقرا و ایتام هنگام تحویل سال نو از دیگر سنتهای رایج در روستای قلعه بابو است.. 🔹 پس از تحویل سال، کوچکترها دست بزرگترها را بوسیده، همه با هم روبوسی میکنند و عید را به یکدیگر تبریک میگویند. سپس بزرگ خانواده به هر یک از حاضران سکهای به عنوان دشت و یا 2 عدد تخم مرغ و یک جفت جوراب و یا یادگاری معنوی هدیه میدهد، در گذشته نه چندان دور، بعد از تحویل سال بچها جمع میشدند و جلوی درب خانه اهالی رفته و هدیه ایی از صاحب خانه مانند سکه یا تخم مرغ و یا مشتی آجیل هدیه میگرفتند.. 🔹 از دیگر آداب و رسومات روستای قلعه بابو، عید دیدنی و دید و بازدید سال نو است که همه اهل آبادی به خانه فامیل های خود رفته و سال نو را به آنها تبریک میگویند 🔹 از آنجا که رسم حسنه عید مبارکی و دید و بازدید عزیزانی که در سال گذشته عزیزی رو از دست دادن ، چندسالیه که در مساجد و در اولین ساعات سال نو انجام میشود هم یکی دیگر از آداب رسومات تازه در روستای قلعه بابو شده است... [ ] [ ] [ علی حمزه ئی ]
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||