*روستای قلعه بابو*
روستای حافظان قران کریم 
قالب وبلاگ
لینک های مفید

 معرفی روستا

قلعه بابو از نامهای مکرر جایهاست،در حبیب السیر قلعه بابو محل فوت کیومرث در سر راه محلی به نام بابو ذکر شده است،در فرهنگها بابو بمعنای(پدر و بزرگ قلندران امده است)

روستای قلعه بابو در استان مرکزی شهرستان خمین(بخش کمره)و در همسایگی استان لرستان قرار دارد قلعه بابو در 47کیلومتری شهرستان خمین و19کیلومتری شهرستان الیگودرز و11کیلومتری شهر مومن آباد قرار دارد قلعه بابو در همسایگی روستا های چون(چهارچشمه،دره باغ،گلیجرد،فرقس،رشیدی،پلولی،ملاطالب)قراردارد. ازنظر موقعیت جغرافیایی قلعه بابو یکی از روستا های طولی است که در امتداد رودخانه واقع شده است تعداد جمعیت این روستا بالغ بر350نفراست(100خانوار)  که شغل اکثر انها کشاورزی ودامداری است وازاین طریق امرار معاش می کنند،بیشتراهالی روستا به کشت دیم ازجمله(گندم،جو ، گاو دانه،نخود،عدس و.....)می پردازند.بیشتر مساحت این روستا را تپه ها تشکیل داده اند. همچنین قلعه بابو دارای دو سد خاکی می باشد که آب کشاورزی روستا را تامین میکنند ،ازنظرتاریخی وباستان شناسی وسنگ نوشته ها واشیاء پیدا شده وقلعه موجود وسنگ اسیاب معروف (این سنگ مربوط به کارگاه تولید روغن چراغ بوده است ،توصیه می کنم ازاین سنگ دیدن کنید)قدمت روستا به 2000هزار سال پیش بر می گردد.این روستا در فصل بهار یکی از دیدنی ترین روستا ها می شود (دشت معروف شقایق،دره قشلاق،سه چشمه و.......) سوقات این روستا عبارتند از:روغن حیوانی،کشک،غره قوروت،ماست میش،ترخینه ،کره محلی ،اگردک،فتیر،کشمش و.... غذاهای محلی:آب گوشت،آش جو،ترخینه،کله جوش،آش رشته،ماست گرمه،اش عدس،قیماق،حلیم،برش دوروگ ،چنگالی،و....... این روستا دارای سه قلعه به نام های قلعه ی پایین،قلعه ی وسط وقلعه ی بالا می باشد ودارای دومسجد است و نام یکی از این مسجد ها حضرت فاطمه(س) است که در زبان محلی به مسجد هاجرآقا معروف است که دارای معجزه های بسیاری است وحاجت های بسیاری را روا کرده است این مسجد درقلعه ی پایین قرار دارد ،بازی های محلی :گُور بازی،لیله،کلاه ببرک،وجه وجه،لپه بازی،کمربند بازی،کبدی،هفت سنگ،قلچه بازی،کوکو،اشتر قل قلی،چوب بازی. اثار تاریخی:بُرج دیده بانی،دره زاغه،دره راه،سنگ نوشته های دره قشلاق،سنگ آسیاب تاریخی،قبرستان جهودیها. امکانات:مدرسه فروتن،خانه بهداشت، نانوایی ،حسینیه،دهیاری،دارالقران،خیاطی ،خانه روحانی همچنین این روستا دارای شهدای والا مقام به نام های شهید محمدعلی زارعی-صفرغفوری-سید محسن قریشی سید اسدا.. قریشی،حسین حمزه ای،قاسم احمدی،اسماعیل روشن، می باشد (برای شادی شهدا وامام شهدا صلوات)یکی ازعلمای بزرگی که دراین روستا به تدریس پرداخته مرحوم میرزای قمی(ره) بوده است که توصیه میکنم سرگذشت ایشان را در روستای قلعه بابو در کتاب مردان علم در میدان عمل بخوانید.ویکی دیگراز افراد با کرامت که دارای معجزه بوده است سید بزرگواری به اسم آقای بزرگ است. این تنها گوشه ای ازمعرفی روستای ما بود. ازکلیه ی خوانندگان عزیز دعوت میکنیم ازاین روستا دیدن کنند.

منابع:بانک اطلاعات دهیاری قلعه بابو
  

 المان قرانی ورودی میدان روستا

ورودی روستا(پائیز)
اردیبهشت روستاطبیعت اردیبهشت روستا

پائیز روستا

سد بزرگ روستا
 سد خاکی روستا(اولی)

زمستان95

بهار روستا

سد خاکی روستا

 

 

 

 

براي خواندن بقيه مطالب به ادامه مطلب درزیر مراجعه كنيد.

 

 

 


موضوعات مرتبط: تاریخچه روستا
[ ] [ ] [ علی حمزه ئی ]

شهید سید محسن قریشی

در آستانه اربعین شهدای تیپ 71 روح‌ا... استان مرکزی
برادر شهید سیدمحسن قریشی در نامه‌ای خطاب به آن شهید سرافراز:
دعایمان کن! همه را خصوصا مادر را که این روزها بی‌تاب است و بی‌قرار ...

برادر شهید سیدمحسن قریشی در نامه‌ای خطاب به آن شهید سرافراز که در درگيری نيروهای تيپ 71 روح‌الله با ضدانقلاب اواخر فروردین‌ماه به شهادت رسید، آورده است: دل سپرده‌ای اهل‌بیت رسول الله (ص) بود و ارادتمند آستان سالار شهیدان و ماه بنی‌هاشم... چه عاشقانه عزل ارادت و دلدادگی ولایت اهل بیت می‌خواند و چه زیبا می‌خواهد. دلباخته‌ای پاک و ولایتمدار بود و در سربازی راه ولایت استوار... مومن به نظام ولایی و امانت مقدس جمهوری اسلامی ایران.

به نام خدای شهیدان که در محضرش زنده و حاضرند
تقدیم به روح بلند شهید سید محسن قریشی
سلام محسن جان
سلام برادر غریبم
سلام مسافر تازه پروازم

نمی‌دانم از کجا شروع کنم، نمی‌دانم چگونه شرح دهم حال در به دری را...
دلم تنگ و قلم ناتوان و لهیب شعله‌ها بر احساس...
کدام واژه‌ها را دریابم که غم غربتت را برای لحظه‌ای در دل جمله‌هایم جاری کند!
فراری می‌کنم از هرچه آینه، از هرچه آینه که نخواهد تصویر زیبایت را به چشمان دنیا ببخشد....
نازنین شهیدم: تقویم زندگانی‌ات را همچون شعر جوانی‌ات چه دلربا سرودی....
در آخرین ماه سال در آشیانه‌ی مهرت نشستی و بهار آرزو را در افق مشترک احساس آغازگری ... اما در اولین ماه سال غریبانه پرواز کردی... راستی خوب بلد بودی جای زمستان و بهار را عوض کنی. حسرت، آتشم می‌زند... اینقدر با توحرف داشتم و نمی‌دانستم. حرف‌هایی با توکه حرف بودی و پیوسته سکوت را می‌سرودی ...
محسن جان:
دعایمان کن! همه را خصوصا مادر را که این روزها بی‌تاب است و بی‌قرار ...
آن‌گونه که 6 سال پیش پس از فراق پدر به یاری‌اش شتافتی و آن‌گونه که از چون تو فرزندی بایسته بود پرستار و یاورش بودی. اکنون تو را می‌طلبد که زودتر از همه به مهمانی پدرشتافتی. چه مهربان میزبان و چه نازنین مهمانی

محسن جان: همسر باوفایت را دعا کن که فقط روزهایی کوتاه را عاشقانه با تو نجوا کرد. روزهایی کوتاه اما اکنده از شوق و احساس با تو بودن....
برادر شهیدم:
چه با عزت و چه با افتخار پرواز کردی...
پروازت را همه به بدرقه آمدند، شهری به وداع تو و آن لاله‌های همراهت آمدند...
مردم با جانی بیقرار و دلی داغدار و سرشار از صفا و معرفت آمدند...
شرمی از حضورشان در دل و جانمان مانده که تا همیشه‌ی عمر از خاطر نرود.
تو را و آن دو لاله‌ی دیگر را چونان بردوش گرفتند که گویی پاره‌ای از جانشان را می‌بردند.
ندانستم اشک ما و مادر، گریه‌های بی‌امان یاران و همسر در فراق توست یا از غرور این همه شعر و شعور مردم پاک و بی‌ادعا.
آری آمدند...
همچون روزهای حماسه و خون و دفاع مقدس، دل به طواف لاله‌ها سپردند و شکوه وداع را سرودند عکس دلربایت را در بر گرفتند و گریستند و خواستند تا بگویم که:
سیدمحسن متولد 1363 بود، در زادگاه پیر جماران "خمین"، شهری آکنده از انفاس قدس روح خدا...
خوش صورت بود و نیک سیرت.
همواره بال تواضع برآستان پدر و مادر به خاک پاک احساس می‌سایید...
هنر آموخته‌ی مکتب احترام و ادب بود در پیشگاه بزرگان...
سخنش کوتاه بود و کم اما عملش دقیق بود و بسیار...
دل سپرده‌ای اهل‌بیت رسول الله (ص) بود و ارادتمند آستان سالار شهیدان و ماه بنی‌هاشم...
چه عاشقانه عزل ارادت و دلدادگی ولایت اهل بیت می‌خواند و چه زیبا می‌خواهد. دلباخته‌ای پاک و ولایتمدار بود و در سربازی راه ولایت استوار... مومن به نظام ولایی و امانت مقدس جمهوری اسلامی ایران.
محبوب قلب‌ها بود و محجوب و دلربا...
اراده‌اش آهنین بود و غیرتش آتشین...
واجبات برایش تکلیفی گران نبود... عشق بیکران بود و مستحبات واسطه‌ی عشق‌بازی با معشوق ازلی... دل‌مشغولیش دنیا بود اما امور دنیایش را مدیریت می‌کرد...
چونان پیشوایش علی (ع) « ونظم امرکم» سرمشق زندگی‌اش بود....
دل‌های یاران وخویشان بی‌تاب او و او بی‌تاب خویشان و یاران
دست‌هایش بوی گندم می‌داد و خاک و سبزه و برکت ...
آن شهید گرامی خدا را شاهد از آن می‌دانست که در محضر کبریایی‌اش جانداری و مخلوقی، هر چند در نظر کوته نظران بی‌مقدار، از دست او یا دیگری آزار بیند.
لحظه‌هایش را آن‌گونه پاس داشت تا خود چون ابری سبکبار از پیشانی آسمان گذشت...
کشاورز صبور ده، جوان دلاور مادر بود و پاسدار شهید اسلام...
وفای به عهد را آن‌گونه آموخته بود تا بتواند در راه دلدار سرببازد و دل برافرازد.
سید محسن در 30 فروردین 1389 از پی تنها 26 بهار و گذران فقط چند هفته از آغاز زندگی مشترک، در میعاد با دوست در مرزهای شمال غرب در رویارویی با از حق برگشتگان گروهک شرور پژاک مظلومانه اما دلاورانه سربر آستان جانان نهاد سنگ‌های آذرین داغ آن دلاور گردان تکاور را بردل گرفتند تا باردگر خون آلاله‌های خاک عطشناک را دریابد و امید رهایی و وصال باردیگر در رگ‌های زمین جاری شود. اینک سیدمحسن در روزهایی که داغدار بانوی آب و آیینه حضرت فاطمه زهرا(س) بود. مهمان مادر بزرگوار خود. مادر مظلومه‌ی مظلومان شد تا تقدیر شب قدر زندگانی‌اش را قدر و منزلتی دیگر ببخشد.
سیدمحسن مرهم دل ما بود و اینک داغ او جز عنایت دوست مرهمی نیست.

شادی آن روح پاک و پایدار، تسلای مادر داغدار و همسر بیقرار و یاران سوگوار... صلوات

 برادر دلسوخته‌ی پاسدار شهید سیدمحسن قریشی

(دل نوشته بسیجیان پایگاه حبیب ابن مظاهر قلعه بابو)

 محسن جان ما جوانان روستای قلعه بابو با توعهد میبندیم که ازآرمان ها عقاید وراه توکه همانا راه ولایت وپیروی ازولایت فقیه است پیروی کنیم  ولحظه ای ازاین مردم وانقلاب ورهبر عزیزمان غافل نشویم وهمواره راه شما را تا

انقلاب حضرت مهدی ادامه دهیم وهمواره دعایمان این است که خدایا ما را به کاروان شهدا بپیوندان.امین یارب العالمین

 ..................................................................................................................
در زادگاه امام عزیزمان  در سال 1363 به دنیا امدتازه ازدواج کرده بود .
 یک ماه نمی شد که با همسرش زندگی میکرد که شوق وصال جدبزرگوارش در دلش شعله میکشید دنیا با همه ی بزرگیش برای او کوچک بو د، بهتر است بگویم دنیا برایش مثل زندان بود اولین کسی بود که از بین رفقایش در سنگ های اذرین شمال غرب پر کشید با دیدن پیکر مطهرش روضه های علقمه در یاد می آمدکم سن و سال بود که پدرش در نزدیکی همان روستا با موتور تصادف کرد و به دیار باقی شتافت از کودکی علاوه بر تحصیل به کار کشاورزی نیز مشغول بود تا اینکه  دانشگاه قبول شد و برای ادامه تحصیل به تهران رفت .
دانشجوی منضبط :در دوره یكم افسری پذیرفته شده بود. دانشجویی سخت كوش از لحاظ تحصیلی ، انظباطی و نظامی و تهذیبی بو د و به جراَُت می توان گفت همان دانشجویی بود كه حضرت آقا از ما می خوان
مرخصی های پایان هفته :سید دانشجوی دانشگاه امام حسین(ع) بود و از طرفی در روستا كشاورزی می كرد هر هفته از دانشگاه مرخصی می گرفت پایان هفته  از تهران تا خمین این مسیر خسته كننده رو می رفت و می یومد به خاطر همین پشتكارش هم  بود كه تو كشاورزی زبون زد اهالی روستا بود.
قرآن تو جیبی : می گفتند سید همیشه یه قرآن تو جیبی كوچیك داشت و هر وقت كه فرصت می كرد سریع قرآنشو باز می كرد و قرآن می خون امام جماعت :دوستاش می گفتن هر وقت آماده نماز جماعت می شدیم سید همیشه صف اول نماز بود و وقتی روحانی نداشتیم این آقا سید بزرگوار جلو وای می ستاد و سید امام جماعت ما می شد .
مهربون و دلسوز :سید مادری مهربون داره كه یه ارتباط عاطفی عجیب با سید داشتن و اگه از مادرش بپرسی  صد در صد بهت میگه مصداق آیه شریفه : {وبالوالدین احسانا} عمل میكرد.
تكه كلام شهید :من دوست ندارم بمیرم دوست دارم شهید شوم این متن كه تكه كلام این شهید بزرگوارمون هست روی سنگ قبر مطهرشون نقش بسته.
 استمحل دفن :ایشان را در كنار عموی شهیدش آسید اسدالله که از شهدای دفاع مقدس بودن در گلزار شهدای اراک به خاك سپردن.

 

 


موضوعات مرتبط: زندگی نامه شهید سیدمحسن قریشی
[ ] [ ] [ علی حمزه ئی ]

شهید صفر غفوری

(1366-1346)

 شهید صفر غفوری در اولین روز اردیبهشت ماه سال 1346 در روستای "قلعه بابو" از توابع شهرستان خمین واقع در استان مرکزی دیده به جهان گشود.

پدر این شهید "جعفر" و مادرش "رقیه صادقی" نام داشتند.

با آغاز جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران، ، وی به عضویت بسیج درآمد و پس از طی دوره های آموزشی از شهرستان خمین به جبهه اعزام شد.

شهید صفر غفوری به عنوان رزمنده لشکر 17 علی ابن ابطالب (ع) نیروی زمینی سپاه پاسداران خدمت می کرد.

وی سرانجام در اولین روز اردیبهشت ماه سال 1367در اثر بمباران شیمیایی "فاو" توسط دشمن به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

شهید صفر غفوری در زمان شهادت 20 سال داشت و از وی یک فرزند پسر به نام "احمد" به یادگار باقی مانده است.

پیکر پاک این شهید در گلزار شهدای روستای "قلعه بابو" (زادگاهش)درکنار شهیدمحمدعلی زارعی

وپدر ومادرش به خاک سپرده شده است.

برای شادی روح شهدا وامام شهدا صلوات

شهید صفرغفوری

 


موضوعات مرتبط: زندگی نامه شهید صفر غفوری
[ ] [ ] [ علی حمزه ئی ]

                                                              مقبره میرزای قمی

  مقبره میرزای قمی در قبرستان شیخان قم کنار قبر مرحوم ملکی تبریزی

  میرزای قمی

نام هاي ديگر: ،فا ضل قمي،ابوالقاسم گيلاني،محقق قمي،ابوالقاسم بن محمد،

موطن: قم

نام پدر : محمد

تاريخ وفات: 1231قمري

زندگينامه:

ولادت:

گردش زمان سال 1151 هجري قمري را نشان مي داد. در خانه محقر و پرصفا و صميميت آخوند ملا محمد حسن در جاپلق کودکي ديده به جهان گشود که او را ابوالقاسم نام نهادند. رفته رفته اين کودک سعادتمند در دامان پاک مادري دلسوز و مهربان و زير نظر پدر گرامي اش پرورش يافت . وي درسهاي نخستين زندگي را که شالوده شخصيت علمي و معنوي او و سنگ بناي ايمانش بود در همان ايام به نزد پدر بزرگوار و مادر گرامي اش ‍ آموخت و شخصيت معنوي اش شکل گرفت .

پدر بزرگوار ميرزا، آخوند ملا محمد حسن ، از اهالي شفت گيلان بود که در آغاز جواني براي تحصيل و فراگرفتن علوم اسلامي ، گيلان را به قصد اصفهان ترک گفته و به آن ديار مهاجرت کرده و پس از تحصيل از محضر دو تن از مدرسان آن شهر به نام ميرزا هدايت الله و برادرش ميرزا حبيب الله همراه استاد به چاپلق رهسپار شده بود.

مادر وي نيز دختر ميرزا هدايت الله (از بانوان بزرگوار و پرهيزگار) بوده است .

آغاز تحصيل

ابوالقاسم داراي استعدادي خدادادي بود و از کودکي نشان رشد و پويايي در چهره او ديده مي شد و از آينده درخشان وي حکايت مي کرد. او مقدمات تحصيل خود را در محضر پدر بزرگوار گذراند و بعدها براي ادامه تحصيل به خوانسار مسافرت کرد و از محضر آقا سيد حسين خوانساري (متوفاي 1191 ق .) که از بزرگان علماي آن عصر و اساتيد اجازه نقل روايت و از محققان علم رجال بود فقه و اصول را آموخت ، و در اين زمينه به مقام والايي از علم و کمال نايل گرديد. او در همان شهر با خواهر استادش آقا حسين خوانساري ازدواج کرد.

وي سرانجام براي تکميل تحصيلات و فراگيري بيشتر، در سال 1174 هجري به سوي کشور عراق رهسپار شد و در جوار آستان مقدس امام حسين عليه السلام اقامت گزيد.

در اين دوران مدتي از محضر آيت الله وحيد بهبهاني که در آن روزها استاد کرسي فقاهت بود به شاگردي پرداخت و از مشعل علم و سرچشمه کمال آن استوانه بزرگ علمي کسب نور کرد و از آن جناب به گرفتن اجازه اجتهاد و نقل روايت نايل آمد.

ميرزاي قمي پس از اقامت طولاني ، در حوزه علميه کربلا و فراگيريهاي شايسته از آن مهد دانش و معرفت به منظور انجام رسالت مهم ديني به زادگاه خويش (چاپلق ) بازگشت و در روستايي به نام ((دره باغ )) که جاي زندگي او و پدرش بود ساکن شد و مدتي نيز به روستاي  قلعه بابو رفت و در آنجا به تبليغ و تدريس مشغول شد.

مهاجرت به قم

ميرزا در چاپلق و روستاي قلعه بابو همچنان به ترويج مسائل دين و تدريس ‍ فقه و اصول مشغول بود ولي از طرفي چون در آنجا طالب علم و محصل چنداني وجود نداشت به ناچار به قم مهاجرت کرد و آن سرزمين مقدس را براي سکونت برگزيد و از برکت حضرت فاطمه معصومه (ع ) در مدت زماني اندک رشد و ترقي شاياني کرد و شهرت عالمگير يافت و رياست و مرجعيت شيعه به وي رسيد. او پس از آن به کار تاليف و تصنيف ، تدريس و صدور فتوا، و تبليغ و ترويج دين پرداخت و مسجد جامع شهر را براي اقامه نماز جمعه و جماعت برگزيد. و بدين گونه رفته رفته آن شهر علم و دين که پس از فتنه افغانها از عالم تهي گشته بود رونق پيشين خود را باز يافت و در شمار مراکز مهم علمي شيعه درآمد. در نتيجه حوزه علميه قم حوزه اصفهان را - که در آن زمان حوزه فعال و پرتحرک و داراي مدرسان بزرگ شيعه بود - تحت شعاع خود قرار داد و توجه مسلمانان را به سوي خويش جلب کرد.

فتحعلي شاه قاجار در اين ايام بود که در نخستين سفرش به قم به فضايل اخلاقي و کمالات نفساني و مراتب فضل ميرزا پي برد و براي زيارت او به مسجد جامع شهر آمد و در شمار مامومين وي قرار گرفت و نماز ظهر و عصر را به آن بزرگوار اقتدا کرد و در نخستين ملاقات حلقه ارادت و محبت آن جناب را به گردن افکند.

آثار علمي

ميرزاي قمي در اکثر علوم اسلامي چون فقه و اصول و کلام و علم معاني و بيان و غير آنها تاليفات و تصنيفات ارزنده و بي سابقه اي از خود به يادگار گذاشته است که هر يک از آنها بيانگر نبوغ فکري و احاطه علمي افزون و حسن سليقه اوست .

گرچه اين محقق عالي قدر اکثر آثار قلمي خود را در دوران سکونت در قم تاليف کرده است . ، آغاز فعاليت تاليفي و تصنيفي وي به دوران جواني و همان ايامي که در حوزه علميه خوانسار در خدمت آقا حسين خوانساري مشغول تحصيل بوده مربوط مي شود. زيرا به طوري که آقا بزرگ تهراني ذکر مي کند منظومه اي که ايشان در علم بيان تصنيف کرده است در ربيع الثاني سال 1173 بيست و دو سالگي و در خوانسار پايان يافته است .و از تاليف کتاب ((مجموعه فوائد و بعض رسائل )) در ماه محرم سال 1175 يعني در اوايل تحصيل در کربلا (در 24 سالگي ) فارغ شده است .

اکنون برخي از آثار قلمي او را معرفي مي نماييم :

1. قوانين الاصول : مهمترين و مشهورترين تصنيف ميرزا همين کتاب بوده که به زبان عربي نوشته شده و مولف در سال 1205 از تاليف آن فراغت يافته است . اين کتاب يک دوره کامل علم اصول است که جلد اول آن شامل مباحث الفاظ و جلد دوم آن حاوي مباحث عقلي است .

2. حاشيه بر قوانين : اين کتاب در علم اصول است ، و در آن به ايرادهاي وارد بر قوانين الاصول پاسخ داده شده است .

3. حاشيه بر زبده الاصول شيخ بهايي

4. حاشيه بر تهذيب الاصول علامه حلي

5. حاشيه بر شرح مختصر اين حاجب عضدي (اين سه کتاب هر سه در علم اصول است .)

6. جامع الشتات يا اجوبه المسائل (در سه جلد)

حاوي يک دوره فقه از بحث طهارت تا مبحث بيان ديه ها به صورت سوال و جواب . بعلاوه برخي از سوالهاي متفرقه و عقايد ديني و مسائل کلامي ، از جمله رد بر صوفيه در آخر کتاب ذکر شده است .

7. مناهج الاحکام (در فقه )

8. غنائم الايام فيما يتعلق بالحلال و الحرام : (فقه استدلالي )

9. معين الخواص : (در فقه - بخش عبادات )

10. مرشد العوام : (رساله عمليه - به زبان فارسي )

11. منظومه اي در علم بديع (در 140 بيت ) و منظومه اي در علم بيان .

12. فتحيه : (در علم کلام )

13. ديوان شعر: (پنج هزار بيت شعر فارسي و عربي )

14. رساله اي در اصول الدين : (به زبان فارسي )

15. رساله اي پيرامون موضوع و حکم غناء

16. رساله اي در عموميت حرمت ربا در تمام معاوضات

17. مجموعه اي از نصايح و مواعظ (نامه مفصل به فتحعلي شاه )

18. رساله اي در رد صوفيه و غلات

شاگردان برجسته

يکي از خدمات بزرگ و فعاليتهاي ارزنده اين شخصيت علمي تربيت شاگردان ممتاز و نمونه اي است که هر يک از آنها از مشعلداران علم و فقاهت و از بزرگان و شخصيتهاي برجسته علمي به شمار مي آيند. شاگردان برجسته ميرزا عبارتند از:

1. آقا سيد محمد باقر شفتي معروف به حجه الاسلام (متوفاي 1260 ق ): او در قم نزد ميرزاي قمي شاگردي نمود. پس از آن به کاشان مسافرت کرد و مدتي نيز نزد حاج ملا مهدي نراقي بهره علمي جست . آنگاه به اصفهان رفت و در آنجا ساکن شد.

معروف ترين تصنيف وي کتاب مطالع الانوار (شرح شرايع ) است .

2. حاج محمد ابراهيم کلباسي (1180 - 1261 ق .)

او از مفاخر علماي اماميه و از مجتهدان بزرگ شيعه به شمار مي رود و در زهد و تقوا و عبادت زبانزد خاص و عام است ، در دوران زعامت و مرجعيت استاد کل وحيد بهبهاني براي تحصيل به عراق مهاجرت کرد و از محضر بزرگاني همچون آقا محمد باقر بهبهاني ، علامه بحرالعلوم ، شيخ جعفر کاشف الغطاء، آقاي سيد علي طباطبايي (مولف رياض المسائل ) و ميرزاي قمي استفاده کرد. برخي از تاليفات و آثار ارزشمند او عبارتند از:

1- الايقاعات

2- الارشاد

3- شواهد الهدايه

4- منهاج الهدايه

5- ارشاد المسترشدين

6- الارشاد

7- النخبه

8- مناسک الحج

3. آقا محمد علي هزار جريبي (متوفي 1245 ق .

او از بزرگان علما بود و در علوم عقلي و نقلي مهارت خاصي داشت . کتابهاي ((البدرالباهر)) در تفسير، ((السراج المنير)) در علم رجال ، ((تبصره المستبصرين )) در امامت ، کتاب الصلوه و ((انيس المشتغلين )) آثار قلمي اين دانشور بزرگ است .

4. آقا احمد کرمانشاهي (نوه وحيد بهبهاني )

از آن بزرگوار آثاري چون ((مرآت الاحوال )) در موضوع رجال (به زبان فارسي )، ((العموديه في شرح الصمديه ))، ((نور الانوار))، ((الدرر الغرويه )) و شرح مختصر النافع و کتب ديگر به جاي مانده است .

5. سيد محمد مهدي خوانساري (متوفاي 1246 ق .)

او نوه آقا حسين خوانساري است . از جمله تاليفات و آثار قلمي اين سيد بزرگوار رساله مشهور و مبسوطي در احوال ابوبصير است که ((عديمه النظير في احوال ابي بصير)) ناميده شده است .

6. سيد علي خوانساري

7. ميرزا ابوطالب قمي

8. حاج سيد اسماعيل قمي

9. ميرزا علي رضا قمي

10. شيخ حسين قمي

11. حاج ملا اسدالله بروجردي

12. حاج ملا محمد کزازي

13. ملا غلامرضا آراني

بسياري از اين بزرگان از ميرزاي قمي اجازه روايت و حديث دريافت کرده اند.

تبليغ و ارشاد

فعاليت هاي فرهنگي اين شخصيت عاليقدر تنها به مطالعه و تحقيق ، تاليف و تصنيف و تدريس و تربيت شاگرد محدود نمي شد و کثرت اشتغالات علمي و اجتماعي ، او را از وظيفه اصليش ، يعني تبليغ دين و ترويج و نشر آيين مقدس اسلام و ارشاد و هدايت بندگان خدا باز نمي داشت ، او در حالي که پناه محکم و مطمئن براي اهل علم بود مرشد و معلمي دلسوز و پدري مهربان براي مردم شناخته مي شد. به همين سبب به موازات برنامه هاي درسي که براي دانش پژوهان و اهل فضل داشت خطابه ها و سخنرانيهايي نيز براي ساير افراد بر پا مي داشت .

امر به معروف و نهي از منکر

آن بزرگوار به انجام فريضه امر به معروف و نهي از منکر بسيار مقيد و پاي بند بود. حتي اين وظيفه الهي و اجتماعي در ملاقات با شاه وقت هم ترک نمي شد. گويند در يکي از اين ملاقاتها در بين گفتگو، خطاب به فتحعلي شاه فرمود: اي شاه ! با مردم به عدالت رفتار کن زيرا که مي ترسم به موجب معاشرتي که با تو دارم ، نظر به آيه شريفه ((و لا ترکنوا الي الذين ظلموا فتمسکم النار)) مستوجب عذاب پروردگار شوم ! سلطان قاجار در جواب ميرزا عرض کرد: نظر به اين روايات که مي گويد: ((هر که در دنيا سنگي را دوست داشته باشد در آخرت با او محشور خواهد شد)) بنده هم چون در دنيا با شما معاشرت و دوستي دارم ، اميدوارم که در بهشت عنبر سرشت نيز با شما محشور باشم .

در يکي از ديدارهاي ديگري که ميرزا با فتحعلي شاه داشت دست به ريش ‍ وي که بسيار بلند بود کشيد و فرمود: اي شاه ! کاري نکن که اين ريش فرداي قيامت با آتش جهنم بسوزد!

هر چند که سلطان نسبت به او علاقه مي ورزيد، ميرزا به وي بي اعتناتر مي شد و بيشتر از وي فاصله مي گرفت . روزي فتحعلي شاه از آن بزرگوار درخواست کرد که اجازه دهد تا دختر خويش را به ازدواج پسر ميرزا درآورد و بدين وسيله رابطه خانوادگي بين ميرزا و خانواده سلطنتي بر قرار گردد. ميرزا از اين پيشنهاد سخت ناراحت و نگران شد و از قبول آن خودداري ورزيد. گر چه آن جلسه بدون نتيجه پايان پذيرفت اما چون براي ميرزا اين احتمال وجود داشت که با اصرار شاه مجبور گردد از روي ناچاري به اين وصلت تن در دهد دست بر دعا برداشت و گفت : ((خدايا، اگر بناست شاهزاده به همسري پسر من درآيد مرگ جوانم را برسان !)) طولي نکشيد که تنها پسر ميرزا در آب غرق شد و در اثر اين سانحه از دنيا رفت .

از ميرزا بياموزيم

ويژگيهايي که رمز موفقيت و عامل پيروزي و سربلندي اين مرد بزرگ بوده است عبارت است :

الف ) صبر و استقامت : 

شکيبايي و استقامت و پايمردي از ويژگيهاي بارز ميرزاست . او در طول زندگي پرنشيب و فرازش همواره در برابر مشکلات چون کوه مقاوم و پايدار بود و هرگز در مقابل حوادث ناگوار و انبوه سختيها زانو به زمين نزد، با اينکه در طول زندگي هشتاد ساله اش مخصوصا دوران تحصيل با مشکلات فراواني مواجه بود، با استفاده از شکيبايي توانست بر همه مشکلات پيروز شود.

ب ) جديت در تحصيل :

او در فراگيري اسلامي چنان کوشا بود که شبها کمتر به خواب مي رفت و بيشتر وقت را مشغول مطالعه بود.

ج ) تلاش پيگير:

تلاشگري فوق العاده او سبب شده که او را يکي از پرکارترين فقهاي شيعه به شمار مي آورند. او تمام عمر مبارکش را به درس و بحث ، مطالعه و تحقيق و هدايت و ارشاد خلق سپري کرد و لحظه اي آرام ننشست .

گاه در سنگر محراب و مسجد به اقامه جمعه و جماعت و ارشاد و هدايت مشغول بود و گاه بر کرسي تدريس به نشر علوم اسلامي و تربيت و پرورش ‍ شاگرد، زماني در مسند فتوا و استنباط احکام شريعت و جواب استفتاءات و گاهي نيز به مطالعه و تحقيق و تاليف و تصنيف سرگرم بود.

د ) ذوق شعري : 

او علاوه بر مقام فقاهت ، داراي طبع شعر بود و ديوان شعر آن بزرگوار در حدود پنج هزار بيت که به زبان فارسي و عربي سروده شده است .

ه ‍) خوشنويسي : 

ميرزاي قمي علاوه بر مزاياي علمي و اخلاقي از زيبايي خط برخوردار بوده است ، مولف کتاب ((روضات الجنات )) در اين باره مي نويسد:

((مرحوم ميرزا بسيار خوش خط بود و با هر يک از دو نوع خط مرسوم زمانش - يعني نسخ و نستعليق - آشنايي کامل داشته و هر دو را به طرز بسيار جالب و زيبايي مي نگاشته است . نوشته هاي زيبايي که با زبان فارسي و عربي ، با خط نسخ و نستعليق از آن بزرگوار در نزد ما موجود است خود بهترين شاهد و گواه بر اين مطلب است .))

غروب آفتاب زندگي

سرانجام آفتاب زندگي اين شخصيت بزرگ علمي و ديني که سالها وجود مبارکش منشا خير و درخشندگي بود در سال 1231 ق غروب کرد او در هشتاد سالگي دعوت حق را لبيک گفت و روح پاکش به سوي معشوق شتافت و در جوار رحمت حق تعالي قرار گرفت . پيکر اين مرد بزرگ با نهايت تجليل و احترام تشييع گرديد و در قبرستان شيخان قم ، مقابل مقبره زکريا بن آدم به خاک سپرده شد.

بازماندگان

ميرزا داراي يک پسر و هشت دختر بود. پسر آن مرحوم در زمان حيات پدر درگذشت و بازماندگان وي تنها منحصر به دختران او بودند که هر کدام از آنها همسر يکي از علما گرديد.

افرادي که افتخار دامادي آن بزرگوار را دارا بودند عبارتند از:

1. ميرزا ابوطالب قمي

2. حاج ملا اسد الله بروجردي

3. ملا محمد نراقي (فرزند ملا احمد نراقي )

4. ميرزا علي رضا طاهري

5. شيخ علي بحريني

6. آقا محمد مهدي کلباسي (فرزند حاج محمد ابراهيم کلباسي )

7. ملا علي بروجردي

آثار:

قوانين الاصول

حاشيه بر قوانين

حاشيه بر زبده الاصول شيخ بهايي

حاشيه بر تهذيب الاصول علامه حلي

حاشيه بر شرح مختصر اين حاجب عضدي

جامع الشتات يا اجوبه المسائل

مناهج الاحکام

غنائم الايام فيما يتعلق بالحلال و الحرام

معين الخواص

مرشد العوام

منظومه اي در علم بديع

فتحيه

ديوان شعر

رساله اي در اصول الدين

رساله اي پيرامون موضوع و حکم غناء

رساله اي در عموميت حرمت ربا در تمام معاوضات

مجموعه اي از نصايح و مواعظ

رساله اي در رد صوفيه و غلات

 


موضوعات مرتبط: زندگی نامه میرزای قمی
[ ] [ ] [ علی حمزه ئی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

علی حمزه ئی : این وبلاگ را تقدیم میکنم به تمام مردم محترم قلعه بابو
این وبلاگ شخصا برای معرفی روستای عزیزمان وتصاویری از آن می باشد.
برچسب‌ ها
لینک های مفید
امکانات وب